<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
<channel>
<title>سایت سرگرمی و اطلاع رسانی فان روز . کام::مجله خانواده</title>
    <link>http://www.funrooz.com/cat-32.html</link>
    <description>سرگرمی و تفریح،دانلود موزیک،دانلود نرم افزار،گالری عکس،آموزش،زوجهای جوان،پزشکی،رانشناسی،فال و طالع بینی،تعبیر خواب،عکسهاي روز,مصاحبه هاي جالب,سرگرمي و تفريح,مطالب طنز,جوک واس ام اس روز,عکسهاي خنده دار,فال روز,انواع فال و طالع بيني,بازي هاي آنلاين,کليپ هاي جالب,جالب و خواندني,سنماي ايران و جهان,عکس و خبر هنرمندان,گفتگو با هنرمندان,فيلم و سريالهاي روز,کارتون و انيميشن,حاشيه هاي سينمايي,موسيقي,مصاحبه با خوانندگان,عکس و خبر خوانندگان,آهنگهاي روز,مد و زيبايي,مدل لباس,مدل مو,آرايشگري,زيبايي پوست و مو,دکوراسيون هاي زيبا,مدل کفش و کيف,اخبار روز,فرهنگي و هنري,فناوري و اطلاعات,اجتماعي,علمي,سياسي,اقتصادي,خارجي,حوادث,خبرها,خانه و خانه داري,آموزش آشپزي,آموزش شيريني پزي,دسر و بستني,سالاد,نکات خانه داري,کامپيوتر و اينترنت,ترفندهاي کامپيوتر,ترفندهاي اينترنتي,برنامه هاي کامپيوتر,دانلود بازيهاي کامپيوتر,موبايل,تم و پيش زمينه و زنگ,ترفند هاي موبايل,برنامه هاي موبايل ,معرفي گوشي هاي جديد,دانلود بازيهاي موبايل,کتابهاي الکترونيکي موبايل,مجله سلامت,تغذيه,خواص خوراکيها,پزشکي و سلامت,بهداشت جنسي,تناسب اندام,دانلود کتابهاي الکترونيک,جزوه هاي دانشگاهي,مجله و ژورنال,داستان و رومان,کامپيوتر و وب,مذهبي,روايات و احاديث,ورزش,عکس و خبر ورزشي,حاشيه هاي ورزشي,روانشناسي,روابط موفق,آيين همسرداري,کودکان,موفقيت در کسب و کار,تست هاي روانشناسي,چت باکس,مطالب برتر,ديدني هاي امروز فان روز</description>
    <language>fa</language>
    <pubDate>Mon, 06 Sep 2010 05:52:40 am</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 06 Sep 2010 05:52:40 am</lastBuildDate>
    <docs>http://www.funrooz.com/</docs>
    <generator>BaBOLI.IR</generator>
    <managingEditor>http://www.funrooz.com/</managingEditor>
    <webMaster>Info@Baboli.ir</webMaster>
    <managingEditor>Info@Baboli.ir</managingEditor>
<item>
<title>اپيدمی حرام ترين حلال خدا در جامعه </title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-5968.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-5968.html</link>
<description><![CDATA[<P align=justify><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt">به گزارش شیعه آنلاین به نقل از ایرنا، هنوز صدای کل کشیدن زنان فامیل در گوشش هست،وسایل نوی خانه که به زیباترین شکل چیده شده با تمسخر نگاهش می کنند،انگار همین دیروز بود که با لباس سفید عروسی، شاد و سرحال خانم این خانه شد اما حالا از نشاط آن روزها نشانی نمانده، آهی کشید و به کارگران گفت وسایل را جمع کنید.&nbsp;&nbsp;</SPAN></P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">یک آمار سه ماهه دست مایه تهیه این گزارش است، آماری که سازمان ثبت احوال کشور در پایگاه اینترنتی خود قرار داده است، ثبت 33 هزار و 65 طلاق در سه ماهه نخست امسال در کشور.</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">شاید 208 مورد طلاقی که در این مدت در استان سمنان روی داده در مقایسه با آمار بیش از یک هزار طلاق در استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اصفهان، خوزستان، فارس، کرمانشاه، گیلان و مازندران یا آمار بیش از سه هزار طلاق در خراسان رضوی، یا بیش از هشت هزار طلاق در تهران، تعداد زیادی نباشد اما وقتی تحقیقاتم نشان داد همین 208 طلاق در استان سمنان نسبت به مدت مشابه پارسال 48 درصد افزایش دارد زنگ خطر برایم به صدا در آمد.</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">تعداد طلاق در سال 1358 در استان سمنان یک از هر 37 ازدواج بوده در حالیکه این رقم امسال به یک از هر 10 ازدواج رسیده است. این درحالی است که در سه ماهه نخست امسال یکهزار و 701 مورد ازدواج در استان سمنان ثبت شده که در مقایسه با مدت مشابه پارسال فقط شش درصد افزایش دارد.</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">برخی کارشناسان معتقدند: از نظر اجتماعی تغییر در فضای جامعه و آشنا شدن مردم بویژه زنان با حقوقشان یکی از علل افزایش طلاق است.</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">"ابوالقاسم صمیمی" کارشناس جامعه شناسی با بیان اینکه با وضع قوانین جدید نظیر به روز شدن مبلغ مهریه، موانع مالی طلاق رفع شده است گفت: با گسترش حمایتهای اجتماعی از مطلقه ها و نیز رفع موانع مالی طلاق، زنان مطمئن هستند که در صورت جدایی از همسرشان علاوه بر حمایتهای اجتماعی، پشتوانه مالی نیز خواهند داشت، این مسأله باعث شده بسیاری از طلاقهای عاطفی تبدیل به طلاق واقعی شود بنابر این می توان گفت طلاق بطور مطلق افزایش پیدا نکرده بلکه بیشتر نمود اجتماعی پیدا کرده است.</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">صمیمی آمار دیگری نیز ارائه داد و گفت: بیش از 80 درصد طلاقها به درخواست زنان صورت می گیرد ولی این به معنای آن نیست که زنان از زندگی گریز پا شده اند بلکه چون طلاق برای مردان دارای بار مالی است در نتیجه بیشتر مراجعین به دادگاهها را زنان تشکیل می دهند.</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">"منصوره ف" مطلقه است، او هر ماه دو سکه از مهریه یک هزار سکه ای خود را دریافت می کند و معتقد است: سزای بلایی که همسرش بر سر او آورده باید بیشتر از اینها باشد!</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">یکی از دلایل طلاق منصوره 28 ساله این است که همسر او اجازه نداده منصوره که دارای مدرک فوق لیسانس مهندسی عمران است، تحصیلاتش را در مقطع دکترا ادامه دهد فقط به این دلیل که خودش دیپلم دارد.</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">منصوره با همسر سابقش که وضع مالی مناسبی دارد، در بوتیک لباس فروشی او آشنا شد، آنها عاشق هم شدند، ظرف دو ماه ازدواج کردند و کمتر از دو سال پس از ازدواج از هم جدا شدند، جدایی که در شش ماه پایان زندگی با بی تفاوتی ها، کج خلقی ها، دعوا و مرافعه ها کاملا مشهود بود.</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">منصوره می گوید: همسرم پولدار بود، همه به زندگی مرفه ما غبطه می خوردند، من هم شاد بودم که با فردی متشخص ازدواج کردم اما پس از مدتی همه چیز برایم عادی شد، هم دوره ای هایم را می دیدم که چطور با همسرانشان که از نظر تحصیلات هم تراز آنها هستند نشست و برخاست و کار می کنند، می دیدم که چقدر عقایدشان شبیه به هم است، آنجا بود که فهمیدم من که از یک خانواده با سطح درآمد متوسط بودم فقط تحت تاثیر مال و منال همسرم قرار گرفته و با او ازدواج کرده ام، در همین زمان در آزمون دکترا قبول شدم اما همسر سابقم اجازه نداد ثبت نام کنم، از این موضوع به شدت کینه او را دردل گرفتم، دیگر اسکناس ها و تراول های درشتی که در کیف پولم می گذاشت به چشمم نمی آمد و از نظر روحی ضربه سختی خوردم.</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">صمیمی کارشناس جامعه شناسی با بیان اینکه پیوندهای زناشویی جدید بیشتر روبنایی است و طرفین پیش از ازدواج فقط به شناخت اجمالی از یکدیگر بسنده می کنند گفت: امروزه جوانان بدون در نظر گفتن شرایط لازم برای ازدواج و دقت به مسائل زیربنایی، ازدواج می کنند و ازدواجها تبدیل به نوعی نمایشگاه و مسابقه نمایش امکانات شده است.</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">این سطحی نگری در ازدواج که خود از علل بروز طلاق در سالهای آینده است، دامنگیر "نادر الف" نیز شده است.<BR>نادر که شش ماه است از همسرش جدا شده میگوید: دلیل اختلاف من و همسر سابقم ، خواسته های او بود، ما مرتب برای خرید وسایل جدید، زیور آلات، مسافرت های داخلی و خارجی و ... با هم دعوا می کردیم، من می خواستم پس از چهار سال زندگی مشترک بچه دار شویم و او تحت تاثیر دوستان رنگارنگش اعتقاد داشت تا 10 سال دیگر باید تفریح کنیم و بعد به فکر بچه دار شدن باشیم، من دلم می خواست همسرم وقتی به خانه بر می گردم در منزل منتظرم باشد نه اینکه نیم ساعت مانده به پایان کارم زنگ بزند و بگوید اضافه کار دارد و نمی تواند به منزل بازگردد.</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">او کارمند موفقی بود و همه زندگیش در کار و دوستانش خلاصه می شد و من در زندگی و موفقیت های او نقشی نداشتم، بعد از مدتی نه من توانستم او را تحمل کنم و نه او توانست با اخلاق من کنار بیاید، حتی جلسه های مشاوره ای که رفتیم به کارمان نیامد، هر دو یک دنده روی حرفمان ایستادیم و این شد که توافقی از هم جدا شدیم.</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">طلاق توافقی؛ بیش‌تر نوع طلاق در کشور، تنها راه حلی که به نظر بسیاری از زوج ها می رسد تا خود را از وضعیتی که دارند رها کنند.</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">از نظر "مینو حقیقی" که یک مشاوره خانواده است، عبور از جامعه سنتی به جامعه مدرن عاملی برای سست کردن بنیان خانواده است، در جامعه مدرن، تساوی حقوقی زن و مرد در همه عرصه های زندگی مطرح می شود. نقش زن در خانواده و جامعه تحول پیدا می کند و در بستر این تحول است که وظایف و تکالیف زن و مرد تغییر می کند. در صورتی که جامعه مخصوصاً مردان برای قبول این تحول آماده نباشند رشد میزان طلاق اجتناب ناپذیر می شود.<BR>از طرف دیگر ورود ماهواره به خانواده ها مخصوصا خانواده های نوپا دلیل دیگری برای افزایش طلاق ها شده است، دلیل اصلی از هم پاشیده شدن زندگی "فرزانه" و "مسعود" هم همین ماهواره بود.</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">فرزانه می گوید: وقتی به آپارتمان جدیدمان نقل مکان کردیم همه همسایه ها ماهواره داشتند ، ما هم برای اینکه از قافله عقب نمانیم ماهواره تهیه کردیم و مشکلات ما از همان زمان شروع شد، خانه ما شده بود پاتوق دوستان شوهر سابقم، بعد از مدتی احساس کردم احساس غیرت همسرم نسبت به من کم شده و برایش مهم نیست من هر روز جلوی چشم او از دوستانش پذیرایی و ریخت و پاش هایشان را جمع و جور می کنم، کم کم در گوشم خواند که بروم بینی ام را عمل کنم، رنگ موهایم را عوض کنم، به من می گفت خیلی لاغر هستم، مرتب مرا با زنانی که در ماهواره می دید مقایسه می کرد، روزی که گفت می خواهد زندگی مان را بفروشد و به خارج از کشور برود و بعد زمینه آمدن من و فرزندمان را به آن سوی آب ها فراهم کند، آخر قصه را خواندم، رفتن او بازگشتی در پی نداشت، برای همین از مسعود جدا شدم.</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">کاهش غیرت ناموسی یکی از دلایلی است که صمیمی، کارشناس جامعه شناس به عنوان دلیل افزایش طلاق از آن نام می برد و می گوید: فسادهایی که استفاده از ماهواره و در برخی موارد اینترنت در خانواده ها ایجاد می کند قابل جبران نیست و برخی موارد این فسادها شرافت انسانی فرد را زیر سوال می برد.<BR>با اینکه طلاق در برخی موارد که در شرایط عمومی عقدنامه نیز درج شده است ، حق زن یا شوهر است اما با از بین رفتن قباحت این عمل، جدایی از همسر نه تنها در زوج های جوان بلکه در زوج هایی که سنی از آنها گذشته و عمری را در کنار یکدیگر زندگی کرده اند نیز دیده می شود.