<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
<channel>
<title>سایت سرگرمی و اطلاع رسانی فان روز . کام::چهره ها و خبرها</title>
    <link>http://www.funrooz.com/cat-12.html</link>
    <description>سرگرمی و تفریح،دانلود موزیک،دانلود نرم افزار،گالری عکس،آموزش،زوجهای جوان،پزشکی،رانشناسی،فال و طالع بینی،تعبیر خواب،عکسهاي روز,مصاحبه هاي جالب,سرگرمي و تفريح,مطالب طنز,جوک واس ام اس روز,عکسهاي خنده دار,فال روز,انواع فال و طالع بيني,بازي هاي آنلاين,کليپ هاي جالب,جالب و خواندني,سنماي ايران و جهان,عکس و خبر هنرمندان,گفتگو با هنرمندان,فيلم و سريالهاي روز,کارتون و انيميشن,حاشيه هاي سينمايي,موسيقي,مصاحبه با خوانندگان,عکس و خبر خوانندگان,آهنگهاي روز,مد و زيبايي,مدل لباس,مدل مو,آرايشگري,زيبايي پوست و مو,دکوراسيون هاي زيبا,مدل کفش و کيف,اخبار روز,فرهنگي و هنري,فناوري و اطلاعات,اجتماعي,علمي,سياسي,اقتصادي,خارجي,حوادث,خبرها,خانه و خانه داري,آموزش آشپزي,آموزش شيريني پزي,دسر و بستني,سالاد,نکات خانه داري,کامپيوتر و اينترنت,ترفندهاي کامپيوتر,ترفندهاي اينترنتي,برنامه هاي کامپيوتر,دانلود بازيهاي کامپيوتر,موبايل,تم و پيش زمينه و زنگ,ترفند هاي موبايل,برنامه هاي موبايل ,معرفي گوشي هاي جديد,دانلود بازيهاي موبايل,کتابهاي الکترونيکي موبايل,مجله سلامت,تغذيه,خواص خوراکيها,پزشکي و سلامت,بهداشت جنسي,تناسب اندام,دانلود کتابهاي الکترونيک,جزوه هاي دانشگاهي,مجله و ژورنال,داستان و رومان,کامپيوتر و وب,مذهبي,روايات و احاديث,ورزش,عکس و خبر ورزشي,حاشيه هاي ورزشي,روانشناسي,روابط موفق,آيين همسرداري,کودکان,موفقيت در کسب و کار,تست هاي روانشناسي,چت باکس,مطالب برتر,ديدني هاي امروز فان روز</description>
    <language>fa</language>
    <pubDate>Mon, 06 Sep 2010 06:09:16 am</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 06 Sep 2010 06:09:16 am</lastBuildDate>
    <docs>http://www.funrooz.com/</docs>
    <generator>BaBOLI.IR</generator>
    <managingEditor>http://www.funrooz.com/</managingEditor>
    <webMaster>Info@Baboli.ir</webMaster>
    <managingEditor>Info@Baboli.ir</managingEditor>
<item>
<title>گرانترين بازيگران زن هاليوود معرفی شدند (+عکس)</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-5068.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-5068.html</link>
<description><![CDATA[<BR>
<P><IMG alt="Persianv.com At site" src="http://www.persianv.com/uc/out.php/i11987_220pxSandraBullockMay09.jpg"><BR>فارس : «ساندرا بولاك» ، بازيگر برنده اسكار، با كسب 56 ميليون دلار دستمزد به خاطر دو فيلم، به عنوان گران قيمت‌ترين بازيگر زن هاليوودي طي 12 ماه گذشته معرفي شد.</P>
<P>اگرچه سال 2010 براي «ساندرا بولاك» با طلاقي كه داشت از لحاظ خانوادگي چندان سال موفق نبود ولي او با كسب جايزه اسكار بهترين بازيگر نقش اول زن براي فيلم «نقطه كور»، امسال را به عنوان موفق‌ترين سال كاري خود در پرونده‌اش به ثبت رساند.</P>
<P>او اخيرا از سوي سايت «فوربس» نيز با كسب 56 ميليون دلار دستمزد به خاطر دو فيلم «پيشنهاد» و «نقط كور» به عنوان گران‌قيمت‌ترين بازيگر هاليوود طي 12 ماه گذشته معرفي شده است.</P>
<P>اين بازيگر نه تنها براي بازي در اين فيلم‌ها اين ميزان دستمزد گرفته، بلكه طبق قرداد در سود اين فيلم‌ها نيز شريك است.</P>
<P>فيلم 30 ميليون دلاري «نقطه كور» بيش از 310 ميليون دلار و فيلم 40 ميليون دلاري «پيشنهاد» بيش از 320 ميليون دلار در گيشه فروخته‌اند.<BR><IMG alt="Persianv.com At site" src="http://www.persianv.com/uc/out.php/i11984_1603157516051585160816061583161015751586.jpg"><BR>«ريس ويتراسپون» و «كامرون دياز» نيز با دستمزدي بالغ بر 32 ميليون دلار به طور مشترك جايگاه دوم فهرست گران‌قيمت‌ترين بازيگران زن هاليوود را به خود اختصاص داده‌اند.<BR><IMG alt="Persianv.com At site" src="http://www.persianv.com/uc/out.php/i11986_jeniferaniston.jpg"><BR>همچنين «جنيفر آنيستون» با 27 ميليون دلار</P>
<P><IMG alt="Persianv.com At site" src="http://www.persianv.com/uc/out.php/i11985_xin12210042709360311911710.jpg"><BR>و «سارا جسيكا پاركر» با 25 ميليون دلار درآمد در جايگاه چهارم و پنجم اين جدول قرار گرفته‌اند.</P>
<P>سال گذشته «آنجلينا جولي» و «جنيفر آنيستون» در صدر اين جدول قرار گرفته بودند. </P>
<DIV><A href="http://www.asriran.com"></A>&nbsp;</DIV>
<DIV>&nbsp;</DIV>
<DIV><A href="http://www.funrooz.com">عکس-گرانترين-بازيگران-زن-هاليوود-معرفي-شدند</A><BR></DIV>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-5068.html</comments>
<pubDate>Thu, 05 Aug 2010 01:38:36 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>گفتگو با با نیما شاهرخ ‌شاهی درباره حضورش در «فاصله‌ها» و سریال ماه رمضان</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-4629.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-4629.html</link>
<description><![CDATA[<DIV class=Content>
<P style="TEXT-ALIGN: justify" align=center><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><A href="http://www.funrooz.com//"><IMG title="بزرگترین سایت تفریحی ایرانیان |www.funrooz.com" height=297 alt="" src="http://irupload.ir/images/eejdmtadvfqs50kpmifp.jpg" width=427></A></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><BR></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">زمانی بود که‌ گروهی از بازیگران که از سینما شروع کرده بودند تمایلی به حضو در تلویزیون نداشتند و کمتر شاهد حضور آنها در تلویزیون بودیم. اما اکنون بازیگران سینما در تلویزیون حضور فعالی دارند.<BR><SPAN style="FONT-WEIGHT: bold">نیما شاهرخ‌شاهی</SPAN></SPAN> <SPAN style="FONT-SIZE: x-small">در سینما یک بازیگر باتجربه است که در طول ۸ سال در این عرصه جایگاه خوبی هم پیدا کرده اما حضورش در تلویزیون هم می‌تواند سرآغازی برای طی کردن مسیر جدیدی در کارنامه حرفه‌ای‌اش باشد.</SPAN></P>
<DIV dir=rtl style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">این شب‌ها او با سریال <SPAN style="FONT-WEIGHT: bold">فاصله‌ها</SPAN> (حسین سهیلی‌زاده)‌ مهمان تلویزیون است و درست پس از پایان این سریال و شروع ماه رمضان با مجموعه <SPAN style="FONT-WEIGHT: bold">ملکوت</SPAN> (محمدرضا آهنج)‌ مهمان خانه‌ها خواهد بود. به هر حال همه اینها بهانه‌ای شد برای یک گفتگو…<BR>روزی که برای گفتگو با نیما شاهرخ‌شاهی قرار گذاشتیم، سر صحنه مجموعه ملکوت بود و فرصت کوتاهی که گروه برای استراحت داشت، مجالی شد برای پرسش‌های ما و جواب‌های او.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">از حضور و نقشی که در مجموعه <SPAN style="FONT-WEIGHT: bold">ملکوت</SPAN> داری برایمان بگو.<BR>مجموعه هنوز پخش نشده و توضیح زیادی نمی‌توانم بدهم. نقش سامان، نوه حاج فتاح (با بازی محمدرضا شریفی‌نیا)‌ را بازی می‌کنم که طی داستان دچار یک ارتباط عاطفی می‌شود و اتفاقاتی در این میان رقم می‌خورد.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">ملکوت اولین مجموعه مناسبتی است که در آن حضور داری؟<BR>بله، ولی ۳-۲ مجموعه‌ای هم که در آن بازی داشته‌ام مجموعه‌های روتین و تقریبا هر شبی بودند؛ شمس‌العماره که به عنوان مهمان حدود یک هفته در آن حضور داشتم، فاصله‌ها که در حال حاضر پخش می‌شود و بعد هم مجموعه ملکوت.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">تا آنجا که می‌دانم قصه ملکوت ماورایی است. طی سال‌های اخیر بخصوص در مجموعه‌های مناسبتی زیاد از این گونه سوژه‌ها برای ساخت سریال استفاده شده است. فکر می‌کنی ملکوت چه ویژگی متمایزی نسبت به آثار سال‌های اخیر قرار است داشته باشد؟<BR>شاید بهتر باشد راجع به چیزهایی که وجود داشت و مرا برای حضور در این مجموعه به خود جذب کرد‌ صحبت کنیم؛ فیلمنامه خوب، گروه خوب و کارگردانی خوب.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">تصویربرداری <SPAN style="FONT-WEIGHT: bold">سریال فاصله‌ها</SPAN> ادامه دارد و شما همزمان در سریال ملکوت هم بازی دارید. این نوع کار کردن سخت نیست؟<BR>ترجیح می‌دادم که این اتفاق نیفتد، چرا که گریم من در این دو مجموعه یکسان است. صبح یک نقش بازی می‌کنم و شب یک نقش، ولی الان خوشحالم و به نظرم اتفاق بسیار خوبی بود.<BR>دوست داشتم در یک مجموعه مناسبتی کار کنم. از الان هم می‌توانم به جرات این قول را بدهم که این مجموعه بهترین سریال ماه رمضان خواهد بود. ‌‌ تداخلی که در ضبط دو مجموعه وجود داشت، سختی‌هایی را نیز به همراه داشت ولی خوشحالم که بازی در ملکوت را قبول کردم. حرف شما را قبول دارم. مجموعه‌های ماورایی این سال‌ها زیاد ساخته و پخش شدند، ولی نوع خاص استفاده از پرده کروماکی و جلوه‌های ویژه‌ای که در این کار استفاده شده، سریال ملکوت را خاص و متمایز می‌کند.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">بازی در سینما را با <SPAN style="FONT-WEIGHT: bold">فیلم مکس (سامان مقدم)</SPAN>‌ آغاز کردی. بعد از آن تقریبا همیشه نقش‌های منفی را به عهده گرفتی. چه دلیلی باعث شد به سمت این نقش‌ها گرایش پیدا کنی؟<BR>اکنون داریم قسمت ۸ مجموعه ملکوت را تصویربرداری می‌کنیم. تا حدودی می‌دانم که قرار است ادامه نقش سامان چگونه باشد، با توجه به این که هنوز فیلمنامه کامل نشده است ولی تا به اینجا سامان را خیلی منفی نمی‌بینم.<BR>سعی من همیشه این بوده که هر نقشی را متفاوت از دیگری بازی کنم، مخصوصا اگر نقش منفی باشد. بعد از این که فیلمنامه را می‌خوانم، اگر حس کنم که نقش، نقش منفی است، در ذهن خود آن را درجه‌بندی می‌کنم. هر نقش منفی برای من ۱۰ درجه دارد که بر حسب نقش میزان منفی بودن را در آن کاراکتر لحاظ می‌کنم. سعی و تلاشم این است که نقش‌های منفی‌ام هیچ کدام شبیه به هم نباشد. این طبیعی است که هیچ کس دوست ندارد ‌ نقش اش صد در صد منفی باشد. من هم معمولا با کارگردان صحبت می‌کنم و نقش را تا جایی پیش می‌برم و منفی‌سازی می‌کنم که به من جای دفاع هم بدهد. در نوع بازی‌ام به این مساله معتقدم که نقش حتی اگر منفی است، باید جوری ساخته و پرداخته شود که تماشاگر مواقعی هم به او حق بدهد و پیش خودش بگوید شاید شرایط جوری بوده که فلان شخصیت مجبور شده این کار را بکند. من جای دفاع برای نقشم می‌گذارم، چون از نقش‌های کاملا منفی با نمادهای خاص خیلی خوشم نمی‌آید.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">به همین دلیل است که مخاطب امروزی نقش یکدست سیاه با تمام عناصر منفی را دیگر نمی‌پذیرد، چون یک نقش زمانی قابل باور است که مخاطب بتواند نمودی بیرونی و عینی برای آن پیدا کند.<BR>این نکته هم مهم است، وقتی یک شخصیت قرار است مثلا در یک مجموعه ۳۰ قسمتی معرفی شود، فرصت برای ارائه زیر و بم شخصیتی او وجود دارد ولی این اتفاق در یک فیلم سینمایی ۹۰ دقیقه‌ای خیلی سخت‌تر می‌شود چرا که دیگر فرصتی نداریم که بخواهیم وارد جزئیات قبل و بعد آن شخصیت شویم و شاید به قول شما اینجا‌غلو شخصیتی بیشتر اتفاق می‌افتد. </SPAN>