</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">در آمارها میانگین سن طلاق بین 22 تا 38 سال ذکر و گفته شده بیشتر طلاق ها در فاصله سالهای دوم و سوم ازدواج روی می دهد، اما اگر در این میان پدر بزرگ و مادر بزرگی را دیدید که قصد جدایی از یکدیگر را دارند زیاد تعجب نکنید.</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">مینو حقیقی، مشاور امور خانواده، زوج هایی را به یاد می آورد که با داشتن تحصیلات عالیه ، فرزندان جوان و در مواردی نوه، بعد از گذشت 25 یا 30 سال از زندگی مشترک تصمیم به جدایی گرفته اند.<BR>حقیقی علت جدایی ها درسنین بالا را برخی مشکلات اقتصادی، دیدن فیلمهای خارجی و وسوسه های محیطی ... می داند و می گوید: در جدایی های سنین بالا، مردان بیشتر تقاضای طلاق می کنند و دلیل این تصمیم خود را ناتوانی همسر در برآورده کردن توقعات جسمی و روحی خود اعلام می کنند.</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">با کمک خانم حقیقی توانستم با "رحیم ص" 59 ساله که یک سال است از همسرش جدا شده است گفت و گو کنم ، محاسن و موی سپید مصاحبه شونده ام باعث شد به چشمانش نگاه نکنم چون احساس کردم هر دو از اتفاقی که در این سن برای زندگی او افتاده خجالت می کشیم، رحیم 59 ساله پس از یک سکوت طولانی علت جدایی از همسرش را گفت: زنم بچه هایمان را بیشتر از من دوست داشت و مرتب به آنها می رسید، من متاسفم که می گویم وقتی به رابطه صمیمانه و عاشقانه پسرها و دخترهایم با همسرانشان نگاه می کردم حسودی ام می شد و می خواستم همسرم مرا آن طور دوست بدارد ولی اینطور نبود. احساس می کردم زنم نقش خدمتکار خانه را دارد و فقط برایم غذا می پزد و خانه ام را تمیز می کند، همسرم نقش خودش را در زندگی من فراموش کرد.</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">"ابوالقاسم صمیمی" کارشناس جامعه شناس، ریشه افزایش پدیده طلاق در کشور را بی توجهی به آموزش مهارت های زندگی عنوان کرد و گفت: متاسفانه ملاک و مجوز ثبت عقد زناشویی، یک مدرک آزمایش پزشکی و شرکت در یک جلسه دو ساعته آموزشهای روابط زناشویی است، در حالیکه نیاز به آموزش رفتار با همسر، خانواده او، مقابله با مشکلات و جلوگیری از متزلزل شدن کانون خانواده در جامعه به شدت احساس می شود.</P>
<DIV dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">صمیمی افزود: نداشتن مهارت های رفتاری و کلامی زندگی نه تنها برای زوج های جوان آفت زندگی است بلکه در زوج های میانسال و سالخورده هم یکی از عوامل دوری و طلاق عاطفی و در برخی مواقع طلاق واقعی شده است.<BR>موقعی که مطالب این گزارش را دسته بندی می کردم با اینکه می دانستم طلاق امری طبیعی است و به صفر رساندن آن ممکن نخواهد بود اما یاد حرف های مادر بزرگم افتادم که می گفت: دختر با لباس سفید به خانه شوهر می رود و با کفن سفید از در همان خانه بیرون می آید، مادر بزرگم زنی مذهبی بود، می گفت: طلاق عرش خدا را می لرزاند، طلاق حرام ترین حلال خداوند است.<BR>خدا رحمت کند مادربزرگم را، انگار با رفتن آنهایی که طلاق در خانواده ها را ننگ و عار می دانستند، زشتی از هم پاشیدن کانون زندگی ازیاد رفته است.</DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: justify" align=justify name="maintext">&nbsp;</DIV>
<DIV dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma" align=justify>سیمرغ<BR>منبع:shia-online.ir</DIV>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-5968.html</comments>
<pubDate>Fri, 13 Aug 2010 06:32:10 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>چطور می توانید با روح خود ارتباط برقرار کنید؟ </title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-5962.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-5962.html</link>
<description><![CDATA[<BR><SPAN style="COLOR: #000000">
<P><IMG height=100 alt="چطور می توانید با روح خود ارتباط برقرار کنید؟" src="http://www.niksalehi.com/hamechiz/khabar/images57365735434.jpeg" width=150 align=right border=0>تمام امراض جسمی از مشکلات روحی سرچشمه می گیرد " تخلیه تنش ها ی روحی و التیام آن ، راهی است جهت رهایی از هرگونه اختلال ارگانی جسمی در بدن واینکه هاله ی انسان</P>
<P>به معنای واقعی بتواند بدون مواجه شدن با مانع و سدی آزادانه به هر طرف حرکت کند. در این جاست که می توانیم بگوییم هاله ی خود را بیدار کرده ایم . این بدان معنی است که : هر چه قدر انرژی معنوی و روحی که از طریق چاکرای فوقانی سر (در هاله انسان مراکزی برای ورود و خروج انرژی وجود دارد که چاکرا نامیده می شود) به ما وارد می شود بیشتر باشد ، هاله ما پررنگ تر است .</P>
<P>روح در واقع انعکاس یک نیروی ماورای دنیوی است که خداوند پس از خلق ، آن را در کالبد جسمانی وی در زمین جای می دهد . با اتصال به دنیای ماوراء و الهی ، روح ما در حالتی آرام و بدون تنش قرار می گیرد. شاید اصلا" متوجه این موضوع به معنای دقیق نشویم ولی می فهمیم که روح ما در وضعیتی آرام بسر می برد.</P>
<P>ما همواره بدنبال سلامتی ، موفقیت و شادکامی در دنیای مادی هستیم ، غافل از اینکه ذاتا" خود ما با بی اعتنایی به روح و روان خود ، مانعی هستیم برای نیل به همه ی اهداف فوق . زمانی که به محدودیتهای دنیای مادی و معایب آن پی ببریم ، ناخودآگاه مجبور به ارتقاء وضعیت روحی خود جهت رسیدن به آرامش وسلامتی کامل می شویم .در غیر این صورت " بی قراری روحی " ایجاد می شود.</P>
<P>بسیاری از عوامل هستند که در ایجاد حالت " بی قراری روحی " نقش دارند ودر این اوضاع است که ما سعی می کنیم وضعیت آشفته خود را تغییر و ترمیم کنیم ، مثل ؛ ورشکستگی مالی ، از دست دادن نزدیکان ، زمانی که به هر دلیلی خود را در مقابل یک بحران روحی ناگهانی می بینیم و یا نزدیک به زمان مرگ هستیم ، و یا وقتی که در برابر اهداف دنیوی ( موفقیتها ، کامیابی و سلامتی ) خود را ناتوان ببینیم. احتمال وقوع این حالت در مورد افراد حساس و عاطفی بیشتر است.</P>
<P>صرف نظر از عوامل ایجاد این حالات روحی ، همه ی انسان ها نیاز دارند که با ضمیر نا خود آگاه و روح خود ارتباط برقرار کنند تا درجه ی آرامش ایده آل برسند ، در اینجا به راهکارهایی از علم مدیتیشن ( روشی از روان درمانی ) اشاره شده است که با تمرین آنها می توانید تاحدی به ماهیت روحی خود پی ببرید :</P>
<P>در یک اتاق تاریک بنشینید ، چشمانتان را ببندید و بدن خود را کاملا" در حالی راحت قرار دهید ، هفت بار نفس عمیق بکشید . ( دم عمیق و بازدم آهسته ) ، بر تمام بدن خود تسلط داشته باشید ، به مدت چند ثانیه بروی تمام نقاط پاهای خود تمرکز کنید و دوباره تنفسی عمیق بکشید و در این موقع حس می کنید که پاهای شما وجود خارجی ندارد. حال ، چند ثانیه ای بروی نیم تنه بالایی ، قفس سینه و ناحیه کمر ، تمرکز کنید و دوباره نفسی عمیق بکشید. در مرحله بعد همین کار را در ناحیه سر انجام دهید . بعد از هر مرحله ، باز هم حس می کنید آن عضو از بدن شما وجود خارجی ندارد. با وجود این حس و انجام تنفس های عمیق ، نهایتا" شما با خود می گویید : "مثل اینکه من جسم ندارم و جدا و بدون آن زنده هستم!" . به مدت 30 ثانیه در همان وضعیت بمانید .</P>
<P>هالی ارغوانی در اطراف خود حدود 6 متر بالاتر از جسم و زمین تجسم کنید و آهسته بگویید :" این جسم معنوی من است که اجازه داده در مورد همه چیز در زندگیم فکر و تجربه کنم ، ولی این خود من نیستم ! تصور کنید که این هاله بخار شد و در هوا محو شد ، در اینجاست که باز هم آهسته می گویید : من نه خود جسم مادی هستم و نه احساسات و افکارم ، من به خودی خود و مستقل از همه ی اینها هستم و وجود دارم . برای 30 ثانیه در همان وضعیت بمانید .</P>
<P>به آرامی با خود بگویید :" من تنها یک جسم نیستم ، جسمم تنها وسیله ای است برای به حرکت درآوردن روح .من افکار و احساساتم نیستم ، آنها تنها حاصل از روح من هستند ، ذهن من ابزاری برای روحم است . من خود روحم هستم !!این خود من هستم ، من دارای هوش ، استعداد و عشق الهی هستم و می توانم با خدا ارتباط برقرار کنم . بله من یک روح هستم !!</P>
<P>به مدت 5 دقیقه به همان حال بمانید و به آرامی از وضعیت خود خارج شوید: آهسته چشمها را باز کنید ، چند بار نفس عمیق بکشید .</P>
<P>با انجام این تمرین ، احساس سبکی می کنید و به یک آرامش فوق العاده روحی دست می یابید . فهمیدید که شما تنها یک کالبد جسمی و یا افکار و احساساتتان نیستید ، جسم و فکر شما محو شد و خود شما باقی ماندید . این "شمایی " که در این تمرین مدیتیشن به آن رسیدید ، روح شما است . هم اکنون ، آرام و سبکتر شده اید.<BR>این تمرین را هر روز ، مخصوصا" زمانی که به بحرانی روحی دچار می شوید ،انجام دهید .<BR>این تمرین باعث ایجاد آرامش و برانگیخته شدن نیروی عشق الهی در شما می شود.<BR>مردمان </P></SPAN>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-5962.html</comments>
<pubDate>Fri, 13 Aug 2010 06:10:11 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>براى تحقيقات ازدواج بهتر است سراغ چه كسانى برويم؟ </title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-5537.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-5537.html</link>
<description><![CDATA[<BR><SPAN style="COLOR: #000000">
<P>براى تحقيقات ازدواج بهتر است سراغ چه كسانى برويم؟ <BR>•</P>
<P><BR>نمایش پاسخ ... <BR>كسانى كه مى‏شود از آن‏ها درباره فرد مورد نظر تحقيق كرد، عبارتند از:<BR>1. همكاران و همكاران والدين او (در صورت شاغل بودن)؛<BR>2. سرپرستان محل كار (رئيس، معاون و در صورت لزوم حراست)؛<BR>3. هم‏كلاسى‏ها (درصورت اشتغال به تحصيل قبلا يا فعلا)؛<BR>4. سرپرستان و مسئوولان مجتمع آموزشى؛<BR>5. دوستان؛<BR>6. آشنايان و دوستان خانوادگى؛ مى‏توانيد شماره تلفن و نشانى چند نفر از دوستان و آشنايان شخص را از خودش بگيريد. حتى اگر شماره يا نشانى‏هاى خاصى را هم بدهد مى‏توانيد از طريق گفت‏وگو با آنان به مطالب خوبى دست يابيد. از طرفى مى‏توانيد شماره و نشانى برخى ديگر از دوستان و آشنايان او را از همين دوستان بگيريد.<BR>7. خويشان و فاميل؛<BR>8. همسايگان؛ در صورت تغيير منزل، از همسايگان پيشين هم تحقيق كنيد.<BR>9. افراد وابسته به خانواده از جمله عروس‏ها و دامادها؛ با ديدار وابستگان مى‏توانيد از لحن سخن و نوع نگاهشان مطالبى را متوجه شويد؛ حتى اگر به هر دليلى نخواهند اطلاعاتى به شما بدهند.<BR>10. در صورت تجربه ازدواج قبلى، با همسر پيشين او؛ سعى كنيد با همسر پيشين شخص مورد نظر به صورت حضورى گفت‏وگو كنيد و به تماس‏هاى تلفنى بسنده نكنيد. ديدن چهره او وقتى درباره شخص مورد نظر سخن مى‏گويد، لازم است.<BR>اولويت را در تحقيقات به 6 گروه اول بدهيد و بعد به ترتيب، سراغ خويشان، همسايگان و افراد وابسته به خانواده برويد تا در حد امكان، اصل مخفيانه بودن خواستگارى رعايت شود.</P>
<P>www.rasekhoon.net</P></SPAN>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-5537.html</comments>
<pubDate>Tue, 10 Aug 2010 09:04:58 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>براي رفتن به جشن عروسي بايد چه لباسي بپوشيم ؟   </title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-5155.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-5155.html</link>
<description><![CDATA[شما به يک عروسي دعوت شده ايد ، براي انتخاب لباس مورد نظرتان دچار مشکل شده ايد ، و از سوي ديگر دلتان مي‌خواهد در اين جشن شما تک باشيد ، بايد چه کرد ؟معمولا افراد هنگامي که به يک جشن عروسي دعوت مي‌شوند ، تا شب مورد نظر فرا رسد دچار استرس مي‌شوند . 