<P><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">سامان در سریال ملکوت چقدر با شخصیت ساسان در سریال فاصله‌ها متفاوت است؟<BR>ساسان شخصیتی خاکستری است ولی سامان به سمت مثبت بودن گرایش بیشتری دارد. با صحبتی که با <SPAN style="FONT-WEIGHT: bold">محمدرضا آهنج،</SPAN> کارگردان سریال «ملکوت» داشتم، به این نتیجه رسیدیم که سامان باید برای سیر به سمت منفی بودن یا منفی شدن روال منطقی و باورپذیری داشته باشد تا بیننده هم بتواند با او ارتباط برقرار کند ولی ساسان فاصله‌ها به لحاظ سیر اتفاقاتی که بر او حادث شده، از همان ابتدا به بیننده خاکستری معرفی می‌شود.</SPAN></P></DIV>
<DIV dir=rtl style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">با توجه به تجربه‌ای که هم در تلویزیون و هم در سینما دارید، چقدر حضورت را در این دو متفاوت و شاید بهتر و برتر از دیگری می‌بینید؟<BR>نمی‌خواهم راجع به آسان‌تر بودن بازی در سینما یا تلویزیون بگویم، چون راحت نمی‌شود به این سوال جواب داد. اصولا من آدم بی‌حوصله‌ای هستم. یکی از دلایلی هم که در سینما فعالیت داشتم، این بود که یک کار در ۳۵ ـ۳۰ روز تمام می‌شود؛ ولی در سریال حدود ۶ ـ ۵ ماه درگیر هستی، پس برای من مهم است که در چه گروهی دارم کار می‌کنم. در چند ماه گذشته اتفاقات جالبی برایم افتاد، مثلا طی یک شبانه‌روز حدود ۱۲ سکانس گرفته شد و من ۱۰ بار تعویض لباس داشتم. این اتفاق سخت مخصوصا در مورد سریال‌های روتین بیشتر به چشم می‌آید. اتفاقی که در سینما می‌افتد، این است که اگر کاری پیش‌تولید قوی داشته باشد، طی یکی‌ دو ماه فرصت داری دیالوگ‌هایت را حفظ ‌ و بازی کنی. حتی دیالوگ‌ها هم در سینما مال خودت است، ولی در سریال می‌بینی که چند برگه دیالوگ به تو داده می‌شود و تو فقط زمان محدودی داری، باید آنها را حفظ کنی و جلوی دوربین بروی. تجربه بازی در سریال برای من سخت‌تر بود، اما خب وسوسه عجیبی در من انداخت. من حدود یک هفته در مجموعه شمس‌العماره حضور داشتم، ولی دقیقا ۲ روز بعد آن ۲ تا سینمایی پیشنهاد داشتم و ۲ تا سریال. «فاصله‌ها» با چند قسمت پخش بازخورد خوبی داشته و جدای از همه نقش‌هایی که در سینما بازی کردم و عقیده دارم بعضی از آنها نقش‌های خوبی هم بوده، برایم جالب است که بعد از ۵ الی ۶ قسمت پخش مجموعه فاصله‌ها، همه در خیابان، مرا‌ به اسم ساسان صدا می‌زنند.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">مدتی از سینما و تلویزیون فاصله گرفتید و بازگشتتان به دنیای بازیگری توام شد با همزمانی سریال‌های فاصله‌ها و ملکوت و در سینما هم لج و لجبازی و دموکراسی تو روز روشن. این پرکاری چگونه شکل گرفت؟<BR>اول بهتر است راجع به این صحبت کنیم که چرا نبودم و چرا الان هستم. خیلی وقت بود از این صحبت‌ها نکرده بودم و الان که فرصت خوبی است، می‌توانم مفصل حرف بزنم.<BR>فیلم‌های اول و دومی که بازی کردم هم فیلم‌های خوبی بود و هم کارگردان‌های خوبی داشت. طی این سال‌ها، مشاورینی داشتم که به من یادآور می‌شدند‌ چون ورودم با کارگردان‌های معروف و خوبی بوده، پس باید دقت بیشتری در انتخاب نقش‌هایم داشته باشم. بعد از فیلم دایره زنگی خیلی نقش‌ها را رد کردم. آن موقع دلایل خاص خودم را داشتم، اما بعد متوجه شدم دیگر تهیه‌کننده‌ها به این فکر نمی‌کنند که کدام بازیگر کم‌کارتر یا پرکارتر یا گزیده‌کار‌تر بوده است. الان ملاک حضور و انتخاب بازیگران برای فیلم‌ها و مجموعه‌ها این است که کدام بازیگر روی جلد مطبوعات است. بعد فکر کردم که با کناره‌گیری من، خیلی آدم‌های دیگری وارد می‌شوند، بنابراین تصمیم گرفتم فعالیت خودم را دوباره آغاز کنم. شاید قبل از شمس‌العماره حدود ۷ تا کار انجام داده بودم، ولی بعد از شمس‌العماره تا الان شاید ۲۰ روز تعطیلی هم نداشتم. ۷ تا کار سینمایی انجام دادم و ۲ تا سریال. مقداری حساسیتم را پایین آوردم. این به این معنا نیست که هر کاری را قبول کنم، اما سعی‌ام بر این است که با حضور بجاتر و معقول‌تر هم تجربه کاری‌ام را بالاتر ببرم و هم میزان پیشنهاداتم بیشتر شود. حضور همزمان یک بازیگر در چند فیلم و سریال می‌تواند خطرناک هم باشد. همزمانی چند کار باعث می‌شود بازیگر زیاد دیده شود، اما اگر کارهایش پشت سر هم پخش شود، حضور مستمر او را ثابت می‌کند.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">انگار تصمیم دارید در تلویزیون بیشتر فعالیت داشته باشید.<BR>بله. برای ۲ سریال دیگر هم قرارداد بسته‌ام که ان‌شاءالله در آنها بازی خواهم کرد.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">بنابراین می‌توان گفت یک‌سری از ملاک‌هایت برای انتخاب نقش تغییر کرده است.<BR>بله. الان اولین چیزی که برای من مهم است، فیلمنامه خوب است؛ چه در سینما و چه در تلویزیون، چراکه به عقیده من سینما و تلویزیون دارند در یک راستا حرکت می‌کنند و یک سطح می‌شوند. الان واقعا سینما دارد در مسیری حرکت می‌کند که اگر در سال ۷۰ فیلم سینمایی تولید می‌شود، ۵۰ تای آن در حدی است که من آنها را واقعا نمی‌پسندم. وقتی در فیلم‌هایی مانند مکس و دایره زنگی بازی می‌کنم، نشان‌دهنده این است که تعریف ویژه‌ای از فیلم کمدی دارم. البته این را هم بگویم پیش‌تولید طولانی فیلم «۷ دقیقه تا پاییز» شانس حضور در فیلم «درباره الی» را از من گرفت. اگر در این فیلم بازی می‌کردم حتما مسیر حضورم در سینما تغییر می‌کرد.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">البته شما با بازی در فیلم «<SPAN style="FONT-WEIGHT: bold">پارک‌وی»</SPAN> نشان دادید که به بازی در نقش‌هایی که روی روان‌شناختی آنها کار شده باشد، علاقه‌مند هستید.<BR>از پارک‌وی به بعد، همه نقش‌هایی که قرار بود فیلم‌هایش در زمینه وحشت ساخته شود، به من پیشنهاد شد، اما من نخواستم در یک نقش کلیشه شوم. بعد از پارک‌وی دوست داشتم نقشی به من پیشنهاد شود که خاص باشد و تلفیقی باشد از وحشت و روان‌شناسی. این اتفاق افتاد و تله‌فیلمی به من پیشنهاد شد به نام «یکی از ما» که بشدت نقشم را دوست داشتم و امیدوارم خوب درآمده باشد؛ نقش پسر معتادی که وابستگی به یک‌سری مواد دارد که وقتی استفاده می‌کند یک شخصیتی دارد و وقتی استفاده نمی‌کند شخصیتش دوگانه می‌شود.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">راجع به فاصله‌ها صحبت کنیم و پیامی که همیشه <SPAN style="FONT-WEIGHT: bold">حسین سهیلی‌زاده</SPAN> خیلی خوب و غیرمستقیم با مجموعه‌هایش به مخاطب می‌رساند.<BR>به نظر من یک‌سری کارگردان‌ها هستند که مدیوم تلویزیون را خوب می‌شناسند. معمولا راجع به سریال‌های روتین می‌گویند که از قسمت ۱۰ به بعد به قول معروف جا می‌افتد، ولی فاصله‌ها از همان قسمت اول بیننده خودش را پیدا کرد. سال گذشته این اتفاق راجع به دلنوازان هم افتاد و امیدوارم این اتفاق برای فاصله‌ها هم بیفتد. حسین سهیلی‌زاده نکات ظریفی را می‌بیند و می‌شناسد. تجربه چند ماه کار مستمر در تلویزیون به من ثابت کرد که کارگردانان خوبی در تلویزیون فعال هستند که کارهای ارزشمندی می‌سازند و من دوست دارم با آنها همکاری داشته باشم.</SPAN></DIV></DIV>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-4629.html</comments>
<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 12:14:45 am</pubDate>
</item>

<item>
<title>قیصر،خواننده لس آنجلسی هم به ایران آمد!!</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-4376.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-4376.html</link>
<description><![CDATA[<DIV class=Content>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; COLOR: #000000"><SPAN style="COLOR: #000000; FONT-SIZE: x-small"><IMG title="www.funrooz.com|بزرگترین سایت تفریحی ایرانیان" alt="" src="http://www.irupload.ir/images/rp3byjetxr6m5h9gbv.jpg" width=300 height=200></SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; COLOR: #000000"><SPAN style="COLOR: #000000; FONT-SIZE: x-small"></SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; COLOR: #000000"><SPAN style="COLOR: #000000; FONT-SIZE: x-small">پس از قطعی شدن حضور حبیب محبیان و اخباری دیگر مبنی بر حضور دو خواننده دیگر ساكن لس‌آنجلس در تهران، هفته پیش خبر ورود یكی دیگر از این خوانندگان خارج از كشور به گوش رسید.<BR>قیصر یكی از خوانندگان لس‌آنجلسی است كه هفته گذشته در یكی از دفاتر تولید فیلم دیده شد.<BR></SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; COLOR: #000000"><SPAN style="COLOR: #000000; FONT-SIZE: x-small"></SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; COLOR: #000000"><SPAN style="COLOR: #000000; FONT-SIZE: x-small">این حضور به دلیل دیدار با یكی از كارگردانان سینما بوده، اما نكته جالب اینكه، كارگردان مذكور شناختی از خواننده لس‌آنجلسی نداشته و این معرفی و شناسایی توسط همراهان خواننده و برخی از حاضران دفتر تولید فیلم صورت گرفته است!!</SPAN></SPAN></P>
<P><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; COLOR: #000000"><SPAN style="COLOR: #000000; FONT-SIZE: x-small"></SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; COLOR: #000000"><SPAN style="COLOR: #000000; FONT-SIZE: x-small"><BR><SPAN style="COLOR: #000000">بانی فیلم درهمین زمینه نوشت: این اخبار در حالی بار دیگر به گوش می‌رسد كه چندی پیش معین و </SPAN><A href="http://www.funrooz.com"><SPAN style="COLOR: #000000">بیژن مرتضوی</SPAN></A><SPAN style="COLOR: #000000">&nbsp;خبر حضور خود در تهران را تكذیب كرده بودند.</SPAN></SPAN></SPAN></P>
<P><SPAN style="COLOR: #000000">&nbsp;</SPAN></P></DIV>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-4376.html</comments>
<pubDate>Tue, 27 Jul 2010 09:27:45 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>گفت‌وگو با مهناز افشار درباره « پسر آدم دختر حوا » و کارنامه بازیگری‌اش</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-3320.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-3320.html</link>
<description><![CDATA[<P style="TEXT-ALIGN: center"><A href="http://www.takfun.co.cc/" target=_blank><IMG height=100 alt="گفت وگو با مهناز افشار درباره «پسر آدم دختر حوا» و کارنامه بازیگری اش" src="http://www.persianv.com/cinema/khabar/ecfab9c02d0622ee4b76426799d34469.jpg" width=130 border=0></A></P>