<P>در اين مقاله با ما همراه شويد تا شما را به هدف مورد نظرتان برسانيم :</P>
<P>اگر شما فاميل ، اقوام ، درجه ي اول باشيد که مي‌خواهيد به عروسي برويد ، لباسي که مي‌خواهيد انتخاب کنيد ، خيلي سخت تر خواهد بود . اگر جشن عروسي که مي‌خواهيد برويد در فصل تابستان است ، توصيه مي‌شود که از رنگ‌هاي خيلي روشن بپرهيزيد .</P>
<P>رنگ‌هاي تيره ، رنگ‌هاي ملايم بيشتر براي اين فصل مناسب هستند . مانند : مشکي ، رنگ‌هاي تيره ، ....</P>
<P>اگر جشن عروسي که مي‌خواهيد برويد در فصل زمستان باشد بهتر است از رنگ‌هاي روشن ، بژ ، ... استفاده کنيد .</P>
<P>البته لازم به ذکر است رنگ‌هاي مانند : مشکي ، سفيد در تمام فصول و تمام محافل مي‌توان استفاده کرد .</P>
<P>اگر جشني که مي‌خواهيد برويد قرار است در روز برگزار مي‌شود، مي‌توانيد ماکسي يا پيراهن بلندي را انتخاب کنيد ، يا شلواري که داراي پاچه‌هاي گشادي باشد . اما ترجيحا بهتر است لباس‌هاي مانند کت و دامن را انتخاب کنيد .</P>
<P>لباس‌هاي را که بهتر است براي جشن‌هاي شبانه انتخاب کنيد :<BR>لباس‌هايي را که براي مهماني‌هاي شبانه مي‌خواهيد بپوشيد لزومي ندارد که بلند باشد ، اگر هم بلند باشد بايد از يک ناحيه ي ديگر باز باشد تا جلوه ي شيک و شکيلي را به شما ببخشد .</P>
<P>بخصوص دختر خانم‌هاي جوان نبايد لباس‌ها و ماکسي‌هاي بلند را بپوشند. زيرا شکل و فرمي زنانه به شما مي‌بخشد .</P>
<P>راجع به پارچه‌هايي با اليافي مانند ابريشم ، ساتن ، ارگانزا ، .... مخصوص جشن‌هاي عروسي هستند و بستگي به سليقه و علايق شخصي هر کس دارد ، که مايل باشد از کدام يک از اين نوع پارچه‌ها استفاده کند. معمولا لباس‌هاي که براي مراسم ازدواج مي‌پوشند داراي شکل و فرمي بلند هستند .</P>
<P>اگر لباس شب شما داراي حالت و فرمي مربع شکل مي‌باشد کفشي که مي‌پوشيد بايد داراي پاشنه ي پنج سانتي باشد تا لباس شما بهتر نمايان شود . دختر خانم‌هاي جوان که ديگر نه نوجوان هستند و نه به سني رسيده اند که مانند خانم‌ها لباس بپوشند بهتر است کفشي را که مي‌پوشند 2 – 3 سانت پاشنه داشته باشد نه بيشتر زيرا اگر داراي پاشنه ي بلندي باشد حالت زنانه به خود مي‌گيرند .</P>
<P>البته نکته ي ديگري که در رابظه با پوشيدن کفش در مجالس عروسي وجود دارد اين است که کفشي را انتخاب کنيد و بپوشيد که راحت باشيد ، زيرا شما زمان زيادي را بايد با همان کفش‌ها سپري کنيد ، بخصوص اگر بخواهيد برقصيد حتما بايد کفش ‌هاي راحتي بپوشيد</P>
<P><BR>منبع: .takmahfel.com<BR></P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-5155.html</comments>
<pubDate>Fri, 06 Aug 2010 10:55:40 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>ورود ریاضیات به دنیای عاشقی+عکس</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-591.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-591.html</link>
<description><![CDATA[<SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif">به گزارش "فردا" به نقل از مهر، "خوزه مانوئل ری" از دپارتمان آنالیز اقتصادی دانشگاه مادرید این معادله ریاضی را ابداع کرده است.<BR><BR>به اعتقاد این ریاضیدان، برای درک دلایلی که بسیاری از زوجها را وادار به جدایی می کند و یا باعث می شود که از یک عشق ابدی بهره مند شوند به یک مدل ریاضی نیاز است.<BR><BR><BR></SPAN>
<DIV style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><IMG alt="" src="http://www.jahannews.com/images/docs/files/000115/nf00115166-1.jpg" border=0><BR></SPAN></DIV><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif">نمودار ارائه شده توسط ریاضیدان اسپانیایی<BR><BR>این دانشمند، فرمول خود را "قانون دوم ترمودینامیک کاربردی برای واکنشهای احساسی" نامگذاری کرده و اظهار داشته است که یک اتحاد برای حفظ بقا به طور مداوم از انرژی تغذیه می کند و این معادله و مدل ریاضی می تواند به خوبی دینامیک موفقیت و عدم موفقیت عشق را توضیح دهد و به زوجین کمک کند که برای قلمرو احساسی خود نقطه متعادل را پیدا کنند.<BR><BR>این معادله ریاضی عبارت از: تو+ او - انرژی = انحلال عشق<BR><BR>براساس گزارش PhysOrg.com، این فرمول ریاضی نشان می دهد که با حذف انرژی لازم برای تغذیه عشق، زندگی زوج به نتایج غم انگیزی منجر می شود.</SPAN>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-591.html</comments>
<pubDate>Sat, 22 May 2010 09:15:32 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>وقتي همسرم را خودم انتخاب مي كنم!!! </title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-305.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-305.html</link>
<description><![CDATA[<BR><SPAN style="COLOR: #000000">
<P><IMG height=100 alt=" وقتي همسرم را خودم انتخاب مي كنم!!!" src="http://www.niksalehi.com/new/khabar/277519-24616-36.jpg" width=150 align=right border=0>متأسفانه بسيار ديده شده خانواده ها حتي دختر 30 ساله و پسر 35 ساله را به رسميت نمي شناسند و در برابر انتخاب او موضع گيري مي کنند. به عنوان مثال مي گويند اگر فلاني را انتخاب کني در مجلس عروسي تو شرکت نمي کنم...اگر اين روزها گذرتان به مراکز مشاوره بيفتد افراد </P>
<P><BR>زيادي را مشاهده خواهيد کرد که منتظر مشاوره هستند. البته در ميان مراجعان همه گروه هاي سني مشاهده مي شوند. جوان، ميانسال، حتي سالمند.</P>
<P>بي گمان با خودتان مي گوييد سالمندان ديگر چرا؟ آنها معمولاً به عنوان ريش سفيد فاميل خودشان يک پا مشاور و مصلح اند. اما تعجب تان زماني بيشتر مي شود که تعدادي از پرونده هاي موجود در اين مراکز مشاوره را مرور کنيد. <BR>*خانمي بعد از 40 سال زندگي مشترک از چاي خوردن شوهرش کلافه شده، چون قند را داخل فنجان زده و هنگام نوشيدن چاي ملچ و ملوچ مي کند! <BR>*خانم 45 ساله ديگري بعد از 17 سال زندگي مشترک از طعنه ها و گوشه کنايه هاي شوهرش خسته شده و طي 17 سال نتوانسته با هيچ ترفندي حرف زدن همسرش را اصلاح کند. او که عاشق شوهرش بوده و با وجود مخالفت پدر و مادرش با او ازدواج کرده حالا نمي داند با دو دختر 10 و 13 ساله اش چطور به اين زندگي ادامه دهد.<BR>*آقاي 32 ساله اي که شغل آزاد دارد روزي که پاي سفره عقد نشسته عروس به او گفته به خاطر من هر چه پدرم گفت قبول کن بعد از عقد مهريه ام را به تو مي بخشم. او هم باور کرده و پانصد سکه طلا مهريه را پذيرفته، در حالي که پدرش اصلاً اين ازدواج را به صلاح نمي دانسته، ولي وي برخلاف نظر پدرش عمل کرده و اکنون بعد از 9 ماه که از ازدواجشان مي گذرد عروس خانم مهريه اش را نه تنها نبخشيده، بلکه آن را مطالبه کرده است.<BR>*خانم 25 ساله اي که همسرش را خودش انتخاب کرده بعد از چهار سال زندگي مشترک تازه فهميده تمام وعده هاي شوهرش فريب و دروغ محض بوده و حتي کار و کاسبي درستي هم ندارد و حالا او بايد کار کند و مخارج زندگي را تأمين نمايد. متأسفانه راه برگشت هم ندارد چون پدرش با او اتمام حجت کرده که با اين مرد ازدواج کني حق برگشتن به اين خانه را نداري و ... <BR>*آقاي 33 ساله ديگري که بعد از يک دوره کوتاه دوستي با دختر مورد علاقه اش ازدواج کرده، به خاطر همسرش ارتباطش را با پدر و مادر و خانواده اش قطع کرده چون همسرش گفته سهم ارثت را همين حالا از پدر و مادرت بگير و چون آنها با اين کار موافقت نکرده اند ارتباطش را با خانواده اش قطع کرده. <BR>*دختر خانم 23 ساله اي که بر خلاف نظر پدر و مادرش به همسري استاد خودش درآمده و در واقع همسر دوم اين آقاست، بعد از چند ماه تازه فهميده اين زندگي براي او مطلوب نيست و مادرش حق داشته که مخالف اين ازدواج باشد. <BR>بي شک همه ما زن و شوهرهايي را مي شناسيم که با وجود مشکلات مختلف در زندگي مشترک حتي به مراکز مشاوره هم مراجعه نکرده و مستقيم راهي دادگاه خانواده شده اند و طلاق را تنها راه حل مشکل خود دانسته اند. </P>
<P>به راستي چه بايد کرد؟ </P>
<P><BR>آيا «ازدواج خود گزين» به صلاح دختر و پسر است يا ازدواجي بر اساس نظر خانواده؟ <BR>در يکي از مراکز مشاوره، دکتر ايرج وثوق، روان پزشک و مشاور خانواده به پرسشهاي ما در اين خصوص پاسخ مي دهد. <BR>دکتر وثوق در پاسخ به اين پرسش که آيا ازدواجهاي خود گزين و انتخاب مشترک زندگي بدون مشورت با پدر و مادر و بزرگترها چه عاقبتي دارد، مي گويد: ازدواج يک انتخاب است و بي گمان نگاه نسل کنوني با نسل قبلي متفاوت شده، زيرا نسل فعلي سعي مي کند به سبب ابزارهاي ارتباطي گسترده اي که وجود دارد شناخت و آگاهي خود را نيز افزايش دهد، بنابراين انتخاب او با انتخاب نسل گذشته خيلي متفاوت است و نمي تواند خود را در معيارها و اندازه هاي کوچک گذشته بيارايد، از اين رو پدر و مادرها بايد خود را به دنياي جوان، نيازهاي جوان، معيارها و ارزشهاي قابل قبول جوان نزديک کنند؛ ضمن اينکه کمک حال او باشند و در هيچ شرايطي او را تنها نگذارند. <BR>معمولاً جواناني در ازدواج موفق مي شوند که پدر و مادر در حالي که فرزند خود را راهنمايي مي کنند به انتخاب او هم احترام مي گذارند.اين روان پزشک درباره ازدواجهاي سنتي و غيرسنتي معتقد است: موضوع انتخاب سنتي در مقابل انتخاب غيرسنتي جامعه ما زياد مطرح مي شود در اين ازدواجها دو مسأله وجود دارد. <BR>يکي اينکه خانواده بايد بدانند وظيفه آنها در انتخاب همسر و تعليم و تربيت فرزندانشان حدي معقول است، يعني اينکه بايد نظر خود را در يک حد متعادل نگه دارند. به طوري که فقط جنبه ارشادي داشته باشند، نه اينکه نظرشان را به فرزند تحميل کنند. <BR>متأسفانه بسيار ديده شده خانواده ها حتي دختر 30 ساله و پسر 35 ساله را به رسميت نمي شناسند و در برابر انتخاب او موضع گيري مي کنند. به عنوان مثال مي گويند اگر فلاني را انتخاب کني در مجلس عروسي تو شرکت نمي کنم، در حالي که به انتخاب بچه ها بايد احترام بگذاريم چون ملاکها تغيير يافته و آنها تحت تأثير مسائل موجود در جامعه قرار مي گيرند و انتخابشان بر همان اساس شکل مي گيرد، پس نمي توانند بناي زندگي مشترکشان را بر سليقه ما و نظر ما بگذارند. <BR>از طرف ديگر، بررسي ها نشان مي دهد انتخاب هايي نيز که پسر و دختر بدون نظر خانواده انجام مي دهند چندان مطلوب نبوده و ميزان طلاق در اين انتخاب ها 8 برابر بيشتر مي باشد، بنابراين توصيه مي شود نخست خانواده ها به انتخاب جوان احترام بگذارند و هميشه در کنار او باشند و از سوي ديگر جوانها نيز به خاطر کاهش آسيبهاي خانواده حتماً نظر والدين و مشاوران را جويا شوند. </P>
<P>آسيب شناسي موضوع <BR>دکتر وثوق در خصوص آسيب شناسي هر دو نوع ازدواج(سنتي و غيرسنتي) نيز معتقد است: بايد اين نکته را در نظر بگيريم که موضوع ازدواج پيوند تنها دو نفر نيست، بلکه پيوند دو خانواده است، پيوند دو سيستم، دو فرهنگ با ويژگيهاي خاص و آداب و رسوم خاص، به همين دليل وقتي در ازدواجها به عوامل فرهنگي اجتماعي توجه نمي شود، تنش و کشمکش بين خانواده زياد رخ مي دهد. <BR>پس از آنجا که دو نفر(زن و شوهر) از دو خانواده در حال معاشرت و رفت و آمد با دو خانواده هستند اگر بدون نظر پدر و مادر ازدواج صورت گيرد همه معادله هاي خانوادگي به هم مي خورد و ميزان تنش و اختلاف نظر در اين خانواده ها بيشتر ديده مي شود. <BR>در نتيجه اين مسأله هم روي کيفيت زندگي و هم بر روابط زن و شوهر اثر مي گذارد. همين مشاور خانواده در پاسخ به اين پرسش که بهترين راه حل براي پيشگيري از اين مشکلات چيست، تأکيد مي کند: به باور تمامي کارشناسان، روان شناسان و مشاوران خانواده در انتخاب همسر بايد 4 «ميم» در نظر گرفته شود. <BR>اول «مشاهده» يعني اينکه در هر انتخابي خوب مشاهده کنند، ظاهر و قيافه طرف مقابل را در ذهن خود بررسي کنند، شکل و حرکات شيوه گفتار و رفتار ظاهري او را به عنوان شرط اول بپذيرند، زيرا بارها به مرکز مشاوره مراجعه شده که آقا بعد از 2 ماه مي گويد: من زن قد بلند مي خواستم خانم قدش کوتاه است، يا اندازه بيني و فرم دندانهاي او مطابق سليقه من نيست و يا خانمي مي گويد شوهرم نمي تواند در جمع صحبت کند، خوب لباس نمي پوشد و از اين قبيل نظرها. بنابراين اگر قصد و نيت ازدواج است تا حدي که اسلام هم اجازه داده بايد يکديگر را ببينند و بپسندند. <BR>دوم«مصاحبه» است که دو نفر بايد خوب با هم صحبت کنند و درباره نکات مثبت و منفي يکديگر و مسائل مهمي که در تاريخچه هر کدام وجود دارد. بيماريهاي خاص، محل سکونت، آينده و اينکه مي خواهند کار کنند يا شغلشان چه باشد، نحوه تربيت فرزندان و مسائل ديگري که ممکن است پيش بيايد صحبت کنند و حداقل 5 تا 10 جلسه با اطلاع خانواده ها، دختر و پسر با هم ديدار و گفتگو داشته باشند تا نسبت به هم شناخت بيشتر پيدا کنند. <BR>سوم«مکاشفه» است که به قصد تحقيق و بررسي از زندگي اجتماعي طرف مقابل پرسش کنند از مدرسه، محل کار، محل سربازي، دانشگاه و ... تا ببينند وجهه اجتماعي او چگونه است. برخوردش با مردم در اجتماع چطوري است مثلاً فردي که با هيچ کس ارتباط ندارد و دوست صميمي هم ندارد شايد دچار بدبيني باشد يا اختلالات ديگر که بهتر است همان ابتدا با پرسيدن از افراد مختلف چهره اجتماعي او بهتر مشخص شود. <BR>چهارم«مشاوره» که بر اساس تخصص، تبحر و تجربه مشاور دو نفر با هم مقايسه مي شوند که ميانشان تا چه حد و ميزان سازگاري وجود دارد و تناسب زندگي اين دو با هم چقدر است و بر همين اساس هر دو مورد سنجش مشاور قرار مي گيرند و چون مشاور يک فرد بي طرف است مي توان روي اظهارنظر او حساب کرد و تأييد يا عدم تأييد او را به حساب مخالفت افراد خانواده نگذاشت. <BR>دکتر وثوق در پايان به خانواده ها يادآور مي شود: اگر فرزندتان به بلوغ فکري، اجتماعي و رواني لازم رسيد بايد انتخابش را محترم شمرد و به او کمک کرد. <BR>او را تحت هيچ شرايطي تنها نگذاشت، چون بيشتر جوانهايي دنبال«ازدواج خود گزين» هستند که پدر و مادر با آنها همراهي نمي کنند و به قول خودشان آنها را نمي فهمند. فراموش نکنيم در بسياري از ازدواجهاي ناموفق که به انتخاب خود جوان صورت گرفته عامل اصلي و مسبب اين کار پدر و مادر بوده اند.<BR>هموطن <BR></P></SPAN>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-305.html</comments>
<pubDate>Tue, 18 May 2010 09:17:06 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>9 شیوه منحصر بفرد برای لذت بردن از شریک زندگیتان!</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-272.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-272.html</link>
<description><![CDATA[<BR><SPAN style="COLOR: #000000">
<P><IMG height=100 alt="9 شیوه منحصر بفرد برای لذت بردن از شریک زندگیتان!" src="http://www.niksalehi.com/hamechiz/khabar/images511210120.jpeg" width=150 align=right border=0>در اینجا 10 روش برای شاد بودن با شریکتان مطرح شده بدون این که فیلمی ببینید،بیرون غذا بخورید یا به تماشای فیلم با همدیگر بنشینید؟اینها کارهای روزمره ای هستند که زوجها اغلب برای <A href="http://www.funrooz.com">تفریح و سرگرمی </A>انتخاب میکنند. اما ما انتخابهای بیشتری به شما پیشنهاد میکنیم<BR></P>
<P>خوب زندگی کنید<BR>اگر شما و شریکتان ترجیح می دهید شبها را جلوی تلویزیون بگذرانید تا این که بیرون بروید و فرصتی برای با هم بودن و رلکس کردن داشته باشید باید به شما اخطار کنیم که این چیز خوبی نیست.<BR>زیرا بعد از مدتی احساس میکنید که کنار هم بودنتان یکنواخت و کسل کننده شده است و نیاز به یک تفریح جدید دارید ؟در جوامع امروزی تلویزیون تاثیر بدی روی روابط خانواده ها گذاشته و اکثر خانواده ها به جای با هم بودن و حرف زدن و فعالیتهای تفریحی معتاد به این جعبه جادویی شده اند.</P>
<P><BR>توصیه های ما انواع چاشنی برای زندگیهای یکنواخت می باشد:</P>
<P>1- ارتباطتتان را تنظیم کنید:<BR>بیشتر وقتها سالی یک هنرمند و شوهرش مایکل اشنباخ عادت دارند که تفریحهای هیجانی را امتحان کنند. آنها هنگامی که به پیک نیک میروند دو نفره موتور سواری یا دوچرخه سواری را امتحان میکنند . سالی میگوید:<BR>من خودم عاشق اینم که پشتش بشینم و محکم نگه اش دارم .او میگوید که همراه با همسرش به فکر تجربه های جدیدی هستند مثل سر خوردن روی چمن با تیوپ یا قایق سواری وقتی به کنار ساحل میروند.</P>
<P>2- تجربه سحر انگیز:<BR>به گفته زوجی دیگر آنها تفریح ساده تری را انتخاب کردند .<BR>تماشای پرندگان و مناظر جدید و آثار باستانی . این کار آنطور که بنظر میاد خسته کننده نیست.ما برای رفتن به اخرین تعطیلات به جایی توافق کردیم که پرندگان هستند. همیشه به فکر دیدن جاهایی هستیم که وجود دارد و ما ندیده ایم و در کوچکترین فرصتی برنامه ریزی میکنیم که به جاهای مختلف برویم.</P>
<P><BR>3-تفریحات آبی:<BR>یک زوج در بوستون با 2 فرزندشان به زندگیشان روحیه بخشیده و اخیرا با تورهای مختلف به قایق سواری روی رودخانه( رافتینگ ) می روند. کری یادآوری می کند: ما خندیدیم،همدیگر را خیس کردیم،زمان دلپذیری با هم داشتیم. و برای بدن ما انرژی بخش بود و به نوعی برایمان ترس آور.شب هنگام شام خوردیم و گرچه تنمان کوفته بود اما احساس خوبی داشتیم وچنان می خندیدیم که هرگز نمی توان چنان طولانی شاد بود.</P>
<P><BR>4- نشستن کنار هم و دستان یکدیگر را لمس کردن<BR>جنیفر زن خانه دار با یک بچه 2 ساله و شوهرش برنامه نویس پر مشغله کامپیوتر همیشه به آرامی به تماشای تلویزیون می نشینند اما هفته پیش تصمیم گرفتن کنار یکدیگر نشسته در حالی که دستانشان در دست هم می باشد با هم خاطرات خوبشان را مرور کنند و حرف بزنند . جنیفر می گویدکیک چیز شوک آور کشف کردیم.گاهی یک ذره آگاهی و یک ذره تغییرات می تواند همه چیز را تغییر دهد.</P>
<P><BR>5- رقصیدن<BR>باور کنید رقصیدن با همسرتان خیلی به بهتر شدن روابطتان کمک میکند . امتحان کنید . علاوه براینکه روحیه تان نیز بهتر میشود</P>
<P></P>
<P>6 - بازی با یکدیگر:<BR>بازی های دو نفره مثل بدمینتون یا با هم دویدن یا شطرنج . بستگی به نوع علاقه تان دارد .ماریو و همسرش یوگا را ترجیح می دهند میگوید:<BR>بعد از این که ما به آرامی هماهنگ می شویم مربی مان چیزهای متفاوتی را آموزش می دهدبایستی به آرامی در منزل قدم زد و فکر کنیم که چطور از درون حرارت بیرون می زند و تعادل خودمان را حفظ کنیم</P>
<P><BR>7-صحبت در باره خوانده ها<BR>سارا و دن از نظر کاری بسیار پر مشغله اند ،مدرسه و فرزند جدید باعث شده از خیلی چیزها دست بکشند اما فقط عاشق خواندن کتاب صوتی از CD هنگام مسافرت جاده ای هستند . در واقع مسافرت با ماشین جذابتر است چون می توانیم بجای تمرکز بر رانندگی بد می توانیم به داستانی گوش بسپاریم و متمرکز بشویم (من تند می رانم و دن بسیار بی جنبش) بنابر این هریک از ما برنامه ریزی میکنیم که به مسافرت برویم و قصه و کتاب گوش دهیم .</P>
<P><BR>8- زوجی که با هم اند و با هم می مانند مارتا یک زن خانه دار است او میگوید من جایگاهم و نقش کلیدی زن را در خانه میدانم . همیشه همه چیز را در نظر دارم. بچه ها و همسرو و نیازهایشان . گاهی به آنها دستور میدهم که کارهایشان را انجام دهند و گاهی با مهربانی بار آنها را به دوش میکشم .<BR>او می گوید: من زمانی را هم برای خودم گذاشته ام. به ورزش میروم و به خودم میرسم و گاهی نیز با همسرم خلوت میکنم .ما می توانیم بمدت 3 ساعت با هم بودن را مدیریت کنیم و می توانیم همه دلخوریهایمان را بهبود بخشیم . با هم قدم میزنیم و سینما میرویم و ....</P>
<P><BR>9-موارد جدید<BR>اشکالی ندارد زمانی که رو ی کاناپه نشستید و فیلم مورد علاقه تان را می بینید یکدیگر را در اغوش بگیریداما زمانهایی را هم به پیک نیک بروید یا در پیاده روی با هم صحبت کنید .</P>
<P>برای شریکتان روزی ایجاد کنید که سورپرایز گردد.<BR>بلیط کنسرت،اپرا یا نمایش بخرید از پیش بینی لذت ببرید.شرنج تان را بهتر کنید یا یاد بگیرید چگونه در محل اول قرار بگیرید کتابی را با هم بخوانید به یک قطار تفریحی بروید برای یک رودخانه یا مصب بومی قایق پارویی کرایه کنید به اسکیت بروید بازار کشاورزی محل خودرا ببینید و برای یکدیگر غذا درست کنید امکاناتی پایان ناپذیر وجوددارد. <BR></P></SPAN>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-272.html</comments>
<pubDate>Fri, 14 May 2010 07:42:08 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>چرا بعضی از بزرگسالان خشن هستند؟!</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-212.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-212.html</link>
<description><![CDATA[<DIV class=Body><SPAN style="COLOR: #000000; FONT-FAMILY: tahoma">
<P dir=rtl style="BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; TEXT-ALIGN: right"><SPAN style="FONT-SIZE: small"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif">دانشمندان ولزی دریافتند افرادی که در دوران کودکی خود به میزان قابل ملاحظه ای آب نبات می‌خورند در بزرگسانی با بیشترین احتمال توسعه رفتارهای خشونت طلبانه مواجه می‌شوند. </SPAN></SPAN></P>
<P dir=rtl style="BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; TEXT-ALIGN: right"><SPAN style="FONT-SIZE: small"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif">محققان دانشگاه کاردیف در ولز با مطالعه بر روی 17 هزار و 500 فرد، عادت آب نبات خوردن آنها در کودکی و سوء پیشینه جزائی آنها&nbsp;در بزرگسالی را مورد بررسی قرار دادند.<BR>نتایج این تحقیقات نشان داد احتمال بروز رفتارهای خشونت طلبانه در 34 سالگی در کسانی که در دوران کودکی هر روز شکلات و آب نبات می‌خوردند 69 درصد و این احتمال در بین کسانی که به صورت یک عادت روزانه در کودکی آب نبات نمی‌خوردند 42 درصد بود.</SPAN></SPAN></P>
<P dir=rtl style="BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; TEXT-ALIGN: right"><SPAN style="FONT-SIZE: small"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif">این دانشمندان در این خصوص اظهار داشتند: "این ارتباط از دلایل بیولوژیکی مثل حضور مواد مخدر شیمیایی در آب نباتها نشأت نگرفته است بلکه بیشتر به شکل آموزش رفتاری ناصحیح مربوط می‌شود. دادن مرتب شکلات و آب نبات به کودکان به آنها یاد می‌دهد که برای به دست آوردن چیزی نیاز به اصرار بیش از حد است و این می‌تواند آنها را به رفتارهای ناهنجار رهنمون کرده و در پایان آنها را به بزهکاری وادار کند".</SPAN></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: right"><SPAN style="FONT-SIZE: small"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif">براساس گزارش خبرگزاری فرانسه، به گفته این محققان، این مسئله می‌تواند دلیل دیگری نیز داشته باشد. به طوری که دادن آب نبات زیاد به کودک اغلب به معنی آن است که کودک عصبی، نا آرام و خشونت طلب است. در حقیقت والدین برای آرام کردن کودکان عصبی خود به عنوان جایزه به آنها مقدار زیادی آب و نبات و شکلات می‌دهند. </SPAN></SPAN></P></SPAN></DIV>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-212.html</comments>