<P>اگر بازيگر دستمزد خوبي بگيرد، مجبور نمي شود در هر فيلمي بازي کند</P>
<P>سینمای ما- متن کامل مصاحبه فرانک آرتا در ماهنامه صنعت سینما با مهناز افشار درباره فیلم «پسر آدم دختر حوا» و بازیگری و کارنامه این بازیگر را این جا می خوانید.</P>
<P><BR>وقتي بازي هاي چند سال اخير شما را مي بينيم، تصوري از شما در ذهن مان درج مي شود که خيلي پرانرژي و پرتحرک هستيد. نمونه موفق اين ويژگي آتش بس است. ولي بعد مي بينيم اين خصوصيت در بعضي از فيلم ها تکرار مي شود، به طوري که در حق شما جفا مي شود. به اين معني که يا از استعدادهاي شما درست استفاده نمي شود، يا اين که شما مسير را درست انتخاب نمي کنيد. اصولاً وقتي فيلمي را بازي مي کنيد، چه معيارهايي براي انتخاب داريد؟</P>
<P>کاملاً با شما موافقم که نمونه خوب کارم مي تواند آتش بس باشد. من هميشه روند کاري ام را به دو بخش تقسيم مي کنم؛ قبل از سالاد فصل و بعد از آن. شروع کار من با شور عشق و دوستان بود که پرانرژي بودن من را در آن ها هم مي بينيد. وقتي قصه اي را مي خوانم، برايم مخاطب خيلي مهم است و دوست دارم مهناز افشار شيطوني باشم که بتواند حق خودش را از نوع خودش بگيرد. ما بازيگران بسيار موفقي داريم که به نوع هاي ديگري حق خود را مي گيرند. ديدم در آتش بس نمونه زن موفق و شيطوني را داريم که با همسرش چالش دارد و مي خواهد حقش را بگيرد و با او بحث مي کند. در زمان پسر آدم دختر حوا، من در ابتدا مخالفت کردم و گفتم اين فيلم شبيه آتش بس است و براي منِ بازيگر نظر مخاطبم مهم است. ما اين بحث را داشتيم و من مدتي از ايران رفتم و بعد با من تماس گرفتند که دوباره روي قصه کار کرده ايم. در ابتدا قرار بود جاي آقاي کميلي، شهاب حسيني بازي کند. حتي ايشان قرارداد داشت. ولي بعداً قراردادشان منتفي شد، به دلايلي که خودشان داشتند. بعد آقاي کميلي آمدند. تمام اميدم اين بود که قصه، قصه اي است که حرفي براي گفتن دارد. دو وکيل هستند که دنبال کار مي گردند، باسوادند و حقوق خوانده اند. کم کم به نظرم رسيد که قصه به اندازه کافي از آتش بس دور شده است. من در زندگي عادي ام درست است که پرانرژي باشم، ولي لحظاتي هم آرام و قابل تأمل هستم. پسر آدم، دختر حوا اين جاي کار را براي من داشت که سعي کنم بازي متفاوتي انجام دهم که شبيه آتش بس نباشد. فيلم در روزهاي آخر جشنواره فجر رسيد و با مردم نشستيم و فيلم را ديديم. مردم فيلم را دوست داشتند و به نظرم آقاي کميلي بسيار خوب بازي کردند که حتي معتقدم خيلي جاها من را جا گذاشته و آفرين به ايشان. حالا سوال شما اين است که آيا با آگاهي کار را انتخاب مي کنم؟ همان طور که گفتم، سالاد فصل نقطه عطف کارنامه من است. بعد از آن در شبانه روز، هم قصه فضايي خاص به من داد و هم کارگردان ها هدايتم کردند و هم من تلاش کردم که شبيه قبل نباشم.</P>
<P>به همين دليل گفتم بازي هايي که از شما ديده ايم، نشان مي دهد که توانايي براي اجراهاي متفاوت داريد.</P>
<P>خب فضا من را در شرايطي قرار داد که در آتش بس، پسر آدم دختر حوا و پوپک و مش ماشاءالله اين گونه باشم. باز در تسويه حساب خيلي اين جوري نبودم. با اين که همراه بقيه دختران يک گذشته پر از خشم داريم، ولي سعي کردم دختر را نرم و شکننده بازي کنم. مي خواهم اين را بگويم که يک موقع هايي کارگردان به من مي گويد همان شيطوني ها و آن دست تکان دادن ها و... را مي خواهم و اين جا ديگر از دست من خارج است. اما فيلم هايي هم دارم مثل کارگران مشغول کارند...</P>
<P>يا چه کسي امير را کشت؟</P>
<P>بله. اين ها هم بوده و به خودم مي گويم خيلي خب، مهناز افشار، پس مي تواني نقش هاي دروني تر را هم بازي کني، حالا خوب يا بد. اما نمي دانم چگونه بگويم که پسر آدم، دختر حوا مي طلبيد که اين گونه باشم، چون فضا، فضاي پرانرژي اي بود. من در همه گفت وگوهايم از فيلمي مثل امشب شب مهتابه به خوبي ياد نمي کنم. چون معتقدم در عين اين که همه گروه براي اين فيلم زحمت کشيدند، اما انرژي اي که من گذاشتم نه تنها اضافه بود، بلکه به فيلم لطمه زد و من از خودم در آن فيلم متنفرم. من هيچ فيلمي را بدون آگاهي و اين که مجبور باشم انتخاب نکرده ام. البته امشب شبه مهتابه تا حدودي اين جوري بود. چون دائماً با خودم کلنجار مي رفتم که اين نقش مال من نيست و مي گفتم اجازه بدهيد من نيايم، ولي خب رفتم.</P>
<P>بله، بازيگر هر چقدر هم مؤلف باشد، ولي همچنان بايد از خواسته هاي کارگردان تبعيت کند و نمي تواند خارج از فضاي ذهني کارگردان عمل کند. اما دايره سوالم وسيع تر است. مي گويم شما که داراي قابليت هايي وسيع تر هستيد، چرا شرايطي فراهم نمي کنيد که همان قدر که در سينماي تجاري موفق هستيد، در فيلم هاي هنرمندانه تر هم حضور فعال تري داشته باشيد؟</P>
<P>خب معتقدم يک تعداد بازيگر از قبل داشتيم و الان هم داريم که تکرارنشدني هستند. اين ها آدم هاي ويژه هستند. کساني مثل بهروز وثوقي، سوسن تسليمي، فاطمه معتمد آريا و... از همين دسته هستند. حتي ليلا حاتمي که من بسيار دوستش دارم. حالا مي خواستم به اين نکته برسم که ديگر اين جا بحث سبک و سليقه مطرح مي شود.</P>
<P>سليقه شما در اين مورد چيست؟</P>
<P>مثلاً هر وقت از من مي پرسند بازيگر مورد علاقه ات کيست؟ خب بازيگران آسياي دور و اروپا را مي گذاريم کنار، چون خيلي پيچيده است اگر بخواهيم وارد آن فضا شويم. به بازيگران هاليوود نگاه مي کنيم. همه مريل استريپ و نيکول کيدمن را دوست داريم. ولي من در انتخاب هايم کامرون دياز، چارليز ترون و آنجلينا جولي هم هست. شايد اين سليقه من است.</P>
<P>در حالي که مريل استريپ و نيکول کيدمن بازيگران بهتري هستند.</P>
<P>حالا يک موقع بحث تکنيک مطرح مي شود که مبحث جداگانه اي است که برمي گردد به سواد، تجربه و آگاهي. ولي يک موقع سليقه است. من معتقدم آدمي که به سينما مي آيد تا فيلم ببيند، مي تواند تا حالا در زندگي اش فيلم نديده باشد، دو خط شعر و کتاب نخوانده باشد و هيچ گونه آگاهي نسبت به جامعه و پيرامون خودش نداشته باشد و بيايد فيلمي ببيند و لذت هم ببرد. نمونه اش اخراجي هاست. من هميشه مي گويم اخراجي ها 1 برايم قابل تأمل تر از اخراجي ها 2 است، ولي نمي دانم چرا از اخراجي ها 2 استقبال شد. البته نمي توانيم به شعور تماشاگر توهين کنيم.</P>
<P>منظورم درجه روشنفکري و دانايي بازيگر و نحوه احاطه بر کارش است. در واقع يک بازيگر چگونه به تشخص مي رسد؟</P>
<P>اين مساله امسال براي من اتفاق مي افتد. من بيست ويکم خرداد 33ساله مي شوم. همه به من مي گويند چرا سن وسالت را اعلام مي کني!؟ من هم مي گويم سن عدد است. درست است که واقعيت است، ولي عددي بيش نيست. وقتي خيلي مسائل را بداني، ديگر خيلي تيترها برايت بي اهميت مي شود. سليقه من اصولاً کارهاي پرتحرک است. مثلاً کتاب خوان را با بازي کيت وينسلت مي بينم و اين فيلم را دوست دارم و بعضي اوقات از بعضي نگاه هايش شوکه مي شوم. يا در فيلم قبلي اش جاده انقلابي که شوهرش کارگرداني کرده بود هم بازي قابل قبولي دارد و نگاه هايش بسيار تاثيرگذار است.</P>
<P>همين بازيگر با تايتانيک کارش را شروع کرد.</P>
<P>بله. منظورتان را متوجه شدم. ديگر زمان درجا زدن نيست. من مي گويم مهناز افشار زماني سليقه اش اين بوده که در بيشتر کارها پرتحرک و پرانرژي باشد. اما از اين جا به بعد تصميم گرفته ام که مهناز، ديگر وقت درجا زدن نداري و تصميم دارم در اوج، اين مسير را کنار بگذارم. دغدغه هاي ديگري دارم، مجسمه سازي مي کنم، درس مي خوانم. با روحيه اي که دارم نمي خواهم تا ابد کار کنم، بلکه براي خودم سقف قائلم. حالا ديگر مي خواهم کارنامه خوبي داشته باشم. به همين دليل يک سال است که کار نکرده ام. اما معتقدم که مخاطبم را بايد همچنان حفظ کنم.</P>
<P>اصلاٌ بازيگر نمي تواند به مخاطب فکر نکند.</P>
<P>کاملاً. به همين دليل منتظر نتيجه طبقه سوم هستم.</P>
<P>چطور؟</P>
<P>چون خودم را در آن فيلم دوست ندارم.</P>
<P>ولي فيلم بدي نبود و اتفاقاً شما هم در آن جا متفاوت بوديد.</P>
<P>يکي از منتقدان هم همين را گفت. معتقد بود فيلم خوبي است.</P>
<P>شايد به اين دليل است که آن قدر در کار به خودتان نزديک مي شويد که خيلي از مسائل را نمي بينيد.</P>
<P>به اين علت است که از نزديک دوازده سالي که در سينما کار مي کنم، حدود ده سالش را به همين شکلي که شما گفتيد کار کرده ام. اما در طبقه سوم نيم ساعت اول فيلم را بايد سکوت مي کردم که خيلي برايم سخت بود.</P>
<P>ولي براي چرخش در کارتان به اين فضا احتياج داشتيد.</P>
<P>بله، اما نمي دانيد که در آن فيلم چقدر اذيت شدم.</P>
<P>اصلاً همه حرکات دست در اين فيلم از شما گرفته شده بود.</P>
<P>آقاي ميرباقري دائماً گوشزد مي کردند که حرکات اضافي نداشته باشم.</P>
<P>تحليل شما از کارتان کاملاً حسي است.</P>
<P>همين طور است. اگر الان مي گويم فيلم را دوست ندارم، چون تازه تغيير روش داده ام. در آن فيلم لخ لخ راه مي رفتم، اما خودم آدمي نيستم که اين طوري راه بروم. لباسي که انتخاب شده بود، گريمي که داشتم و... به گونه اي بود که نمي توانستم حرکات اضافي داشته باشم. حتي نمي توانستم اضافه پلک بزنم. موافقم که حالا بايد فيلم هايي متفاوت را بازي کنم، ولي در عين حال معتقدم که همان کار را بايد مخاطب دوست داشته باشد.</P>
<P>مخصوصاً براي شما که زبان بدن ياbody language تان خيلي زياد است.</P>
<P>البته من معتقدم که body language در سينماي ايران خيلي کم است. اگر من هم استفاده مي کنم نشانه هوشم نيست، بلکه ناشي از مهناز افشار تربيت شده در خانواده اش است که اين طوري بار آمده. همين الان که با شما حرف مي زنم هزار جور حرکت دارم. اما حالا ديگر بازيگري برايم رسالتي دارد و ديگر فقط بپر بالا نيست. مثلاً انعکاس فيلمي است که برايش احترام زيادي قائل هستم...</P>
<P>يکي از بازي خوب شما در آن فيلم، لحظه اي بود که در ماشين کنار حميد گودرزي نشسته بوديد و در نماي کلوزآپ حرف تان را مي زايد.</P>
<P>اتفاقاً يک نفر ديگر هم همين حرف را به من زد. اگر در آن جا هم دقت کرده باشيد، خيلي از حرکت هايم را گرفته بودم و عملاً آن جا فقط نگاه بود. هميشه معتقدم ما قبل از اين که بازيگر باشيم شخصيت خودمان هستيم. حالا بازيگر وقتي در قالب نقش مي رود، اگر به خودش نزديک تر باشد راحت تر است، ولي اگر از او دور باشد اذيت مي شود. من در آکواريوم در نقش زني شکست خورده بودم. آن جا هم سعي کردم ديگر دختر شيطون نباشم. همه اين ها را گفتم که بگويم پله پله بالا آمدم. سليقه واقعي ام مهناز افشار در آتش بس است، ولي قرار نيست مهناز افشار با سليقه اش در سينما کار کند. صحنه اي در تسويه حساب داريم، آن جا که ناپدري ام مرده و مريم را کنار مي کشم و حالم خيلي بد شده. همه به من اعتراض کردند که چرا دستت را آوردي جلوي صورتت و نگذاشتي که ما آن حالت تو را ببينيم؟ حالا من جزو بازيگراني هستم که از يک ماه قبل در قالب نقش نمي روم. ادعايي نيست. من در لحظه در صحنه هستم. بعضي ها حتي به من مي گويند چرا ديالوگ ها را حفظ نمي کني؟ براي اين که به تازگي اش اعتقاد دارم، مگر اين که مونولوگ باشد. مثلاً در چه کسي امير را کشت؟ بايد متن را دقيقاً حفظ مي کرديم تا آن را بگوييم. به طور کلي بازيگري براي من در لحظه اتفاق مي افتد. به همين دليل در آن صحنه تسويه حساب حالم دگرگون شد و نفهميدم چرا جلوي صورتم را گرفتم.</P>