<pubDate>Sun, 09 May 2010 12:17:56 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>5 مرحله در زندگي مشترك </title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-177.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-177.html</link>
<description><![CDATA[<SPAN style="FONT-SIZE: small"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif">طبعا زن ومرد متفاوت از يكديگرند، پس چگونه&nbsp; مي‌توانند زندگي سعادتمندي داشته باشند؟ آيا زندگي يك زوج صميمي و محرم مي‌تواند به جدايي كشيده شود؟<BR><BR>شواهد علمي جديد نشان مي‌دهد كه اگر زوجين تغييرات مراحل زندگي زناشويي را درك نكنند، اين موضوع محتمل مي‌شود. علاوه براين، چيزي كه به‌راحتي مي‌توان پيش‌بيني كرد، زمان وقوع طلاق است زيرا مغز انسان يك سري از تغييرات فطري را طي زندگي مشترك مرور مي‌كند. اگر زن و شوهري بتوانند اين تغييرات فطري را درك و لمس كننده روابط‌شان پايدار و شكوفا مي‌شود اما اگر اين كار را نكنند زمزمه طلاق در زندگي آنان اجتناب‌ناپذير است.<BR><BR>چگونه طرز فكر و ذهن زوجي در زندگي زناشويي آنها تاثير مي‌گذارد؟ براساس مطالعات انجام شده، در مغز انسان تغييرات زيادي در طول مراحل مختلف ازدواج رخ مي‌دهد. اين تغييرات در مغز به تغييرات در رفتار منجر مي‌شود. فهميدن اين تغييرات رفتاري مي‌تواند كليدي براي ازدواجي موفق باشد.<BR><BR><SPAN style="FONT-WEIGHT: bold">مرحله اول: عشق</SPAN><BR><BR>وقتي زن و شوهر به اصطلاح از يكديگر شناخت پيدا كردند و به هم علاقه‌مند شدند، مغزشان شروع به «عاشق شدن» مي‌كند. در اين مرحله بدن ماده‌اي به نام «فرومونز» ترشح مي‌كند. براي نمونه، وقتي زن‌و شوهري به هم نگاه مي‌كنند، پيوند محكمي بين آنها احساس مي‌شود و حس مي‌كنند يك روح در دو بدن هستند.هورمون ديگري به نام «اكسيدوزين» هم نقش مهمي ايفا مي‌كند. اكسيدوزين هورمون اتصال ناميده مي‌شود. اين هورمون شبيه هورموني است كه بعد از زايمان در بدن مادر توليد مي‌شود و پيوند محكمي بين مادر و نوزاد تازه متولد شده ايجاد مي‌كند. همينطور اكسيدوزين پيوند محكمي بين دو نفري كه عاشق هم هستند به وجود مي‌آورد. اكسيدوزين از توجه به رفتار ناخوشايند همسران جلوگيري مي‌كند؛ درست مانند مادري كه از گريه نيمه شب نوزادش يا از اينكه نوزادش با ناخن‌هاي كوچكش او را چنگ مي‌اندازد، عصباني نمي‌شود. اما اين مرحله هم تمام مي‌شود و مرحله جديدي از رابطه آغاز مي‌شود.<BR><BR><SPAN style="FONT-WEIGHT: bold">مرحله دوم: سرخوردگي</SPAN><BR><BR>چندماه يا حتي يك سال پس از ازدواج، هورمون‌ها و فعل و انفعالات مغز شروع به تغيير مي‌كند. فكر كه قسمتي از مغز است به اين سمت مي‌رود كه همسر داراي چه ضعف‌هايي است. اين مسئله زماني به وجود مي‌آيد كه زن و شوهر به سادگي از رفتار همسرشان آزرده‌خاطر مي‌شوند. اگر زوجي در زماني كه در مرحله عشق قرار دارند ازدواج كنند، در مرحله سرخوردگي دچار ترديدي جدي درباره انتخابي كه كرده‌اند مي‌شوند. به يك نمايش خانوادگي توجه كنيد؛ شوهري روي كاناپه لم داده و برنامه تلويزيوني مورد علاقه خود را تماشا مي‌كند. زن به اين دليل كه شوهرش در حال تماشاي تلويزيون است و ديگر مانند گذشته او را تحسين نمي‌ كند،مي‌رنجد. او احساس سرخوردگي مي‌كند خصوصا به خاطر اينكه شوهرش همانند سابق با او صحبت نمي‌كند.<BR><BR>از طرف ديگر، شوهر هم خوشبخت نيست. او قادر به درك اينكه چرا همسرش درباره مسائل كوچك و جزئي، دائم از او انتقاد مي‌كند، نيست. با خود فكر مي‌كند كه «چيز ديگري وجود دارد كه همسرش خواهان آن است؟» او حس مي‌كند مشكلي وجود دارد، ولي نمي‌داند چگونه آن را حل كند. فعل و انفعلات مغز در طول مرحله عشق به تدريج تغيير كرده است. در اين مرحله زوج به راحتي به اين فكر مي‌افتند كه مشكلي در ازدواجشان وجود دارد: «او كسي نيست كه من با او ازدواج كردم.» اما بايد به خاطر داشته باشند كه اين مرحله طبيعي است و اين نوميدي به دليل تغييرات شيميايي در بدن است.<BR><BR><SPAN style="FONT-WEIGHT: bold">مرحله سوم: كشمكش قدرت</SPAN><BR><BR>زوجي كه سرخوردگي را تجربه كرده‌اند، معمولا به سمت مرحله كشمكش قدرت مي‌روند. به منظور مبارزه با حس نااميدي و يأس، همسران مي‌كوشند زن يا شوهر خود را به مرحله عشق برگردانند اما بيهوده است. وقتي زن وشوهري راه‌هاي مختلف براي مجبور كردن ديگري به تغيير را امتحان كردند، مشكلات بيشتر مي‌شود. پس از همه اينها، ذهن زن و مرد&nbsp; فكر، عمل و رفتار متفاوتي مي‌كند. اين رنج‌آورترين زمان در يك زندگي زناشويي است اما زوج‌هايي كه كشمكش قدرت را متوقف مي‌كنند بايد توجه داشته باشند كه تفاوت ذهن ما در حقيقت مي‌‌تواند&nbsp; كليدي براي ازدواجي پايدار و كامياب باشد. آنها بايد به خاطر داشته باشند كه همينند كه هستند؛ آنان دو روح در دو بدن هستند. پس از اينكه عشق ضعيف‌تر شد، احتمالا شوهر استقلال بيشتري مي‌خواهد و زن مي‌خواهد با دوستانش ارتباط بيشتري داشته باشد.<BR><BR>يكي از دلايلي كه زوج‌ها در طول زمان كشمكش قدرت از يكديگر انتقاد مي‌كنند اين است كه مردان و زنان درباره استقلال&nbsp; در ازدواج عقايد متفاوتي دارند. بسياري از ازدواج‌هايي كه به طلاق ختم مي‌شود، به طور متوسط 7 تا 8‌سال دوام داشته‌اند. اين همان موقعيتي است كه يكي از طرفين تلاش مي‌كند تا همسر خود را «تغيير» دهد. بله، طبيعت به ما اجازه برگشت به عقب را نمي‌دهد. طبيعت پيش مي‌رود و ما هم مجبوريم با آن جلو برويم. اين مرحله جديدي در زندگي زناشويي است كه زوجين صبر مي‌كنند اما براي اينكه به آن برسند بايد هوشيار باشند.<BR><BR><SPAN style="FONT-WEIGHT: bold">مرحله چهارم: آگاهي</SPAN><BR><BR>در مرحله عشق، سرخوردگي و كشمكش قدرت، زن و شوهر بسيار به هم نزديك مي‌شوند و زوج‌ها به اين نكته توجه نمي‌كنند. در حقيقت آنها آن‌قدر به هم نزديك مي‌شوند كه به شخصيت طرف مقابلشان اهميتي نمي‌دهند. يك مرد احساس مي‌كند نيازهاي عاطفي همسرش و حتي توجه به خانه‌داري او وقت تلف كردن است.<BR><BR>از سوي ديگر، زن هم بر اين عقيده است كه عادات، سرگرمي‌ها، توجه به كار و نيازهاي شوهرش براي استقلال، خودخواهانه و براي زندگي مشترك آنها خطرناك است. در مرحله آگاهي، زن و شوهر هوشيار مي‌شوند. آنها تصور مي‌كنند به روشي ناسالم به يكديگر نزديك بوده‌اند و حالا از نظر روانشناختي بايد جدا شوند. براي نمونه، مرد تصميم مي‌گيرد وقتي همسرش كاري را كه از نظر او ناخوشايند است انجام مي‌دهد، حرفي نزند و زن تصميم مي‌گيرد به جاي رفتن به يك ميهماني در خانه بماند. بدين طريق سعي مي‌كنند يكديگر را آزاردهند.<BR><BR>پس از كشمكش‌هاي متعدد سرانجام مرد متوجه مي‌شود كه حق با همسرش است و اگر زوجين به قدر كافي با هم نباشند، رابطه‌اي ناكام ايجاد مي‌شود، از سوي ديگر، زن مي‌فهمد كه حق با شوهرش است. اگر استقلال به اندازه كافي وجود نداشته باشد، رابطه به مشكل برمي‌خورد. وقتي طرفين خيلي از هم دور مي‌شوند، رابطه خوشايندي كه در ابتداي ازدواجشان داشتند، از بين خواهد رفت. از طرفي، وقتي زن و شوهر با هم بسيار صميمي باشند، يكي از آنها اجازه نخواهد داد كه ديگري به خودش برسد و زندگي زناشويي دوام نمي‌آورد.<BR><BR><SPAN style="FONT-WEIGHT: bold">مرحله پنجم: ازدواج پايدار</SPAN><BR><BR>اگر روش‌هاي ارتباط بين زن و شوهر با نوعي همياري ايجاد شود، ازدواجي متعادل حاصل مي‌شود، كشمكش قدرت از بين مي‌رود و رابطه‌اي تكامل‌يافته، زن وشوهر را به هم پيوند مي‌دهد. آنها همزمان مي‌توانند رابطه‌اي صميمي داشته باشند يا جدا باشند اين دليل رابطه‌اي متعادل است. زوج‌ها با هم زندگي مي‌كنند، نه به اين خاطر كه انسان‌هايي شبيه هم باشند بلكه به اين دليل كه تفاوت خوشبخت بودن را ياد گرفته‌اند.<BR><BR><SPAN style="FONT-WEIGHT: bold">&nbsp;چگونگي پرورش صميميت</SPAN><BR><BR>يك زوج خوشبخت در يك ازدواج سعادتمند كارهاي معمولي را براي نزديك شدن به يكديگر انجام مي‌دهند، مانند رفتن به ميهماني‌هاي خانوادگي،‌تلفني صحبت كردن يا نامه فرستادن وقتي يكي از زوجين در سفر باشد. اين موارد مانند پايه‌هاي محكمي هستند كه زندگي زناشويي را پايدار نگه مي‌دارند.<BR><BR>زوجين بايد با هم مهربان باشند. هيچ‌كس بيشتر از زن يا شوهر لايق لطف و ادب نيست. اشخاص بالغ مي‌دانند كه يك زندگي زناشويي موفق، به مهرباني طرفين بستگي دارد. زوجين بايد سعي كنند مسائل خود را به جاي اينكه اجازه دهند اختلافاتشان شديدتر شود، حل كنند. به طور حتم آنها هم عصباني مي‌شوند و بحث مي‌كنند، اما مطمئن هستند كه عذرخواهي ‌كرده و اختلافشان را برطرف مي‌كنند.<BR><BR><SPAN style="FONT-WEIGHT: bold">&nbsp;از جدايي جلوگيري كنيم</SPAN><BR><BR>زوجين بايد درك كنند مرد و زن به طور ذاتي متفاوتند؛ ممكن است وقتي مرد مشغول تماشاي تلويزيون است ‌نخواهد كسي برنامه را عوض كند. زن به جاي عصباني شدن بايد درك كند كه اين برنامه براي او مهم است. ممكن است زن بخواهد درباره&nbsp; احساساتش صحبت كند. مرد بايد متوجه باشد كه اين براي خانم مهم است پس بايد وقت بگذارد و به او گوش دهد. زوجين مي‌توانند دوستان مختلفي داشته باشند. معمولا زن دوستان خود را دارد و شوهر هم دوستان خود را، براي هر دوي آنها قابل قبول است و آنها بايد يكديگر را در سر زنده نگه داشتن روابط دوستانه خود تشويق كنند.<BR><BR>شوهر بايد توجه كند كه اگرچه او بهترين دوست همسرش است ولي ممكن است بعضي احتياجات عاطفي او در بين دوستانش برآورده شود. زن هم بايد شوهرش را درك كند و به همان اندازه به روابط دوستانه شوهرش احترام بگذارد. هركدام بايد زمان، جايگاه يا وظيفه همسرشان را قبول كنند و به آن احترام بگذارند. اين فعاليت‌ها براي زندگي زناشويي آنها سعادتمندي و انرژي به ارمغان مي‌آورد. دانستن اين موضوع كه احتمال تغيير احساسات در برابر يكديگر در طول زمان وجود دارد، بسيار مهم است و اين تغيير طبيعي است. فعل و انفعالات مغز مسئول اين تغيير است و هيچ نكته‌اي در تلاش براي مبارزه با آن وجود ندارد. <BR></SPAN></SPAN>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-177.html</comments>
<pubDate>Tue, 04 May 2010 08:56:01 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>مردان شکننده تر از زنان هستند </title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-152.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-152.html</link>
<description><![CDATA[<SPAN style="FONT-SIZE: small"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif">مردها علیرغم سرو صداهای مردسالارانه خود که به صورت ژنتیک و بد آموزی به جنس خشن معروف شده اند وجودهای شکننده و رو به انقراضی هستند که اگر چنین شود باید بیشتر مراقب آنان بود.<BR><BR>دلایل چندی بر این ادعا مطرح می شود که بعضی از آنهابه شرح زیر است :<BR><BR>1. تعداد مردها در کل همیشه کمتراز زنان بوده و هست.<BR>2. نوزاد مذکر آسیب پذیرتر از نوزاد مونث است.<BR>3. جنس نر دیرتر از جنس ماده بالغ می شود و زودتر از بلوغ خارج می شود.<BR>4. نطفه اگر مذکر باشد به هنگام لقاح شکنندگی بیشتری نسبت به نطفه مونث دارد.<BR>5. مرگ و میرمردان در اثر بیماریهای استرس زا (مانند سکته های قلبی و مغزی) بیشتر از زنان است.<BR>6. پاره ای از متخصصین علم ژنتیک بر این باورند که در ترکیب کروموزوم های جنسی غلبه ایکس ها بر ایگرگ ها به نسبت دو به یک است. ( یک ایکس اززن و یک ایکس یا ایگرگ از مرد)<BR>7. اصطکاک مردها با مشاغل زمخت موجب استهلاک بالاتر آنها نسبت به زنان می شود.<BR><BR>براین اساس شاید بتوان چنین نتیجه گیری کرد که اولا کمیت مردها کمتر از زنان است، ثانیا کیفیت مردان رو به ضعف ژنتیک دارد (یعنی مردها در حال ملوس شدن هستند) و لذا ملاحظه می شود که نه تنها تعداد دختران مجرد بیشتر از پسران مجرد است بلکه ازدواج ها با درصد طلاق رو به تزایدی رو به رشد است .<BR><BR>زن باید ناز داشته باشد اگر قبول کنیم که هرساختاری را رفتاری است متناسب با آن ساختار واگر بپذیریم که ساختار زن متفاوت با ساختار مرد است بدون آن که در مقام مقایسه بر آییم که کدام فراتر و کدام فروتر است باید به این نتیجه برسیم که زن باید زن باشد و مرد باید مرد. یعنی زن باید زنانگی کند و مرد هم مردانگی.<BR><BR>زنانگی یعنی صفات زنانه ، خصایل زنانه ، حالات و رفتار زنانه . و همین گونه است مردانگی، که عبارت است از صفات ،‌خصایل ، حالات و رفتار مردانه . و اما رفتار زنانه یعنی آنچه که معشوقیت ، معبودیت ، مقبولیت و نهایتا مطلوبیت را ایجاد می کند مانند: حال خوب، آرامش ، عفت ، شگفتی، غمزه حرکات موزون، صدای نرم و آغوش گرم که همه اینها مجموعه ناز را تشکیل می دهد.<BR><BR>در نقطه مقابل مرد باید مکمل ایزومر ، تکیه گاه ،‌ با غیرت ، طالب ، آسایش آفرین ، خواهنده و در یک کلمه مجموعه نیاز را در قیاس با ناز تشکیل دهد.وجود این دوطرف عرضه و تقاضا ، کشش و کوششی را به ترتیب از طرف های زن و مرد به وجود می آورد که به آن عشق می گویند .<BR><BR>بدیهی است ازدواج به هر شکلی که صورت گیرد مطلوب نیست زیرا دوام و بقایی اگر در کار نباشد همان بهتر که آغازی نداشته نباشد ازدواج نکردن یک نقص و ازدواج بد کردن یک عیب است امید است موقعیت موجود یعنی باسوادتر شدن دختران از طرفی و بیکاری پسران از طرف دیگر به نوعی ساماندهی شود که به جای همتنی های رقابتی ، همسری های رفاقتی الگو شود</SPAN></SPAN>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-152.html</comments>
<pubDate>Sun, 02 May 2010 08:36:25 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>تاثیر روابط قبل از ازدواج در زندگی متاهلی</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-133.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-133.html</link>
<description><![CDATA[<P style="DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify">به گزارش سرویس زنان جهان نیوز؛ دکتر رقیه سادات موسوی عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه شاهد در رشته روان شناسی درباره تاثیر الگوهای نامناسب انتخاب همسر در میزان آسیب های موجود در روابط زوجین گفت: بی شک الگوهای انتخاب همسر، به میزان زیادی در بروز و رشد آسیب ها مؤثرند. در الگوی سنتی، پدر و مادر و یا یکی از اقوام و آشنایان، شخصی را معرفی می کردند و بعد از بررسی و چند جلسه معاشرت، زوجین زندگی مشترک خود را شروع می کردند؛ ولی امروزه این برنامه به شکل های مختلف صورت می گیرد، به طوری که زوجین خودشان همدیگر را انتخاب می کنند و مدت ها با یکدیگر معاشرت دارند و بعد از مدتی یا با هم ازدواج می کنند و یا ممکن است این رابطه هرگز به ازدواج منجر نشود.</P>
<P style="DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify">وی افزود: اگر چه ممکن بود در شکل سنتی، زوجین با شناخت کمتر و در برخی موارد، بدون علاقه وارد زندگی می شدند؛ اما این مزیت را داشت که زن و مرد با سن پایین تر وارد زندگی شوند لذا اولاً: موقعیتشان با هم تثبیت می شد و با هم رشد می کردند. ثانیاً: چون رابطه دیگری را به جز رابطه فعلی تجربه نکرده بودند ملاک مقایسه نداشتند. چون ملاک مقایسه نداشتند، دلبستگی ها و تعهد به همسر بسیار بالاتر بود.</P>
<P style="DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify">وی ضمن اظهار نگرانی از وضعیت به وجود آمده گفت: وقتی با زن و یا مردهایی که برای طلاق مراجعه می کنند به تنهایی صحبت می کنم، متوجه می شوم، مشکل آنها این است که رابطه شان را با روابط قبلی که داشتند مقایسه می کنند. مثلاً زن عنوان می کند من دوست پسری داشتم که خیلی گرم تر بود. آن احساس، آن رابطه، آن خاطرات در رابطه فعلی که رابطه ای دائم و ثابت است تأثیر می گذارد، رابطه فعلی را تضعیف می کند و تحمل سختی ها در زندگی را کاهش می دهد.</P>
<P style="DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify">وی خاطر نشان کرد: امروزه دختران و پسران در سنین بالا ازدواج می کنند، شخصیتشان تثبیت شده و لذا برای این که بتوانند با هم سازگار باشند به آموزش های قبل از ورود به زندگی نیاز دارند. این درصد بالای طلاق به دلیل این است که زوجین تحمل های قدیم را ندارند. همه چیز عوض شده است. پس با مراجعه به مشاور قبل از ازدواج، حداقل یک پیش بینی صورت می گیرد که این دو نفر از لحاظ روان شناختی و از لحاظ شخصیتی چقدر با هم کفویت دارند. به علاوه زوجین برای شروع زندگی در زمینه مهارت های ارتباطی باید تقویت و با وظایف و نقش های خود آشنا شوند.</P>
<P style="DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify">موسوی در پایان پیشنهاد کرد:</P>
<P style="DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify">زوجین باید از ابتدا با قواعد و نقش های خودشان در زندگی آشنا شوند. مشکلی که امروزه پیش آمده این است که نقش پدر در خانواده به صورت جدی تضعیف شده است. البته نقش مادری هم تضعیف شده است. فرزندان از پدر و مادر تبعیت نمی کنند. در این زمینه تعداد زیادی کلاس آموزشی به صورت کارگاهی باید در دانشگاه ها، حوزه های علمیه، سازمان تبلیغات صدا و سیما و سایر مراکز آموزشی برگزار گردد.</P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-133.html</comments>
<pubDate>Fri, 30 Apr 2010 09:34:37 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>یک پیشنهاد ساده امّا جدی در امر ازدواج!</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-120.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-120.html</link>
<description><![CDATA[<P style="TEXT-ALIGN: right"><SPAN style="FONT-SIZE: small"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif">بهترین راه مقابله با تهاجم فرهنگی غرب، تهاجم به فرهنگ غرب است! اگر بخواهیم منفعل نباشیم چاره‌ای نداریم جز این که فرهنگ اسلام ناب را در جامعه پیاده کنیم که اگر اینگونه شد، این فرهنگ تاریخ ساز خواهد شد، موانع خارجی از جمله آمریکا و انگلیس و وهابیت و بهائیت و ... نیز تنها در این صورت است که هیچ غلطی نخواهند تتوانست کرد، وگرنه اگر ما منفعل باشیم آمریکا اینقدر می‌تواند غلط کند که پایه‌گذار یک فتنه پیچیده اجتماعی (هر چند ناموفق) در کشور باشد.<BR><BR>در این نوشتار پیشنهادی ساده، اصولی اما جدّی برای احیای یکی از سنّت‌های بسیار حسنه‌ای که ریشه در مبانی ناب انقلاب اسلامی داشته و در اوایل انقلاب مورد توجه برخی از انقلابیون بوده اما تدریجاً مورد فراموشی قرار گرفته است طرح می‌شود که این سنّت قطعاً یکی از مظاهر تهاجم به فرهنگ غرب خواهد بود. موضوع از این قرار است که ابتدای انقلاب، برخی از جوانان متأثر از فرهنگ ناب اسلامی و اصول کلّی خط امام از جمله ((توجه به مستضعفان))، هم به عنوان یک راهکار مناسب برای تسهیل در امر ازدواج جوانان، مقابله عملی با فساد از طریق کاهش سن ازدواج و نتیجتاً ترویج و صدور فرهنگ انقلابی و هم به عنوان یک کار نمادین بسیار مهم، در مهرّیه‌ی خود، بخشی را برای کمک به محرومان در نظر بگیرند. مثلاً به این ترتیب که دختر و پسری انقلابی، مهریه‌ی خود را 14 سکه طلا همراه با تأمین جهیزیه‌ی ساده‌ی ازدواج برای یک، دو یا چند زوج مستضعف در صورت استطاعت قرار می‌دادند. این طرح از یک طرف به خاطر درج شرط استطاعت، تضادّی با مشکلات مالی احتمالی این زوج‌ها در آینده نداشت و از سویی هر چند ممکن بود زوجی در ابتدای زندگی در محرومیت به سر می‌بردند، اما هر زمان که به استطاعت مالی می‌رسیدند این بخش از مهریه را عملی می‌کردند. امروز که در بسیاری از خانواده‌ها، قرار دادن مهریه‌های بالاتر، از جمله 114 یا 313 سکه و حتی متأسفانه بسیار بالاتر از این‌ها باب شده است، قرار دادن شرط کمک به محرومان در صورت استطاعت هیچ گونه اشکالی ایجاد نخواهد کرد. البته کمک به محرومان، محدود به تامین جهیزیه نمی‌گردد و می‌توان از این فرصت طلایی، در امور مهم دیگری همچون مسکن و اشتغال جوانان نیز استفاده برد.</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><BR><BR>جالب است که اگر هر جوان آرمانگرای انقلابی و مسلمان، این سنت را پیاده کند، حتّی اگر حکومت چندان به فکر محرومان نباشد، خود به خود تا حد زیادی به طبقه محروم و مستضعف کمک خواهد شد و به نظر می‌رسد عملیاتی شدن این طرح تأثیر بسیار زیادی در کاهش سن ازدواج، کاهش فساد در اجتماع، کاهش شکاف طبقاتی، ایجاد اشتغال، تامین مسکن و امکانات اولیه و حرکت به سمت ریشه کنی فقر داشته باشد. این سنّت همچنین با تأکید اسلام و انقلاب بر مسئولیت‌های فردی در ساختن اجتماع نیز سازگاری دارد و طی آن فرد هم به کمک نظام اسلامی برخاسته و هم تکلیف فردی‌اش را نسبت به محرومان انجام می‌دهد.</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><BR><BR>بنابراین در این جا به تمام انقلابیون، دست اندرکاران امر فرهنگ و ازدواج و جوانان متعهّد پیشنهاد می‌گردد که تمام تلاش خود را به کار گیرند تا با تبلیغ جدّی این سنّت فراموش شده، موجی از این حرکت و اقدام عملی در کشور ایجاد گردد. ضمناً جوانانی که در آستانه‌ی ازدواجند خوب است که در اولین گام، خود این سنّت را در ازدواج خودشان پیاده سازند.</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><BR></SPAN></SPAN></P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-120.html</comments>
<pubDate>Thu, 29 Apr 2010 08:04:39 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>علائمي كه نشان مي دهد شما بيشتر از يك دوست هستيد</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-69.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-69.html</link>