<P>کارگردان به شما چيزي نگفت؟</P>
<P>اتفاقاً خانم ميلاني به من گفتند «مهناز جان، جلوي صورتت را نگير.» گفتم خانم ميلاني، در اين سکانس/ پلاني که گرفتيد، من ديگر مهناز نبودم که بدانم چه مي کنم. آن قدر حالم بد بود که مي گفتم من دوازده سالم بود که ناپدري ام به من تجاوز کرد که در اين فاصله جمله ام را مي گويم و بعد جلوي صورتم را مي گيرم. البته اين صحنه حذف شد و به همين دليل درنيامد. ولي با همه اين حرف ها با شما موافقم. به همين دليل يک سال است که کار نکرده ام. قبل از عيد امسال با آقاي جيراني کار کردم که از آن دسته فيلم هايي است که بسيار دوستش دارم. اسم فيلم قصه پريا است. اول از همه از همکاري با باران کوثري و مصطفي زماني بسيار لذت بردم. اصولاً کار کردن با آقاي جيراني را دوست دارم. جدا از آقايان حاتمي کيا، کيميايي و خانم ميلاني که کار کردن با ايشان را هم دوست دارم، آقاي جيراني حسي به من مي دهد که دوست دارم تمام انرژي ام را جلوي دوربينش بگذارم.</P>
<P>فکر کنم اولين کسي بود که درباره استعدادهاي شما در بازيگري صحبت کرد.</P>
<P>بله. بنابراين خيلي دوست دارم که اين فيلم را ببينيد. براي اين که مسير وحشتناکي در آن داشتم. يک دختر فعال که مواد مصرف مي کند و بعد مادر مي شود. قبل از عيد وقتي فيلم تمام شد و به مسافرت رفتم، سه روز مريض بودم.</P>
<P>چرا؟</P>
<P>براي اين که من بازيگري تکنيکي نيستم. بازيگري حسي هستم. چقدر مصطفي زماني بده بستان خوبي با من داشت و خيلي خوب به من کمک کرد. بعد از اين که يکي از پلان هايم تمام شد، رفتم اتاق گريم و هق هق گريه کردم. قلبم داشت مي ايستاد. بچه ها مي گفتند اين چه جور بازيگري است؟ خانم محترم، داري مي ميري، برو يک ذره تکنيک ياد بگير! به همين دليل دارم زياد فيلم مي بينم و کتاب مي خوانم تا يک ذره تکنيک به کارم اضافه کنم و ديگر ضربه نبينم. الان سر کار آقاي ميري مي روم که مي گويند نقش پيچيده اي است. حالا اين کار را مي کنم تا ببينم نتيجه اش چه مي شود.</P>
<P>چقدر خوب است که از نظرات استقبال مي کنيد.</P>
<P>بله، مثلاً در جشنواره به من گفتند که قرار است براي طبقه سوم نامزد بشوي. گفتم تو رو خدا با من بازي رواني نکنيد. براي من جايزه حتماً مهم است. يک نوع تشويق است که دوازده سال در اين سينما کار کرده ام و هيچ ادعايي ندارم، ولي همچنان مي گويم بازيگري عشق من است. بازيگري را زماني شروع کردم که خانواده ام مخالف با کارم بود. از فضاي خانواده اي آمدم که مي گفتند تو بايد دکتر يا مهندس شوي.</P>
<P>همه مان روزي قرار بوده مهندس يا دکتر شويم!</P>
<P>خانواده من مذهبي/ روشنفکر هستند که بازيگري را براي من مناسب نمي ديدند. در صورتي که معتقدم شما مي توانيد هر شغلي را که مورد علاقه تان است انتخاب کنيد. مي توانيد يک فروشنده باشيد و در عين حال از کارتان لذت ببريد. من اگر به هر دفتري مي روم که برايم احترام قائل مي شوند، مي گويم: «پدرم، خدا رحمتت کند که من را اين گونه تربيت کردي» يا «مادرم، متشکرم از شما که معيارهايي را براي زندگي به من آموختيد و يک چارچوب براي من ساختيد.» به همين دليل تغير مسير دادم تا سرم را هم مقابل مردم و هم منتقدان بي غرض بالا نگه دارم. اگر شما جلوي من نشسته ايد و مي گوييد مهناز افشار، من از شما فيلمي ديدم که متفاوت بوديد، برايم قابل احترام است و در قلب من ثبت مي شود.</P>
<P>البته به نظرم در گذر زمان مجموع کار يک هنرمند مورد ارزيابي قرار مي گيرد.</P>
<P>متاسفانه همه مثل شما نگاه نمي کنند. خيلي خوب است که شما بي غرض هستيد، به دليل اين که در کلام تان مي خواهيد آگاهي هم بدهيد. من مي گويم منتقد عزيزي که از هر بازيگري نقد مي کنيد، بگوييد خيلي بد بازي کرديد، ولي مي توانيد بهتر هم باشيد. مثل معلم مدرسه اي که من صفر بگيرم و او دائماً بر من خشم بگيرد، آن وقت ديگر تلاش نمي کنم که بيست بگيرم.</P>
<P>خب بخشي از اين مشکلات ناشي از اين است که خيلي از بازيگران ما اهل مطالعه نيستند. استعداد شرط لازم است، ولي کافي نيست. چون آن استعداد بايد پرورش پيدا کند.</P>
<P>جمله جالبي آقاي شريفي نيا در فيلم دعوت گفت، در اپيزودي که با هم بازي داشتيم. گفت «شيدا شدن راحت است، شيدا بودن سخت است.» من به خودم مي گويم وارد شدن به سينما راحت است. در مورد خودم مي گويم که آقاي عبدالله اسکندي و خانم شمسي فضل اللهي معرف من در سينما بودند و هميشه از آن ها ياد و تشکر خواهم کرد. حالا خانم افشار، شما وارد سينما شدي، چه چيزي براي ارائه داري؟ من کتاب "چرخ بازيگر" را هميشه سالي يک بار مطالعه مي کنم. براي اين که خيلي کتاب ها را مي خوانيم و بعد مي بنديم و مي گذاريم توي کتابخانه و چون ديگر استفاده نمي شوند و چون بستري براي استفاده از مطالبي که مي خوانيم و فيلم هايي که مي بينيم نيست، خب فراموش مي شوند. من مي گويم بياييم فيلم هاي خوب و کتاب هاي مورد علاقه مان را دوباره ببينيم يا بخوانيم. بانوي زيباي من را سعي مي کنم هر چند وقت يک بار ببينم، چون عاشق اين فيلم هستم. يا کتاب مورد علاقه ام "مرشد و مارگريتا" است. هر بار که مي خوانم ايده جديدي از آن مي گيرم. يا الان فيلم هاي جديدي که در اسکار آمده اند، مي نشينم و نگاه مي کنم. مي گويم لئوناردو دي کاپريو نمونه يک بازيگر سوپراستار تجاري است که حالا مي آيد جزيره شاتر را هم بازي مي کند و بعد مي بيني که در رومئو و ژوليت، تايتانيک و... هم بازي کرده است.</P>
<P>براي اين که تکليف شان با بازيگري روشن است.</P>
<P>بستر هم آن جا فراهم است، ولي اين جا خيلي بستر کارها مشخص نيست. چرا فيلم هاي هنري را فقط به يک تعداد بازيگراني مي دهند که چهره ويتريني ندارند يا فقط به چهره هاي تئاتري پيشنهاد مي دهند؟ اتفاقاً يک چهره تئاتري را در يک فيلم تجاري هم بياورند يا برعکس. بالاخره آن شرايط بايد فراهم شود. مثلاً من بعد از دوازده سال مي گويم که خب خانواده ام را دارم، دستم به اندازه خودم به دهنم مي رسد و لنگ نيستم. پس ديگر در هر فيلمي بازي نمي کنم و صبر مي کنم يک فيلم خوب بازي کنم. ولي اين اتفاق ممکن است براي خيلي ها نيفتد. وقتي شرايط نباشد تو فرصت جبران خيلي چيزها را از دست مي دهي. اصولاً چون به تقدير، خلقت و آفرينش اعتقاد دارم، معتقدم برخي ها مسيرشان هدايت شده است و البته بايد تلاش هم بکنند. معتقدم مسيرم از طريق خالقم که عاشقش هستم هدايت مي شود، ولي قرار نيست من هيچ کاري نکنم و فقط دست روي دست بگذارم.</P>
<P>شما چه رشته اي خوانديد؟</P>
<P>در دبيرستان، تجربي خواندم و بعد تدوين، آن موقع که سيستم ها ويدئويي بود. کار تدوين براي آدم پرهيجاني مثل من خيلي سخت بود. چون بايد ساعت ها پشت ميزي مي نشستم و کار مي کردم. ولي به من کمک کرد کادر را بشناسم و خيلي چيزها. به طوري که دغدغه ام بعد از بازيگري، فيلمبرداري است. اگر پشت صحنه پسر آدم، دختر حوا را ببينيد، حتي گاهي ريل جابه جا مي کردم! اعتقاد دارم بايد از دستياري چهار شروع کنم. چون اصلاً جسارت نمي کنم به دستياران فيلمبردار که سال ها در اين زمينه کار کرده اند و خبره شده اند. نمي خواهم بگويم که جايگاهي دارم، ولي براي همين موقعيت هم واقعاً تلاش کردم. من پله يک را به دو رساندم، ولي دو را دوباره به يک برگرداندم. باور مي کنيد در پسر آدم، دختر حوا خودم خواستم که از پنجره ايوان آويزان شوم؟ گفتم فوقش مي ميرم. از اين اتفاقات خيلي داشتيم. فقط مي توانم بگويم به گوش آقاي حاجي ميري نرساندند، چون نمي گذاشتند. خانم موگويي آن طرف بالکن يک گوسفند نذر کرد. من آن روز تلفن مادرم را جواب ندادم، چون مي دانستم به من مي گويد خيلي خوب دخترم، بازيگري ديگر بس است. داشتم پشت صحنه يکي از فيلم هاي خون آشام را مي ديدم، چون اين فيلم ها را خيلي دوست دارم. در آن جا يک دختر بايد در دره اي پرآب شيرجه مي زد. پيش خودم گفتم لذت بازيگري براي ما بيشتر از آن هاست. شما در فيلم هاي آن ها آن قدر تکنيک مي بيني، چهار دوربين همزمان مي بيني و... که ديگر حسي از بازي ات نمي ماند. چون من تدوين خوانده ام، راکوردهايم را دارم. سر فيلم آقاي جيراني يک سکانس/ پلان داشتيم که گفتم بعدش گريه کردم. به آقاي جيراني گفتم کلوزآپم را نگير. به خدا در اين صحنه دوست ندارم کلوزآپ داشته باشم. نمي توانم آن بازي را کنم. ولي اگر دو سه دوربين وجود داشت کار بازيگر اين قدر سخت نمي شد.</P>
<P>در پسر آدم، دختر حوا چه ايده هايي براي بازي بهتر داشتيد؟</P>
<P>گفتم که شغل اين دو نفر متفاوت است و با هم چالش هم دارند. چالش در آتش بس فقط يک نمونه از چالش هاي ميان زن و شوهرها بود. اولين چيزي که در اين جا مدنظرم بود، اين بود که شبيه آتش بس بازي نکنم. هنوز هم خانم ميلاني مي پرسند شبيه آتش بس بازي کردي يا نه؟ مي گويم نمي دانم. هدايت کارگردان و تاثير بازيگر مقابل به هر حال روي تغيير است و متفاوت بازي کردن بازيگر تاثير مي گذارد.</P>
<P>رامبد جوان چه تاثيري بر شما گذاشت؟</P>
<P>رامبد جوان به قدري روي من تاثير گذاشته بود که صحنه اي داشتيم که حامد کميلي دارد با پدرم حرف مي زند و من دارم حرص مي خورم. منتها به جاي اين که روي صورتم از بالا به پايين دست بکشم، ناخودآگاه عکس آن را انجام دادم. بعد وقتي فيلم را ديدم به آقاي جوان گفتم چرا من اين کار راکردم؟ اين از تاثيرات کارگردان بود. حامد کميلي تازه وارد سينما شده و چند کار از او ديده ام، ولي در اين فيلم چيز ديگري است و همان بازي ديگري از من طلبيد.</P>
<P>پس به بازيگر مقابل متکي هستيد؟</P>
<P>کاملاً. چون معتقدم سينما کار گروهي است و اگر يک نفر بد کار کند، کل کار صدمه مي بيند. اين کار بخش عمده اش در پلاتو ضبط مي شد. يعني دفتر وکالت مان پلاتو بود. کار کردن در آن فضا خيلي سخت است. در اين فيلم اول از همه به آقاي حاجي ميري اعتماد کردم و بعد هم به آقاي جوان.</P>
<P>چطور؟</P>
<P>چون انعکاس را با آقاي حاجي ميري کار کرده بودم و نتيجه مثبت داده بود، در اين کار هم به ايشان اعتماد کردم. سبک کار رامبد جوان را هم مي شناختم و مي دانستم که فضاسازي ظنزش متفاوت است. به هر حال جزو فيلم هايي است که دوستش دارم.</P>
<P>ميانه تان با تهيه کنندگان چه طور است؟</P>
<P>معمولاً خوب است. تا الان خدا را شکر با هيچ تهيه کننده اي مشکلي نداشته ام.</P>
<P>با بازيگران مقابل تان چگونه هستيد؟</P>
<P>معمولاً با همکارهاي خانم مشکلي ندارم. البته از آن دسته بازيگراني هستم که فيلم هاي پربازيگر را چندان دوست ندارم.</P>