<description><![CDATA[بسياري از روبط رومانتيک طولاني بر يک اساس ناب احترام، تحسين، ارتباط و دوستي پايه گذاري شده اند. به خاطر اينکه روابط طولاني مدت اساس ساده اي دارد، شما ممکن است يک روز صبح از خواب بيدار شويد شويد و بخواهيد بيشتر از يک دوست باشيد.<BR><BR>فکر نکنيد که فقط به اين دليل که کسي دوست شما است غير عادي است که احساس رومانتي نسبت به او داشته باشيد. بعد همه اين ها، يک دليلي براي داشتن همچين فردي در زندگيتان وجود دارد. ايده هاي رومانتيک خود را ناديده نگيريد چون آنها شايد تازه شکوفا شده باشند. اول شما نياز داريد که مطمئن شويد که دوستتان براي صحبت کردن راحت است.<BR><BR>دنبال علائم باشيدوقتي متوجه شديد که ممکن است بيشتر از يک دوست باشيد قدم بعدي اين است که بدانيد اين احساس دو طرفه است يا نه. اگر هشيار باشيد علائمي را مي فرستيد که دوستتان نيز همين احساس را نسبت به شما داشته باشد و به راحتي با شما قرار بگذارد.<BR><BR>در مورد اينکه دوستتان در مورد شريک هاي رومانتيک خود صحبت مي کند فکر کنيد: آيا از صحبت کردن با شما در اين مورد طفره مي رود يا مبهم صحبت مي کند؟ يا بر عکس به راحتي صحبت مي کند؟ بعضي افراد اگر متوجه مي شوند که احساس رومانتيکي نسبت به دوستشان دارند و ندانند چگونه در اين مورد اقدام کنند از اين موضوع طفره مي روند.<BR><BR>از اينکه دوستتان اغلب در مورد زندگي عشقي شما بپرسد حواستان جمع باشد. اگر خيلي سوال کرد و به نظر کنجکاو آمد اين ممکن است علامتي باشد که او به شما بيشتر از يک دوست فکر مي کند. همچنين، اگر دوستتان پرسيد که به چه چيزي جذب مي شويد يا مي خواهيد رابطه اي عاطفيداشته باشيد اين مي تواند يک علامت بزرگ باشد که او از شما خوشش آمده است.<BR><BR>دوست شما چه عکس العملي نشان مي دهد وقتي شما خواستگار ديگري داريد؟ آيا حسودي مي کند؟ آيا فکر مي کند کسي به اندازه کافي براي شما مناسب نيست؟ بعد از همه اين ها، اگراو بخواهد با شما باشد وقتي در مورد کسي که شما با او قرار مي گذاريد،فکر کند يا حرف بزند غالبا رفتار اوحساسيتش را در اين مورد نشان ميدهد مثلا قرمز مي شود يا دستهايش را بهم ميفشارد و ....<BR><BR>سوال ديگر که مشخص ميکند او به شما علاقه مند است اينست که آيا در گذشته او شما را تشويق نمي کرد که اگر در رابطه با کسي که با او قرار مي گذاريد مشکل داريد به آن رابطه پايان دهيد؟ ممکن است که توصيه هايي را بکند که هر دوستي مي کند ولي به تن صداياو در گفتگو توجه کنيد.<BR><BR>ممکن است وقتي که متوجه شديد که احساس خاصيبينتان وجود دارد،بخواهيد با دوستتان قرار بگذاريد . در اين شرايط به خودتان کمي وقت دهيد قبل از اينکه از او براي بيرون رفتن تقاضا کنيد. شما ممکن است از نظر احساسي آسيب پذير باشيد و در اين صورت به سمت يک همراز خوب برويد و کمي با او صحبت کنيد البته ترجيحا بهتر است در مورد مسائل ديگر صحبت کنيد تا در مورد احساستان زيرا احساستان تازه در وجودتان شکل گرفته و هنوز خام است و ممکن است دستخوش تغيير شود.<BR><BR>فرستادن يک پاسخشما نبايد تصور کنيد که دوست شما فقط به اين خاطر که در طول هفته با شما تماس گرفته به اين معنا است که به شما علاقمند شده است. اين نوع علائم ميتواند به شما کمک کند که آيا پا پيش بگذاريد يا نه اما هرگز قابل اطمينان نيستند. به همين خاطر، شما مي خواهيد که قبل از درخواست به بيرون رفتن با احتياط اقدام کنيد.<BR><BR>مطرح کردن موضوعشما ممکن است فکر کنيد که احساسات شما واضح است ولي دوست شما ممکن است بي توجه باشد. شما بايد به طور صريح منظور خود و احساساتتان را بگوييد. اگر نگوييد که احساسات رومانتيک داريد دوست شما ممکن است گيج شود.<BR><BR>از دوستتان نخواهيد با شما قرار بگذارد وقتي که به تازگي با شخصي که براي او بسيار مهم بوده است بهم زده است به جاي آن چند ماه صبر کنيد تا مطمئن شويد که احساسات هنوز وجود دارند. وقتي از دوستتان مي خواهيد بيرون برويد از او بپرسيد کجا مي خواهد برود. يک برنامه به دوستتان کمک مي کند که درک کند که شما جدي هستيد.<BR><BR>اگر دوستتان شما را ترک کردهميشه يک درصدي وجود دارد که دوست شما همان جوري که شما به او فکر مي کنيد به شما فکر نکند. ممکن است دوستتان جذب شما نشده باشد. در اين صورت مودب باشيد باشيد. اگر از اينکه ناديده گرفته شده ايد ناراحت هستيد در مورد دوستتان غيبت نکنيد چون به گوششان خواهد رسيد و شما دوستيتان را از دست خواهيد داد.<BR><BR><BR><BR><BR>سيمرغ<BR>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-69.html</comments>
<pubDate>Sat, 24 Apr 2010 10:08:04 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>تفاوت زبان زنان و مردها</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-34.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-34.html</link>
<description><![CDATA[در مقاله به تفاوت زبان زن و مرد و فنّ بيان آنها اشاره کرده و به تفسير آن مي پردازيم.<BR><BR>منظور از کشف زبان، اداي کلاميست که در عين افزايش ارتباطات، لطمه اي به شخصيت و روحيه هر دو طرف ايجاد نکند، کما اينکه بيشتر ما تجربه اين را داشتيم که در حين برخورد با جنس مخالف کلماتي از دهان خود يا نفر مقابل شنيده ايم که حسّ بدي را در ما ايجاد کرده است.<BR><BR>کلمات دستوري<BR><BR>اصولاًً مردان و زنها در اداي کلمات دستوري دو شيوه ي کاملاً مجزا دارند، به نوعي که زنها در بيان اين جملات، نرم تر و ملاحظه کار ترند، بطور مثال، "فکر نمي کني که اين کار..."، يا "اگر ميشه..."، به هر حال بيشتر آنها بسته به شرايط و با در نظر گرفتن روحيّات طرف مقابل، بطور غير مستقيم تقاضاي خود را مطرح مي کنند. فراموش نکنيد که اين طريقه ي بيان خواسته نشانه ي ضعف يا عدم اعتماد به نفس آنها نيست، در مقابل در بيشتر مردها يا حتّي برخي زنان، اين خواسته ها با حالتي دستوري، متکبّرانه ادا مي شود. در اين بين تنها چگونگي فن بيان و بکارگيري آن تأثيرگذار است.<BR><BR>پرسش و پاسخ<BR><BR>واقعيت اين است که همواره زنان بيشتر از مردها سوال مي کنند. در حالي که مردها معمولاً به اين معروفند که از سوال کردن طفره رفته و سعي مي کنند خود راه حل آن را پيدا کنند، البته همگي يکي از مثالهاي معروف و مضحک آن را شنيده ايم که اگر مردي در خياباني گم شود، زير بار سوال کردن از کسي براي يافت مسير درست نمي رود. امّا مسئله ي اصلي بين زن و مرد اين است که بطور کلّي چه وقت است که چگونگي طرح پرسش و پاسخ چه در مرد و زن اشتباه و موجبات دردسر براي ديگران و خود آنها مي شود.<BR><BR>تفاوت اين پرسش و پاسخ در مردها و زنها اين است که وقتي مردي سوالي مي کند به محض شنيدن پاسخ صحيح، ديگر ادامه کار را نمي گيرد و براي وي کافيست، در حالي که زنان به محض دريافت پاسخ، تازه شروع به گرم گرفتن با طرف مقابل مي شوند تا به نوعي علاقه ي خود را نسبت به محور پاسخ سوال مورد نظر نشان دهند!<BR><BR>درک سوء تفاهم ها و دلخوري ها<BR><BR>ملاحظه کرديد که در مباحث فوق، منشأ اصلي تفاوت روش ارتباطات زنان و مردها، خود تفاوت فنّ بيان در زنهاست. البته که نمي توان اين روش را مطلق منحصر به زنان دانست چرا که برخي مردها نيز در نحوه ي بيان جملات خود نرمي و لطافت خاصّي را اعمال مي کنند. در حالت عادي شايد اين تفاوت بيان خيلي تأثيري در زندگي شخصي هر فرد نداشته باشد، امّا در يک کار گروهي بين دو جنس مخالف، موجب بروز مشکلاتي همچون سوء تفاهم ها و دلخوري ها پيش مي آيد و در آخر موجب عدم هدايت افراد بسوي ترقّي و دستيابي به اهداف گروهي خواهد شد.<BR><BR>بهتر است با نگاهي به نحوه ي فن بيان با ديگران در محيط کاري به بررسي دوباره برخورد خود با جنس مخالف و ديگران بپردازيد. اينکه شخصي در کلام خود ملاحظه کار است نشانه ي ترس، ضعف يا عدم اشتياق وي نيست. بلکه در کل، بايد به نتيجه ي کار فکر کرد، اينکه آيا روش فن ّبيان شما سبب نيل به هدف اصلي کار گروهي و تداوم آن خواهد بود يا خير.&nbsp;&nbsp; <BR><BR><BR><BR>مردمان<BR>
<P style="TEXT-ALIGN: right">&nbsp;</P>
<P style="TEXT-ALIGN: right">&nbsp;</P>
<P style="TEXT-ALIGN: right">&nbsp;</P>
<P style="TEXT-ALIGN: right">&nbsp;</P>
<P style="TEXT-ALIGN: right">&nbsp;</P>
<P style="TEXT-ALIGN: right">&nbsp;</P>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><IMG alt="" src="http://www.irupload.ir/images/g3z1765zrqt0c55ypjyt.jpg"></P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-34.html</comments>
<pubDate>Fri, 23 Apr 2010 10:07:20 am</pubDate>
</item>

<item>
<title>قوانين عشق بي قيد و شرط</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-33.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-33.html</link>
<description><![CDATA[شايد احمقانه به نظر برسد اما داشتن يک عشق بي قيد و شرط نسبت به همسرتان شايد مهمترين قدمي باشد که در زندگي زناشويي خود برمي داريد.<BR><BR>تعطيلات آخر هفته پيش با دوستان دوران دانشگاه به مهماني رفته بودم. دو روز تمام کلي زن جمع شده بودند تا عشق و آغاز تازه ازدواج را جشن بگيرند. تعطيلات فوق العاده اي بود. خيلي از زوج ها در مراحل اوليه ازدواج ادعا مي کنند که عشقشان به همسرشان کاملاً بي قيد و شرط است. مي دانم که خيلي از متخصصين به عشق بي قيد و شرط بين دو زوج اعتقاد ندارند اما به عقيده من در يک ازدواج عالي بايد عنصر عشق و محبت به يکديگر وجود داشته باشد که بتواند جايگزين هر اشتباه و تقصيري شود. شايد فکر کنيد من يک عاشق پيشه نااميد هستم اما باور دارم که عشق، حتي بين دو زوج بايد و مي تواند که بي قيد و شرط باشد.<BR><BR>عشق بي قيد و شرط يعني محبت ما براي همديگر براساس يکسري رفتارها و خصوصيات خاص نباشد. بايد همسرتان را به خاطر خود او دوست داشته باشيد نه به خاطر اينکه خوش هيکل است يا چون هر شب برايتان شام درست مي کند. اين همان عشقي است که نامزدها و زوج هاي تازه ازدواج کرده به آن باور دارند. عشق بي قيد و شرط آن عشقي است که نه عليرغم تقصيرات بلکه به خاطر آن باشد. اين عشق شماست که وجود آنها را توصيف مي کند. هميشه تا قبل از اينکه زندگي واقعي خود را نشان دهد همه چيز عالي&nbsp; زيباست.<BR><BR>زوج ها در ابتدا آنقدر&nbsp; مسحور عشق مي شوند که فراموش مي کنند به منطق شراکت در يک زندگي و طريقه رفتار کردن با همديگر توجه کنند. متاسفانه، با گذشت زمان عاقل تر و&nbsp; هوشيارتر مي شويم و ناگهان مي فهميم که آنچه قبلاً برايمان دوست داشتني بود الان آزاردهنده شده است. بلندپروازي هاي شوهرتان که يک روز به نظرتان جذاب بود ديگر نشاندهنده خودبيني و تکبر او مي شود. يا توجه زنتان به جزئيات نشانه حس کنترل گري او مي شود. اين زماني است که زوج ها مي مانند که کجاي کارشان اشتباه بوده است. چطور مي شود که وقتي کسي که بي قيد و شرط دوستمان دارد در آنچه که هستيم اشکال و ايراد پيدا مي کند؟ احتمالاً مشکل از عشق است...درست است؟<BR><BR>تنظيم قوانين پايه<BR><BR>مسئله روشني که اينجا مي توانيم بگوييم اين است که آن عشق تغيير کرده است يعني همسرمان ديگر ما را بي قيد و شرط دوست ندارد، اما معمولاً موضوع اين نيست. واقعيت اين است که اکثر زوج هايي که مي بينم به اين نقطه رسيده اند مثل قبل همديگر را دوست دارند. مشکل اين نيست که عشقشان تغيير کرده است، مشکلشان اين است که هيچوقت براي روابطشان قانون نگذاشتند يا قوانينشان بايد به روز شود. پس همانطور که مي بينيد، بااينکه عشق مي تواند بي قيد و شرط باشد اما روابط سالم به قانون نياز دارند.<BR><BR>مي دانم که اين نياز به درک متقابل دارد. اما واقعيت اين است که روابط براي تحمل استرس و چالش هاي زندگي نياز به حد و مرز دارند. من معمولاً اين نياز به حد و مرز در عشق را با بچه دار شدن مقايسه مي کنم. پدر و مادر به طور کل فرزندانشان را بي قيد و شرط دوست دارند اما براي بزرگ کردن آنها بايد قوانيني وجود داشته باشد. به همين ترتيب است که به آنها ياد مي دهيم با ديگران کنار بيايند و جهان را درک کنند. قانون و حد و مرزباعث مي شود که بچه (با همسر) خيلي خوب درک کند که چطور رابطه مثبت با کساني که دوستشان دارد برقرار کند و&nbsp; نيازهايش را بيان کند. شادترين و خوشبخت ترين بچه ها کساني هستند که با والديني زندگي مي کنند که در ابراز عشق و نيازهايشان راحت هستند. روابط صميمانه مثل ازدواج هم نياز به همان راهبردها براي ايجاد يک رابطه عميق و بادوام دارد.