<P>چرا؟</P>
<P>حاضرم بروم در سالاد فصل نقش مکمل خانم حاتمي را در چهار سکانس بازي کنم، ولي در فيلم پربازيگر بازي نکنم. يکي از مخالفت هاي من در تسويه حساب حضور زياد بازيگران دختر بود. فرصت رسيدگي به نقش وقتي تعداد زياد باشد، کم مي شود. درباره الي استثناست که کارگردان فرصت رسيدن به اين همه ماجرا و شخصيت را داشته است. حتي قرار بود در آن فيلم هم بازي کنم که نشد. البته حتماً صلاح بوده، چون ممکن بود من درآن بازي کنم و فيلم خوبي نشود.</P>
<P>نظرتان در مورد دستمزدهاي اعلام شده چيست؟</P>
<P>ما بازيگران هر دستمزدي هم بگيريم، حتي نجومي در مملکت مان، باور کنيد يک سوم دستمزدهاي باليوود هم نيست. ولي چرا که نه؟ فيلمي مي فروشد، تهيه کننده n تومان مي گيرد، بعد مي رود جشنواره و بعد وارد شبکه ويدئويي مي شود، خب بازيگر هم حق زندگي دارد. به همين دليل مي گويم اگر بازيگر دستمزد خوبي بگيرد، مجبور نمي شود در هر فيلمي بازي کند. ولي اتفاق بد اين جاست که در فيلم هاي خيلي معمولي به تو دستمزد بالا مي دهند. پس اين فرصت را در اختيار آدم مي گذارند و بعد هم اعتراض مي کنند. خب اگر اعتراض داريد چرا در فيلم هاي معمولي پيشنهاد دستمزد بالا مي دهيد؟ من دستمزدي مي گيرم که مبتني بر واقعيت باشد و به اندازه تمام زماني که کار کرده ام و به اندازه تواني که گذاشته ام، باشد. من معمولاً تخفيف خيلي خوب مي دهم، به فيلمي که واقعاٌ بودجه نداشته باشد. منتها هيچ وقت چک سفيد امضا نمي کنم. دوستان و خانواده ام به من مي گويند که خيلي روراست هستم. درست است که من هم مثل همه آدم ها بدي هايي دارم، ولي ياد گرفته ام که اگر ضرري مي رسانم به خودم برسانم و نه به ديگران.</P>
<P>پسر آدم، دختر حوا چه چيز جديدي برايتان داشت؟</P>
<P>اول از همه قبل از تجربه بازيگري من، کار کردن با رامبد جوان برايم لذت بخش بود، چون تا حالا با هم بازي نکرده بوديم. کل عوامل پروژه هم برايم جذاب بودند. بعد تا حدي با وکالت و حقوق آشنا شدم. به نظرم يکي از رشته هاي بسيار سخت تحصيلي است. بعضي از ديالوگ هايش را نمي توانستم بگويم و مي گفتم معني اش را نمي فهمم. البته ما مشاور داشتيم در بخش وکالت تا الکي از خودمان حکم ندهيم. بعد تجربه داشتن فضاي فيلمبرداري متفاوت، چون تا حالا در پلاتو کار نکرده بودم. در اين جا با برداشتن ديوارها بازي ات را ادامه مي دهي و حست را از دست نمي دهي. در سينماي ايران مرسوم است که وسط بازي حسي قطع مي دهند، ولي ما در اين فيلم فضاي تداوم حسي را داشتيم.</P>
<P>و حرف آخر؟</P>
<P>خيلي از مصاحبه ها که از من چاپ مي شود، اصلاً مال من نيست. من مدت ها بود مصاحبه اي نداشتم تا اين اواخر با نشريه "چلچراغ"، که از آن اصلاً خرسند نيستم. غلط هاي املايي زيادي داشت که تصحيح نکردند، بدون اين که ويرايش نهايي را به من نشان دهند و من اعتماد کردم و الان خرسند نيستم از اعتمادي که کردم.</P>
<P>&nbsp;</P>
<P>منبع : نشريه صنعت سينما</P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-3320.html</comments>
<pubDate>Sun, 18 Jul 2010 03:23:36 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>عکس : محمدرضا گلزار با گریمی کاملا متفاوت !</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-3315.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-3315.html</link>
<description><![CDATA[<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-SIZE: 130%"><SPAN style="COLOR: #000000"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><SPAN style="FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: x-small">روی جلد جالب ماهنامه زندگی ایرانی: محمدرضا گلزار در &lt;&lt;دزدان دریایی کاراییب&gt;&gt;</SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><IMG title="  بزرگترین سایت فرهنگی و تفریحی ایرانیان |www.funshad.com" height=406 alt="" src="http://www.irupload.ir/images/scox7l4404yt6er64nr.jpg" width=300></SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><SPAN style="COLOR: #000000">سومين شماره ماهنامه «زندگي ايراني» با عكس هايي از محمد رضا گلزار با گريم «جاني دپ» در فيلم «دزدان دريايي كارايب» از روز 31 خرداد ماه روي پيشخوان مطبوعات مي آيد. <BR>ماهنامه «زندگي ايراني» براي شماره جديد خود در پروژه اي اختصاصي با دعوت از محمد رضا گلزار و بابك اسكندري(طراح گريم) ، شخصيت جاني دپ(جك گنجشكه) در فيلم «دزدان دريايي كاراييب» - يكي از شخصيت هاي محبوب و به يادماندني دهه اخير سينماي جهان- را با حضور سوپر استار سينماي ايران بازسازي كرد. گزارش روند شكل گيري پروژه به همراه عكس هاي متنوع از محمد رضا گلزار با گريم جاني دپ در اين شماره به چاپ رسيده است. گزارشي از آخرين فعاليت هاي «گلزار» به همراه گفت وگويي با او بخش هاي ديگرنشريه را شامل مي شود. در بخشي از گفت وگو با محمد رضا گلزار آمده است:« اسم محمد رضا را پدر و مادرم به خاطر علاقه اي كه به امام رضا(ع) دارند برايم انتخاب كردند. اسمي كه برايم بسيار مقدس است و......» </SPAN></SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><SPAN style="COLOR: #000000"><BR>در اين شماره همچنين گفت و گويي خواندني با امين حيايي به همراه عكسي منحصر به فرد از او در بخش ستاره ها به چاپ رسيده است. در اين بخش علاوه بر اين ، گزارشي از بازيگراني كه قرار بود به جاي مصطفي زماني ايفاگر نقش يوسف(ع) باشند نيز آمده ،گفت وگو با مصطفي زماني، گزارش از پشت صحنه سريال «كلاه پهلوي» و.... ديگر بخش هاي «ستاره ها» هستند. در بخش آشپزي اين شماره هم پرونده اي مفصل درباره باقالي پلو ، انواع غذاهاي مكزيكي با منوي سامان گلريز، گزارش از رستوران حجت الاسلام محمد علي زم و... به چاپ رسيده است. بخش «كودك» هم با گفت وگويي با ويشكا آسايش همراه است. او در اين گفت وگو از زندگي جديد خود با پسر سه ساله اش گفته است. عكس هاي اختصاصي آلفرد يعقوب زاده از جشنواره ونيز و گزارش تصويري محمد علي اينانلو از آفريقا ديگر مطالب خواندني اين شماره «زندگي ايراني» را تشكيل مي دهند. <BR>شماره سوم ماهنامه «زندگي ايراني»به مدير مسئوولي امير حسين مدرس اين شماره استثنا در 180 صفحه منتشر شده است.</SPAN> <BR></SPAN></SPAN></P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-3315.html</comments>
<pubDate>Wed, 14 Jul 2010 09:41:24 am</pubDate>
</item>

<item>
<title>اعتراض همسر معتمدآریا به انتشار عکس و خبر این بازیگر</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-993.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-993.html</link>
<description><![CDATA[<P style="TEXT-ALIGN: center"><IMG title="بزرگترین سایت تفریح و سرگرمی ایرانیان | WWW.FunShad.Com" style="WIDTH: 450px" alt="فاطمه معتمد آریا" src="http://funshad.com/Pics/FunShad.Com-20100527-884d247c6f65a96a7da4d1105d584ddd.jpg"></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify">&nbsp;</P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify">ایسنا نوشت:</P>
<P dir=rtl style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">همسر فاطمه معتمدآریا با ارسال یادداشتی نسبت به اخبارنادرست منتشر شده درباره‌ این بازیگر در جشنواره کن اعتراض کرد و در جهت روشن شدن افکار عمومی توضیحاتی را ارایه داد.</SPAN></P>
<P dir=rtl style="TEXT-ALIGN: justify">&nbsp;</P>
<P dir=rtl style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">احمد حامد در یادداشتی که در اختیار ایسنا، قرار داده، آورده است: «هفته گذشته یکی از سایت‌های غیرمجاز در اقدامی غیر مسئولانه و شیطنت‌آمیز خبری تحت‌ عنوان حضور فاطمه معتمدآریا با مچ بندسبز در جشنواره کن را منتشر کرد. در متن خبر، تصویری که اینجانب از ایشان دیدم در محل غرفه فروش لوازم آرایش بانوان به طور خصوصی گرفته شده بود با چند حلقه النگوی بدلی رنگارنگ زرد و قرمز و آبی و... متاسفانه روز گذشته تیتر همین خبر که تنها چند ساعت روی سایت مذکور وجود داشت دستمایه سخنرانی یکی از نمایندگان محترم مجلس برای هجوم علیه ایشان شد.</SPAN></P>
<P dir=rtl style="TEXT-ALIGN: justify">&nbsp;</P>
<P dir=rtl style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">اینجانب ضمن تقبیح عملکرد نابخردانه و موذیانه سایت مذکور انتظار دارد استناد به مطالب اینگونه شبکه‌ها و اشاعه مندرجات آنها که برای اکثریت جامعه قابل دسترسی نیستند و قانونا غیر مجاز هستند مبنای قضاوت مسئولان محترم قرار نگیرند.»</SPAN></P>
<P dir=rtl style="TEXT-ALIGN: justify">&nbsp;</P>
<P dir=rtl style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">همسر معتمدآریا در پایان خاطرنشان کرده است: «فاطمه معتمدآریا در مد</SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">ت برگزاری جشنواره کن با هیچ خبرنگار و رسانه داخلی یا خارجی حاضر به مصاحبه نشده و چاپ و انتشار هر گونه عکس، تصویر و مطلب له و علیه ایشان برخلاف تمایل بوده و موجب پی‌گیری قانونی خواهد بود.»</SPAN></P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-993.html</comments>
<pubDate>Thu, 27 May 2010 08:39:40 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>نجات معجزه آسای پوریا پورسرخ، ترانه علیدوستی، سعید آقاخانی و ... از مرگ در یک حادثه!</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-990.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-990.html</link>
<description><![CDATA[<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><IMG title="بزرگترین سایت تفریح و سرگرمی ایرانیان | WWW.FunShad.Com" height=201 alt="ترانه آهنگرانی" src="http://funshad.com/Pics/FunShad.Com-20100526-fa7cdfad1a5aaf8370ebeda47a1ff1c3.jpg" width=301></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">شناور حامل دست اندرکاران و بازیگران فیلم سینمایی "هرچه خدا بخواهد" به کارگردانی نوید میهن دوست در هنگام فیلمبرداری سکانس های مربوط به لوکیشن روی دریا دچار حادثه شد.</SPAN></P>
<P><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><BR>دست اندرکاران فیلم سینمایی هرچه خدا بخواهد به همراه تنی چند از بازیگران این اثر سینمایی برای فیلمبرداری بخش های روی دریا عصر دیروز (دوشنبه) با شناور مسافری نوید راهی آبهای خلیج فارس در اطراف جزیره کیش شدند.</P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><BR>حدود ساعت 17 بنزین شناور تمام می شود و با برخورد یک موج به آن، این شناور در دریا واژگون می‌شود.</P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><BR>پوریا پورسرخ، ترانه علیدوستی، سعید آقاخانی، مهدی صالحی، مهدی جعفری، نوید میهن دوست، حسن عبدالعلی زاده کسانی بودند که در این حادثه به دریا می افتند که خوشبختانه با حضور به موقع شناور تجسسی دریا (ناجی)، به طور معجزه آسایی نجات پیدا می‌کنند.</P></SPAN>