<BR><BR>حد و مرز درواقع همان قوانين تعهد است، يعني يکسري راهبرد براي اينکه بفهميم چطور بايد ارتباط برقرار کنيم و اينکه از سايرين چه مي خواهيم. اين حد و مرزها به هر فرد اين امکان را مي دهد که فرديت خود را حفظ کند به جاي اينکه همديگر را کنترل کنند، به اتفاق هم رشد کنند. اين حد و مرزها همچنين تعهد يک ازدواج را حفظ مي کند و ارتباطي بادوام و سالم بين دو طرف ايجاد مي کند. همين حد و مرز سالم است که باعث مي شود بعضي زوج ها به هم وفادار بمانند درحاليکه سايرين با مشکلات بي وفايي و خيانت دست و پنجه نرم مي کنند. اين حد و مرز ها همچنين از مورد سوءاستفاده قرار گرفتن در رابطه هم فرد را حفظ مي کند. بااينکه ممکن است بدون هيچ شرطي همسرتان را دوست داشته باشيد به اين معنا نيست که حق داريد در يک محيط ناامن يا از نظر احساسي زيان بخش با او زندگي کنيد.<BR><BR>اين حد مرزها باعث مي شوند آزادانه و عميق هم را دوست داشته باشيم و درک مشخصي از&nbsp; آنچه برايمان قابل قبول است ايجاد کنيم.<BR><BR>راهي به سوي عشقي بي قيد و شرط<BR><BR>اما چطور مي توانيم عشقمان را عميق و بي قيد و شرط نگه داريم درحاليکه قوانيني مشخص و سالم براي رابطه مان ايجاد کرده ايم؟ گفتگوي آزاد و تفکر شخصي صادقانه رمز کار است. ايجاد قانون براي رابطه نيازمند اين است که هر دو طرف با هم و با خودشان راحت و صادق باشند. اين لحظه هاي صداقت لازم نيست هميشه به صورت گفتگوهاي مدني باشد. گاهي اوقات اين لحظات غيرمترقبه پيش مي آيند و چيزهايي که ياد مي گيريد همان چيزهايي نيست که مي خواستيد بشنويد. اگر مي توانيد ريسک کنيد که صادق باشيد و آسيب پذير، خواهيد توانست ازدواجتان را به سمتي مثبت هدايت کنيد.<BR><BR>بهترين لحظه اي که من و شوهرم در زندگي مشترکمان تجربه کرديم و از طريق آن قانون براي رابطه مان مشخص کرديم زماني بود که من به او گفتم آنقدرها که ادعا مي کرد شخص مدرني نيست. در لخظه اي که واقعاً از دستش خسته شده بودم به او گفتم که او به يک زن سنتي نياز داشته که خانه بماند و برايش آشپزي کند و لباسهايش را بشويد، نه يک شريک هم سطح خود که هميشه ادعا مي کرد. توقع داشتم که با اين حرفهايم از خودش دفاع کند و بگويد که زندگي مي خواهد که دو طرف در آن همه چيز را 50/50 سهيم باشند. اما درعوض با يک گفتگوي کاملاً صادقانه روبه رو شدم. با کمال تعجب فهميدم که حرفم درست بوده و او ماه هاست که براي فهماندن آنچه که واقعاً از ازدواجمان انتظار دارد در کشمکش بوده است.<BR><BR>اينطور به نظر رسيد که او توقع داشته من نقش سنتي تري را در خانه ايفا کنم، نه زني مستقل در چارچوب زندگي مدرن امروز. اين به آن معنا نبود که از کارم بيرون آمدم و خانه نشستم و به اتو کردن و غذا پختن مشغول شدم، نه. چمدانم را هم نبستم که قهر کنم و خانه پدرم برگردم و دنبال کسي باشم که دنبال زني با عقايد من باشد. در عوض نشستيم و براي نحوه اداره مسئوليت هاي خانواده با هم صحبت کرديم. الان هم به نظر مي رسد که خيلي بيشتر از آنچه که فکر ميکردم زني سنتي هستم و خيلي وقت ها از خانه کنار فرزندانم نشستن لذت مي برم و نيمه وقت هم در يک مدرسه تدريس مي کنم. او هم فهميد که مي تواند در خيلي کارهاي خانه به من کمک کند بدون اينکه ناراحت شود. اين درس ها را ما در کنار هم ياد گرفتيم و توانستيم که به همديگر براي رسيدن به اهدافمان کمک کنيم. مهم نيست که رابطه تان چطور باشد، عشق بي قيد و شرطتان مي تواند تا آخر عمر ادامه داشته باشد. تنها کاري که بايد بکنيد اين است که آنها را بخشي از قوانين درآوريد. <BR><BR><BR><BR>مردمان<BR>
<P style="TEXT-ALIGN: right">&nbsp;</P>
<P style="TEXT-ALIGN: right">&nbsp;</P>
<P style="TEXT-ALIGN: right">&nbsp;</P>
<P style="TEXT-ALIGN: right">&nbsp;</P>
<P style="TEXT-ALIGN: right">&nbsp;</P>
<P style="TEXT-ALIGN: right">&nbsp;</P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-33.html</comments>
<pubDate>Fri, 23 Apr 2010 10:06:49 am</pubDate>
</item>

<item>
<title>بخواهيم يا نخواهيم، شبيه دوستانمان مي‌شويم</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-32.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-32.html</link>
<description><![CDATA[تحقيقات جديد نشان مي‎دهد که برداشت ما از چهره خودمان با توجه به فردي که بيشتر زمانمان را با او مي‎گذرانيم، تغيير مي‎کند.<BR><BR>چه برداشتي از چهره خود داريد؟ آيا هروقت به آينه نگاه مي‌کنيد، اين حس بيگانه را داريد که آن چهره‎اي که از درون آينه به شما مي‎نگرد، کاملا خود شما نيست؟<BR><BR>تحقيقاتي که اخيرا در دانشگاه «رويال هالووي» لندن انجام شده نشان مي‎دهد که برداشت و ادراک ما از چهره خودمان با توجه به فردي که بيشتر زمانمان را با او مي‎گذرانيم، تغيير مي‎کند. ما حس مي‌کنيم که شبيه فردي که تجربيات مشترک زيادي با او داشته‎ايم، به نظر مي‎آييم.<BR><BR>محققان اين نظريه را با انجام آزمايشي اثبات کرده‎اند؛ در اين تحقيق، از هر کدام از شرکت‎کننده‎ها خواسته شد که به چهره شخص ديگري (خارج از افراد شرکت کننده) نگاه کنند؛ صورت او را نوازش و به‎طور همزمان چهره خود را نيز لمس کنند. سپس از هر شرکت‎کننده‎ خواسته شد که از ميان تعدادي عکس چهره افراد غريبه، يکي را که به ظاهر بيشتر شبيه قيافه خودش است، انتخاب کند. هر فرد در نهايت عکسي را انتخاب کرد که از قبل با مهارت، روتوش و شبيه شخصي که آنها مدتي به او نگريسته بودند، درآورده شده بود.<BR><BR>دکتر «مانوز ساکيريس»، متخصص روان‎شناسي در اين باره مي‎گويد: «اين آزمايش نشان مي‎دهدکه داشتن تجربيات مشترک با ديگران باعث مي‎شود که ما آن افراد را شبيه خودمان حس کنيم و اين، مفاهيم زيبايي را در مورد چگونگي واکنش‎هاي ما به مردم ساير اقوام و فرهنگ‎ها تفسير مي‎کند؛ هر چه در فعاليت‎هاي بيشتري با آنها سهيم باشيم بيشتر خود را شبيه آنها حس مي‎کنيم» او در اين باره ادامه مي‎دهد: «زماني که من احساس مي‎کنم که شما شبيه من هستيد، مسلما&nbsp; نسبت به شما محبت و رفتاري متفاوت خواهم داشت.»<BR><BR>مطالعات ديگري نشان مي‎دهند که توانايي و شيوه ما براي ابراز احساسات از طريق چهره، ازکودکي شکل مي‎گيرد و بر خلاف آنچه که قبلا تصور مي‎شد، اين چيزي نيست که ما آن را از مادرانمان بياموزيم. در تحقيقي که اخيرا در دانشگاه سان‎فرانسيسکو انجام شد، اين مساله اثبات شد. در اين مطالعه،فيلمهايي از ابراز احساسات ورزشکاران بينا و ورزشکاراني که از بدو تولد نابينا بودند، با هم مقايسه شد؛ شرايط اجتماعي 2 گروه نيز يکسان بود.<BR><BR>محققان مشاهده کردند که نحوه خنده، اخم، و شکلک درآوردن اين 2 گروه شباهت زيادي با هم داشت بنابراين مي‎توان نتيجه گرفت که ابراز احساسات از طريق چهره، بيشتر ريشه ژنتيکي دارد. محققان بر اين عقيده‎اند که توصيفي تکاملي براي اين مساله وجود دارد؛ براي مثال، آدميزاد موجودي تکامل يافته است که در او عملکرد ذاتي اخم کردن به عنوان واکنشي براي مواقع ناراحتي نهاده شده به جاي اينکه دهانش را باز کند و همانند حيوانات گاز بگيرد!<BR><BR>کنترل خود را در دست داشته باشيد<BR><BR>اگر تصميمات شما براي سال جديد، تحقق نپذيرفته و با شکست روبه‎رو شده است و شما نتوانسته‎ايد خود را کنترل کنيد و به سيگار يا رفتارهاي پرخطر ديگر روي آورده‎ايد، يقين بدانيد که مغز شما دچار مشکل است؛ آن را سرزنش کنيد!<BR><BR>مطالعه‎اي که اخيرا انجام شده نشان مي‎دهد که وقتي فردي که سيگار را ترک کرده ، فرد ديگري را مي‎بيند که در حال سيگار کشيدن است، بخشي از مغز او که مسئول کنترل انگيزش‎ها است به‎طور شديدي به فعاليت مي‎افتد و به‎نحو موثري باعث مي‎شود که فرد نسبت به آن محرک بي‎اعتنا باشد. به همين دليل محققان مي‎گويند ديدن صحنه سيگار کشيدن براي افرادي که سابقا سيگاري بوده‎اند، آزموني سخت و پرخطر است. تحقيق ديگري که در دانشگاه کلمبيا انجام شده است نشان مي‎دهد که بخشي از مغز که مسئول کنترل رفتارهاي تحريکي است، در زناني که بيماري پرخوري دارند دچار نقص است و آنها نسبت به ساير افراد، نمي‎توانند انگيزه‎هاي خوردن را در اختيار خود داشته باشند.<BR><BR>فناوري جديد در اندازه‎گيري فشار خون<BR><BR>يک گيرنده حسي کوچک و قابل کاشت مي‎تواند پاياني براي دستگاه‎هاي فشار خون باشد؛ گيرنده‎اي به ضخامت تنها يک ميلي‎متر. اين تراشه، در قسمت بالاي پا و در سزخرگ ران کاشته مي‎شود و در هر ثانيه 30 بار فشار خون را اندازه گرفته و آن را به ابزاري خارجي که مخصوص خواندن اين اعداد است، مي‎فرستد. بيماران مي‎توانند اين ابزار را همانند موبايل به کمربند خود ببندند. پزشکان از طريق اين دستگاه مي‎توانند مواقعي که فشار خون بيمار بالا مي‎رود، مطلع شوند.<BR><BR>محققان آلماني انستيتو ميکروالکتريکال «فرانهوفر»&nbsp; براي اولين بار اين ابزار را مورد آزمايش قرار دادند، آنها بر اين باورند که اين نوآوري، فايده‎هاي بسياري براي بيماران دارد بخصوص براي افراد مبتلا به مشکل نوسان فشار خون که مجبورند به مدت طولاني و به کرات ابزارهاي پايش فشار خون را تحمل کنند.<BR><BR>رژيم يا ورزش؟ مساله اين است!<BR><BR>تا آنجا که امکان دارد ورزش کنيد؛ البته براي حفظ سلامتتان، چون اگر قصد کاهش وزن داريد، مهم‎تر از همه اين است که در برنامه غذايي روزانه خود تجديد نظري بکنيد.<BR><BR>تاثير&nbsp; رژيم غذايي و&nbsp; ورزش در کاهش وزن، توسط محققان دانشگاه «لويولا» مورد مقايسه قرار گرفت. آنها وزن زنان آفريقايي-آمريکايي اهل شيکاگو و همچنين زنان اهل نيجريه را مورد ارزيابي قرار دادند و مشاهده کردند که زنان نيجريايي از لحاظ آماري، به‎طور معني‎داري از زنان اهل شيکاگو سبک‎تر بودند. مطالعه بر روي رفتارهاي اين 2 گروه نشان داد که فعاليت ورزشي در آنها تقريبا مساوي بود. تفاوت اصلي اين 2 گروه، رژيم غذايي آنها بود. 49 درصد از رژيم غذايي زنان شيکاگويي چربي بود اما بخش عمده رژيم زنان اهل نيجريه، منابع کربوهيدراتي حاوي فيبر بود. اين مطالعه پيشنهاد مي‎دهد که کاهش فعاليت بدني، علت اصلي اپيدمي چاقي نيست.<BR><BR>يک قدم تا درمان سرطان<BR><BR>اخيرا، دانشمندان به راهي نو براي تشخيص سلول‎هاي سرطاني از سلول‎هاي طبيعي که به‎صورت سلول‎هاي سرطاني تغيير شکل داده‎اند، دست يافته‎اند. تا پيش از اين، يکي از بزرگ‎ترين موانع براي تحقيقات پيرامون سرطان، شباهت بين سلول‎هاي پايه طبيعي و سلول‎هاي پايه سرطاني بود و بنابراين آزمايش‎هايي که در اين مورد انجام مي‎شد، اغلب بي‎نتيجه مي‎ماند. اما کشفي که در مورد تشخيص اين 2 نوع سلول، توسط متخصصان سرطان‎شناسي دانشگاه «مک‎مستر» کانادا انجام شده، سبب اندازه‎گيري دقيق تاثير انواع درمان‎ها بر روي سلول‎هاي طبيعي و سرطاني شده است.<BR><BR>«مايک بهاتيا»، مدير علمي اين پروژه مي‎گويد: «ما مي‎توانيم از اين فناوري در راستاي يافتن دارويي مناسب استفاده کنيم؛ دارويي که سلول‎هاي سرطاني را از بين ببرد ولي با سلول‎هاي طبيعي کاري نداشته باشد.»<BR><BR>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-32.html</comments>
<pubDate>Fri, 23 Apr 2010 10:06:05 am</pubDate>
</item>

</channel>
</rss>