<P></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify">&nbsp;</P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">عمق آب در این منطقه 30 متر بوده و در سه مایلی جزیره کیش قرار داشته است.</SPAN></P>
<P><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><BR>گزارشها در این زمینه حاکی از این است که تمام تجهیزات فیلمبرداری این اثر سینمایی به زیر آب رفته و تلاش غواصان نیز برای یافتن این ابزار بی نتیجه مانده است.</P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><BR>فیلمبرداری فیلم سینمایی "هرچه خدا بخواهد" از 18 مردادماه در جزیره کیش آغاز شده است. هنوز بهاره رهنما و فرهاد اصلانی جلوی دوربین میهن دوست نرفته اند.<BR>این اثر سینمایی روایت گم شدن مرموز مردی در جزیره کیش است</P></SPAN>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-990.html</comments>
<pubDate>Thu, 27 May 2010 08:38:59 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>فاطمه معتمدآریا در جشنواره کن؛ بی‌حجاب با دسبند سبز! (تکذیب شد)</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-673.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-673.html</link>
<description><![CDATA[<SPAN style="FONT-SIZE: 10pt">&nbsp;</SPAN> 
<DIV dir=rtl style="BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: right"><SPAN style="FONT-SIZE: small">فاطمه معتمدآریا که به دلایل قضایی خروجش از کشور منع شده بود، پس از تلاش‌های برخی مسؤولان مبنی بر اجازه خروجش از کشور، بلافاصله در فرانسه و در جشنواره کن، بدون حجاب اسلامی و با دستبند سبز حاضر شد.<BR>کشف حجاب از سوی فاطمه معتمدآریا در حالی صورت می‌گیرد، که&nbsp;پس از ممنوع الخروج شدنش اخباری شنیده شد&nbsp;مبنی بر اینکه،&nbsp;وی درصدد ملاقات با برخی از مسؤولین جهت رایزنی و خروجش از کشور می‌باشد.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: right"><SPAN style="FONT-SIZE: small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: right"><SPAN style="FONT-SIZE: small"><BR></SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: right"><SPAN style="FONT-SIZE: small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: right"><SPAN style="FONT-SIZE: small">وی یک هفته پس از ممنوع الخروج شدن به همراه 2 نفر دیگر از محکومین در نامه‌ای چنین عنوان کردند:<BR>در این سی سال سینماگر شده‌ایم و به واسطه فیلم‌هایمان در مجامع جهانی نماینده فرهنگ و هویت ایرانی خویش بوده ایم.<BR>ما همواره به فرهنگ کشورمان بالیده‌ایم و آن را در معرض تماشای مردم جهان قرار داده‌ایم!&nbsp; </SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: right"><BR></DIV>
<DIV dir=rtl style="BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: right"><BR></DIV>
<DIV dir=rtl style="BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: right"><BR></DIV>
<DIV dir=rtl style="BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: right"><BR></DIV>
<DIV dir=rtl style="BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-SIZE: small"><IMG alt="" src="http://www.irupload.ir/images/6mczkfuq6x408ar48mq.jpg"></SPAN></DIV>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-673.html</comments>
<pubDate>Sun, 23 May 2010 09:16:57 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>عكسهای ژیلا صادقی مجری تلویزیون</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-261.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-261.html</link>
<description><![CDATA[<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><IMG style="WIDTH: 450px" alt="بزرگترين سايت تفريح و سرگرمي ايرانيان | WWW.FunRooz.com" src="http://irupload.ir/images/gvobyhbsxrx9xrl2zgpf.jpg" border=0></A></SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">ژيلا صادقي در ?? شهريور ???? در تهران به دنيا آمد.او دانش آموخته رشته گرافيک از دانشگاه آزاد اسلامي است وي قبل از آغاز گويندگي در واحد دوبلاژ ،در آموزش و پرورش تدريس مي کرد .و در سال ???? در تست تلويزيون قبول شد اما پس از وقفه اي، از سال ???? به عنوان مجري مقابل دوربين رفت و درطول اين سال ها بازي در چند مجموعه تلويزيوني و فيلم را هم تجربه کرده است .</SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"></SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><IMG style="WIDTH: 450px" alt="بزرگترين سايت تفريح و سرگرمي ايرانيان | WWW.FunRooz.com" src="http://irupload.ir/images/rb1xckz9kr8xogs6q4k.jpg" border=0></A></SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"></SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">ژيلا ورزش سوارکاري را دوست دارد و علاوه بر گذراندن دوره هاي تير و کمان کلاس هاي غواصي را هم گذرانده است .</SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"></SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><A href="http://www.funrooz.com" target=_blank><IMG style="WIDTH: 450px" alt="بزرگترين سايت تفريح و سرگرمي ايرانيان | WWW.FunRooz.com" src="http://irupload.ir/images/yp0bmhmbd9onbk3iv3u.jpg" border=0></A></A></SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"></SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">او به غير از بهره مندي از هنر هفتم از هنرهاي تجسمي نيز بي بهره نيست دوره فوق ممتاز خطاطي را گذرانده و به هنر تذهيب نيز همت گمارده است </SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"></SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"></SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><IMG alt="بزرگترين سايت تفريح و سرگرمي ايرانيان | WWW.FunRooz.com" src="http://irupload.ir/images/k3zwhmdjm1umakkimm6o.jpg" border=0></A></SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"></SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: center"></A></A></A><IMG alt="بزرگترين سايت تفريح و سرگرمي ايرانيان | WWW.FunRooz.com" src="http://irupload.ir/images/6p22zksg46somhp7ga96.jpg" border=0></A> <IMG alt="بزرگترين سايت تفريح و سرگرمي ايرانيان | WWW.FunRooz.com" src="http://irupload.ir/images/4nmdqji51ddew2b9yr.jpg" border=0></A> <IMG alt="بزرگترين سايت تفريح و سرگرمي ايرانيان | WWW.FunRooz.com" src="http://irupload.ir/images/by2tmhb2wls0qnqyvpmv.jpg" border=0></A></P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-261.html</comments>
<pubDate>Thu, 13 May 2010 04:47:26 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>عکس‌های جدید محمدرضا گلزار با عینک در اکران فیلم دموکراسی تو روز روشن!</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-227.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-227.html</link>
<description><![CDATA[<P style="TEXT-ALIGN: center"><A href="http://irupload.ir/"><IMG style="WIDTH: 450px" alt="www.FunShad.com|بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان " src="http://irupload.ir/images/absoowej56o0f3k2yywh.jpg" border=0></A><A href="http://irupload.ir/"><IMG style="WIDTH: 450px" alt="www.FunShad.com|بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان " src="http://irupload.ir/images/0q09yik0ctggrczz19a.jpg" border=0></A><A href="http://irupload.ir/"><IMG alt="www.FunShad.com|بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان " src="http://irupload.ir/images/gqbe44tk16l4j3dg0gkc.jpg" border=0></A><A href="http://irupload.ir/"><IMG alt="www.FunShad.com|بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان " src="http://irupload.ir/images/8x5kldf6yorvgia5fmez.jpg" border=0></A></P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-227.html</comments>
<pubDate>Sun, 09 May 2010 07:18:29 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>خواننده مشهور لس آنجلسی در تهران!! ( عکس)</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-181.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-181.html</link>
<description><![CDATA[<DIV class=Content>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000"><IMG title="بزرگترین سایت تفریح و سرگرمی ایرانیان | WWW.FunShad.Com" height=307 alt=حبیب src="http://funshad.com/Pics/FunShad.Com-20100504-a8f15eda80c50adb0e71943adc8015cf.jpg" width=300></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000">&nbsp;</SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000">در شرایطی یکی از مجریان صدا و سیما امروز در یادداشتی افشاگرانه از بازگشت یکی از خوانندگان لس آنجلسی به همراه خانواده‏اش به ایران و آغاز فعالیت داخلی این خواننده با ضبط آلبوم و اجرای کنسرت در تهران خبر داد که علی رغم پوشش این خبر توسط برخی سایت‏ها و رسانه‏های خارجی در ساعات اخیر، منابع رسمی داخلی در قبال این ادعا سکوت کرده و تاکنون موضع گیری در قبال این اخبار نداشته‏اند. </SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000">&nbsp;</SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000">&nbsp;</SPAN></P>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000">رضا رشیدپور مجری صدا و سیما امروز خبر از سفر چند باره و بازگشت دوباره حبیب محبیان ملقب به حبیب خواننده و آهنگ ساز مقیم لس آنجلس به همراه خانواده‏اش به ایران پرده برداشت و مدعی شد او قصد دارد تا آلبوم جدید خود را در ایران ضبط نماید و پیگیری‏های لازم در این زمینه را نیز در استودیوهای موسیقی داخلی انجام می‏دهد که در نوع خود اتفاقی باورناپذیر تلفی می‏شود و از آن باورنکردنی تر، سکوت نهادهای داخلی در این باره است که می‏تواند شائبه انجام هماهنگی‏های لازم و چراغ سبز برخی نهادها برای بازگشت خوانندگان غرب نشین ایرانی به کشور را قوت ببخشد.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000">رشیدپور در بخشی از آخرین یادداشتش در این باره نوشت: «به موقع رسیدم. حبیب هم آنجا بود. برای چندمین بار در طول شش ماه گذشته او را می دیدم. قبل از عید به لس آنجلس برگشته بود اما حالا ده روزی می‌شود که به تهران آمده. بسیار پر انرژی و امیدوار است. ایران را دوست دارد و با تمام وجودش تلاش می‌کند تا زیر باران تهران چتری برای خودش فراهم کند. از ریشه ها حرف می‌زند و از تمام دلتنگی هایش در آمریکا. خیلی ها به او کمک کرده اند تا مسیر ادامه کارش در داخل کشور هموار شود. این بار که او را دیدم خبر های خوبی داشت. ظاهرا به زودی مجوز رسمی برای اجرای کنسرت با صدای حبیب صادر خواهد شد …. من مرد تنهای شبم …. این ترانه را بسیار دوست دارم.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000"><IMG title="بزرگترین سایت تفریح و سرگرمی ایرانیان | WWW.FunShad.Com" height=282 alt=حبیب src="http://funshad.com/Pics/FunShad.Com-20100504-5e388103a391daabe3de1d76a6739ccd.jpg" width=212></SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000"><SPAN style="COLOR: #000000">بار قبل که حبیب را دیدم </SPAN><A href="http://www.funrooz.com"><SPAN style="COLOR: #000000">بنیامین </SPAN></A><SPAN style="COLOR: #000000">هم آنجا بود. خواننده پیشکسوت علاقه چندانی به موسیقی های پر هیاهو نشان نمی‌داد و ماندگاری را در اجرای ترانه های دلنواز و پر معنی می‌ دانست. شاید از آن همه ریتم در دنیای پر زرق و برق غرب خسته شده باشد. راستی این بار حبیب با اطمینان بیشتری به تهران آمده. خانواده هم او را همراهی می‌کنند. پسرش محمد با آنچه که دیده اید بسیار تفاوت دارد. نجیب است و سر به زیر. پدر را استاد خودش می‌داند و از سفر دوباره به وطنش ذوق کرده.</SPAN></SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000">شاید برای خیلی ها این یک بمب خبری باشد و بسیاری هم به فکر کسب درآمد و موج سواری بیفتند. اما تنها نکته جذاب در این هنگامه ی شورانگیزبرای من&nbsp; برق چشمهای این پیر مرد موسیقی ست آن لحظه که به باران تهران خیره می‌شود …. امیدوارم تا همه چیز به خوبی پیش برود تا شما هم بتوانید همراه با یک صدای خسته مرگ قوی زیبا را لمس کنید … کاش با هنرمندهای لس آنجلس ندیده هم مهربان تر باشید.»</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small; COLOR: #000000">سکوت نهادهای رسمی داخلی که متولی گری حوزه فرهنگی و اجتماعی مرتبط را برعهده دارند، در قبال بازگشت این خواننده آذری به ایران در حالی استمرار یافته که قطعاً در سکوت شکستن این سکوت و تایید سفر چند باره حبیب به ایران، واکنش‏های متعدد و متفاوتی در حوزه‏های مختلف کشور شاهد خواهیم بود؛ واکنش‏هایی که در یک سو از بازگردادن گروهی از این خواننده‏ها که متعارف با قواعد موسیقی داخلی می‏خوانند، استقبال کرده و این حرکت را یک گام مثبت تلقی می‏کنند و در سویی دیگر چنین رفتاری واپسگرایی و عقب نشینی از مواضع ارزشی نظام استنباط می‏شود و بی‏شک چنین اتفاقی بی تنش نخواهد بود.</SPAN></DIV></DIV>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-181.html</comments>
<pubDate>Wed, 05 May 2010 10:31:17 am</pubDate>
</item>

<item>
<title>هرآنچه که دوست دارید درمورد پرستو گلستانی بدانید!!</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-136.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-136.html</link>
<description><![CDATA[<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><IMG title="بزرگترین سایت تفریح و سرگرمی ایرانیان | WWW.FunShad.Com" height=425 alt="پرستو گلستانی" src="http://funshad.com/Pics/FunShad.Com-20100430-851ddf5058cf22df63d3344ad89919cf.jpg" width=283></SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">پرستو گلستانی در سال 1350 در تهران متولد شد. لیسانس بازیگری و كارگردانی را از دانشگاه آزاد اسلامی گرفت و دوره دو سال و نیم بازیگری را در مدرسه هنر و ادبیات صدا و سیما گذراند. بازی در تئاتر را از سال 1365 تجربه كرد و بازی در سینما را از سال 1369 با «مجنون» كاری از «رسول ملاقلی پور» شروع به كار كرد.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">* خوشبختی یعنی دل خوش، اعصاب راحت و تن سلامت.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">* اهل نوشتن هستم، ولی وبلاگ ندارم. برای دل خودم، توی دفترم می‌نویسم. فقط گاهی کسانی که بهم نزدیک هستند، می‌خوانند.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">* اهلش نیستم که بخواهم برای خالی کردن دق و دلی کسی را بچزانم، ولی کاری می‌کنم که طرف بفهمد، مثل بی توجهی یا سکوت.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">* تیپ سازی در کار بازیگری بستگی به جایگاه و بسترش دارد. اگر بستر مناسب و شرایط خوب داشته باشد، بد نیست.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">* من هر روز تیپ می‌زنم.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">* بزرگترین غافلگیری زندگی ام خیلی خصوصی است، نمی‌توانم بگویم.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">* به شدت اهل فوتبال هستم طرفدار پرسپولیس بودم که ناامیدم کرد و از دستش غمگینم، تازگی ها از استیل آذین خوشم آمده. فوتبال خارجی رو هم دنبال می‌کنم و طرفدار صد در صد "مسی" هستم.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">*هم اهل خواب و رویا هستم هم اهل بیداری، بیداری یک جورایی خوب است باید همیشه بیدار باشیم. خواب هم خیلی خوب است، بستگی به حال روحیم دارد.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">*پانزده سالگی را با تئاتر شروع کردم، بعد به تلویزیون و سینما رفتم، در بیست سالگی مشهور شدم.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">*خود شهرت از دردسرهای بزرگ شهرت است، نداشتن آرامش و زندگی شخصی و خصوصی. هنگام بیماری و خستگی با همه مشکلاتمان باید بخندیم و لبخند بزنیم.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">*زیاد پیش آمده که نقشی را دیده ام و دلم خواسته که ایکاش من بازی می‌کردم.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">* گاهی ضامن&nbsp;می‌شوم، هم ضامن بانکی و هم ضامن زبونی.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">*درباره من زیاد شایعه سازی نمی‌شود، ولی می‌گویند من بداخلاقم ولی واقعا اینطوری نیستم.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">*من پولدار نیستم کاشکی بودم، ماشینم پژو 206 است.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><SPAN style="COLOR: #00ccff">فلافل؛</SPAN>اگر خوب درست شود، خیلی خوشمزه است</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><SPAN style="COLOR: #ff0000">ایرانسل؛</SPAN>دردسر</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><SPAN style="COLOR: #ff00ff">ازدواج موقت</SPAN>؛ای داد و بیداد</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><SPAN style="COLOR: #ff6600">اخراجی</SPAN> <SPAN style="COLOR: #ff6600">ها</SPAN>؛حرفی ندارم.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><SPAN style="COLOR: #0000ff">گول زنک</SPAN>:بازیگری</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><SPAN style="COLOR: #ff0000">صفا</SPAN> <SPAN style="COLOR: #ff0000">سیتی:</SPAN>بستگی داره کی بهش چطور نگاه کنه، الان با گذشته ها فرق می‌کنه.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><SPAN style="COLOR: #ff99cc">قیصر امین پور:</SPAN>خیلی از شعرهای کودکی ام را به یادم می‌آره.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><SPAN style="COLOR: #008000">دوغ</SPAN>:با کباب خیلی خوشمزه است.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><SPAN style="COLOR: #ff6600">انرژی هسته ای</SPAN>:حق مسلم ماست.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><SPAN style="COLOR: #3366ff">سانسور:</SPAN>خیلی بده</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><SPAN style="COLOR: #800000">به رنگ ارغوان:</SPAN>واقعاً دوستش داشتم</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><SPAN style="COLOR: #cc99ff">مزاحم تلفنی</SPAN>:یعنی آدم بیکار</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">* خبرنگارها، بعضی هایشان واقعا کنه هستند.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">* بازیگری شغل من است، شغل دومم کارگردانی تئاتر است و تدریس بازیگری در آموزشگاه اندیشه.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">* دغدغه من خوب بودن است، داشتن زندگی سالم و انسان بودن.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">* تعداد نقش هایی که تا به حال پذیرفتم، بیشتر از نقش هایی است که نپذیرفتم.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">* در نمایش "روی بارانی" هم کارگردانی می‌کنم و هم بازی، هر روز ساعت هفت در تالار هنر اجرا می‌شود و تا آخر اردبیهشت هم اجرا داریم.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">*اگر نقشی در یک فیلم خارجی پیشنهاد شود، نقش کوچک باشد، اما کار خوبی باشد، با کمال میل می‌پذیرم.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">*بازیگری و کار هنری اصولاً پایان ندارد، فرقی ندارد ادبیات، شعر، سینما و مجسمه سازی و... هیچ کدام آخر ندارد.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">*ربطی ندارد که یک هنر پیشه حرفه ای آخرش حتما کارگردان شود.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">*یک بازیگر برای پیشرفت کاریش به مطالعه، تحقیق و تجربه احتیاج دارد.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">*من تقریبا مطالعه زیاد می‌کنم.نمایشنامه، رمان روان شناسی، هر دقیقه د</SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">ر حال کتاب خواندن هستم مثل ناتور دشت و گزیده ادبیات نمایشی کودک و نوجوان را تازگی خوانده ام.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">*معمولا در انجمن های خیریه شرکت می کنم، گاهی برایشان آشپزی می‌کنم، با محک ارتباط دارم تا جایی که برسم سعی می‌کنم، فعالیت های اجتماعی هم داشته باشم.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">*سینما ژانر های متفاوتی دارد اما بعضی ژانرها تحت تاثیر سیاست های دنیاست و گاهی مقوله های دیگر مثل اجتماع، ماوراء و معنوی ساخته می‌شوند چون آدم های مختلفی با نگاه و نقطه نظرهای مختلفی کار می‌کنند، در ایران هم صدق می‌کند.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">*سینمای ما در بخش معناگرا نوعی پیشرفت کرده، ولی بطور کلی سینمای مردمی یا گیشه پسند، پس رفت کرده است.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">*زمانی که بازی کردن را شروع کردم با حالا فرق می‌کرد. الان همه خانواده ها دوست دارند بچه هایشان بازیگر شوند. من در یک خانواده هنر دوست به دنیا آمده بودم و نوع علاقه ام بخاطر شهرت و معروف شدن نبود. مادرم که خانم بسیار فهمیده ای بود، یکی از مشوقینم بود و از طرف خانواده مشکلی نداشتم.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">*نسل ما با نسل بچه های الان خیلی فرق دارد، نگاهی که ما نسبت به چیزهایی که برایش تلاش می‌کردیم با نگاه جوانان و نوجوانان الان خیلی فرق می کرد.</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">*فیلم سینمایی "معبد جان" کار "محمد درمنش" را بازی کردم که در نوبت اکران است و </SPAN></DIV>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-136.html</comments>
<pubDate>Sat, 01 May 2010 11:00:04 am</pubDate>
</item>

<item>
<title>عکسهای منتخب آناهیتا نعمتی در فیلم آل</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-124.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-124.html</link>
<description><![CDATA[<DIV class=Content>
<P style="TEXT-ALIGN: center">&nbsp;</P>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><IMG style="WIDTH: 480px; HEIGHT: 369px" height=378 alt="www.FunShad.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان" src="http://www.tehroon-online.com/Maziar/2010/04-26/02.jpg" width=511 border=0></P>
<P style="TEXT-ALIGN: center">&nbsp;</P>
<TABLE id=table201 style="WIDTH: 1%; HEIGHT: 816px; TEXT-ALIGN: center" border=0>
<TBODY>
<TR>
<TD>&nbsp;</TD></TR>
<TR>
<TD>&nbsp;</TD></TR>
<TR>
<TD><IMG style="WIDTH: 499px; HEIGHT: 402px" height=406 alt="www.FunShad.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان" src="http://www.tehroon-online.com/Maziar/2010/04-26/03.jpg" width=483 border=0></TD></TR>
<TR>
<TD>&nbsp;</TD></TR>
<TR>
<TD>&nbsp;</TD></TR>
<TR>
<TD><IMG style="WIDTH: 497px; HEIGHT: 409px" height=411 alt="www.FunShad.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان" src="http://www.tehroon-online.com/Maziar/2010/04-26/07.jpg" width=491 border=0></TD></TR>
<TR>
<TD>&nbsp;</TD></TR>
<TR>
<TD>
<P><IMG style="WIDTH: 498px; HEIGHT: 384px" height=394 alt="www.FunShad.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان" src="http://www.tehroon-online.com/Maziar/2010/04-26/09.jpg" width=541 border=0></P>
<P>&nbsp;</P></TD></TR>
<TR>
<TD>
<P><IMG style="WIDTH: 498px; HEIGHT: 402px" height=423 alt="www.FunShad.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان" src="http://www.tehroon-online.com/Maziar/2010/04-26/10.jpg" width=525 border=0></P>
<P>&nbsp;</P></TD></TR>
<TR>
<TD><IMG style="WIDTH: 494px; HEIGHT: 364px" height=402 alt="www.FunShad.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان" src="http://www.tehroon-online.com/Maziar/2010/04-26/11.jpg" width=587 border=0></TD></TR>
<TR>
<TD>
<P>&nbsp;</P></TD></TR>
<TR>
<TD>
<P><IMG style="WIDTH: 495px; HEIGHT: 368px" height=391 alt="www.FunShad.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان" src="http://www.tehroon-online.com/Maziar/2010/04-26/13.jpg" width=525 border=0></P>
<P>&nbsp;</P></TD></TR>
<TR>
<TD><IMG style="WIDTH: 495px; HEIGHT: 391px" height=393 alt="www.FunShad.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان" src="http://www.tehroon-online.com/Maziar/2010/04-26/14.jpg" width=481 border=0></TD></TR>
<TR>
<TD>&nbsp;</TD></TR>
<TR>
<TD><IMG style="WIDTH: 493px; HEIGHT: 389px" height=389 alt="Join This Group | Tehroon-Online.Com" src="http://www.tehroon-online.com/Maziar/2010/04-26/16.jpg" width=443 border=0></TD></TR>
<TR>
<TD>&nbsp;</TD></TR>
<TR>
<TD>&nbsp;</TD></TR>
<TR>
<TD>&nbsp;</TD></TR>
<TR>
<TD><IMG style="WIDTH: 494px; HEIGHT: 376px" height=376 alt="www.FunShad.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان" src="http://www.tehroon-online.com/Maziar/2010/04-26/20.jpg" width=333 border=0></TD></TR>
<TR>
<TD>&nbsp;</TD></TR>
<TR>
<TD><IMG style="WIDTH: 499px; HEIGHT: 382px" height=384 alt="www.FunShad.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان" src="http://www.tehroon-online.com/Maziar/2010/04-26/23.jpg" width=455 border=0></TD></TR>
<TR>
<TD>&nbsp;</TD></TR>
<TR>
<TD><IMG style="WIDTH: 450px" height=352 alt="www.FunShad.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان" src="http://www.tehroon-online.com/Maziar/2010/04-26/25.jpg" width=489 border=0></TD></TR>
<TR>
<TD><IMG alt="www.FunShad.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان" src="http://www.tehroon-online.com/Maziar/2010/04-26/26.jpg" border=0></TD></TR></TBODY></TABLE>
<P style="TEXT-ALIGN: center">&nbsp;</P>
<DIV style="TEXT-ALIGN: center">
<TABLE id=table202 style="WIDTH: 1%; HEIGHT: 113px" border=0>
<TBODY>
<TR>
<TD><IMG alt="www.FunShad.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان" src="http://www.tehroon-online.com/Maziar/2010/04-26/26.jpg" border=0></TD></TR>
<TR>
<TD>&nbsp;</TD></TR>
<TR>
<TD><IMG alt="www.FunShad.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان" src="http://www.tehroon-online.com/Maziar/2010/04-26/28.jpg" border=0></TD></TR></TBODY></TABLE></DIV>
<P style="TEXT-ALIGN: center">&nbsp;</P></DIV>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-124.html</comments>
<pubDate>Fri, 30 Apr 2010 11:09:59 am</pubDate>
</item>

<item>
<title>دو عکس جدید از مصطفی زمانی درحال امضا دادن!</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-118.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-118.html</link>
<description><![CDATA[<SPAN style="FONT-SIZE: 10pt">&nbsp;</SPAN> 
<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-SIZE: small"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif">مصطفی زمانی در مراسم فرش قرمز فیلم «آل»</SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: center">&nbsp;</P>
<P style="TEXT-ALIGN: center">&nbsp;</P>
<P style="TEXT-ALIGN: center">&nbsp;</P>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-SIZE: small"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><IMG alt="" src="http://www.irupload.ir/images/48xrblzmk1nlegvoxqp6.jpg"></SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: center">&nbsp;</P>
<P style="TEXT-ALIGN: center">&nbsp;</P>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-SIZE: small"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><IMG alt="" src="http://www.irupload.ir/images/vd16igjdz6mhlvff5o6o.jpg"><BR></SPAN></SPAN></P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-118.html</comments>
<pubDate>Thu, 29 Apr 2010 08:02:34 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>وقتی علی دایی خواننده می شود!(تصویری)</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-116.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-116.html</link>
<description><![CDATA[<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: x-small"><IMG title="بزرگترین سایت تفریح و سرگرمی ایرانیان | WWW.FunShad.Com" alt="علی دایی" src="http://funshad.com/Pics/FunShad.Com-20100427-42e7aaa88b48137a16a1acd04ed91125.jpg"></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: x-small">علی دایی هم برای سرود پرسپولیس خواند.</SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: x-small"><IMG title="بزرگترین سایت تفریح و سرگرمی ایرانیان | WWW.FunShad.Com" height=234 alt="علی دایی" src="http://funshad.com/Pics/FunShad.Com-20100427-89f0fd5c927d466d6ec9a21b9ac34ffa.jpg" width=351></SPAN></P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-116.html</comments>
<pubDate>Thu, 29 Apr 2010 08:01:18 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>چهره جدید بهرام رادان، سفیر ایران در مبارزه علیه گرسنگی! (عکس)</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-110.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-110.html</link>
<description><![CDATA[<DIV class=Content>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">در مراسمی كه در دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد، صبح دوشنبه 6 اردیبهشت برگزار شد، بهرام رادان به عنوان اولین سفیر ایرانی در برنامه جهانی غذا در مبارزه علیه گرسنگی معرفی شد</SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small">&nbsp;</SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><A href="http://irupload.ir/"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><IMG alt="www.FunShad.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان" src="http://irupload.ir/images/rgqp8tw839zxmdm9z19g.jpg" border=0></SPAN></A><A href="http://irupload.ir/"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><IMG style="WIDTH: 450px" alt="www.FunShad.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان" src="http://irupload.ir/images/kd0bg54ok8t6penicp1v.jpg" border=0></SPAN></A><A href="http://irupload.ir/"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><IMG alt="www.FunShad.Com | بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایرانیان" src="http://irupload.ir/images/hwaisxlwjsomdfpksy.jpg" border=0></SPAN></A><A href="http://irupload.ir/"><SPAN style="FONT-SIZE: x-small"><IMG alt="Ir Upload" src="http://irupload.ir/images/03vdpfebcjrh5mkvyxy.jpg" border=0></SPAN></A></P></DIV>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-110.html</comments>
<pubDate>Thu, 29 Apr 2010 01:49:15 pm</pubDate>
</item>

</channel>
</rss>
