<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
<channel>
<title>سایت سرگرمی و اطلاع رسانی فان روز . کام::مسایل زناشویی</title>
    <link>http://www.funrooz.com/cat-40.html</link>
    <description>سرگرمی و تفریح،دانلود موزیک،دانلود نرم افزار،گالری عکس،آموزش،زوجهای جوان،پزشکی،رانشناسی،فال و طالع بینی،تعبیر خواب،عکسهاي روز,مصاحبه هاي جالب,سرگرمي و تفريح,مطالب طنز,جوک واس ام اس روز,عکسهاي خنده دار,فال روز,انواع فال و طالع بيني,بازي هاي آنلاين,کليپ هاي جالب,جالب و خواندني,سنماي ايران و جهان,عکس و خبر هنرمندان,گفتگو با هنرمندان,فيلم و سريالهاي روز,کارتون و انيميشن,حاشيه هاي سينمايي,موسيقي,مصاحبه با خوانندگان,عکس و خبر خوانندگان,آهنگهاي روز,مد و زيبايي,مدل لباس,مدل مو,آرايشگري,زيبايي پوست و مو,دکوراسيون هاي زيبا,مدل کفش و کيف,اخبار روز,فرهنگي و هنري,فناوري و اطلاعات,اجتماعي,علمي,سياسي,اقتصادي,خارجي,حوادث,خبرها,خانه و خانه داري,آموزش آشپزي,آموزش شيريني پزي,دسر و بستني,سالاد,نکات خانه داري,کامپيوتر و اينترنت,ترفندهاي کامپيوتر,ترفندهاي اينترنتي,برنامه هاي کامپيوتر,دانلود بازيهاي کامپيوتر,موبايل,تم و پيش زمينه و زنگ,ترفند هاي موبايل,برنامه هاي موبايل ,معرفي گوشي هاي جديد,دانلود بازيهاي موبايل,کتابهاي الکترونيکي موبايل,مجله سلامت,تغذيه,خواص خوراکيها,پزشکي و سلامت,بهداشت جنسي,تناسب اندام,دانلود کتابهاي الکترونيک,جزوه هاي دانشگاهي,مجله و ژورنال,داستان و رومان,کامپيوتر و وب,مذهبي,روايات و احاديث,ورزش,عکس و خبر ورزشي,حاشيه هاي ورزشي,روانشناسي,روابط موفق,آيين همسرداري,کودکان,موفقيت در کسب و کار,تست هاي روانشناسي,چت باکس,مطالب برتر,ديدني هاي امروز فان روز</description>
    <language>fa</language>
    <pubDate>Wed, 08 Sep 2010 02:41:23 am</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 08 Sep 2010 02:41:23 am</lastBuildDate>
    <docs>http://www.funrooz.com/</docs>
    <generator>BaBOLI.IR</generator>
    <managingEditor>http://www.funrooz.com/</managingEditor>
    <webMaster>Info@Baboli.ir</webMaster>
    <managingEditor>Info@Baboli.ir</managingEditor>
<item>
<title>چگونه همسر خود را همواره علاقمند به خود نگه دارید؟ </title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-6259.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-6259.html</link>
<description><![CDATA[<BR><SPAN style="COLOR: #000000">
<P>برای کنترل مردان عشق ابزار کارا تری از جلب توجه های زنانه است. بعد از چند سال اول زندگی معمولاً خانم ها از کاهش رقبت شوهران نسبت به خود شکایت می کنند. دلیل این کاهش علاقه کاهش شور و هیجان اولیه است چون دیگر آن جاذبه به شدت اوایل ازدواج نیست و مردان مانند اوایل زندگی از رابطه خود لذت نمی برند.</P>
<P><BR><BR>برای اینکه مرد زندگی خود را اغوا کنید و او را علاقمند نگه دارید، باید نقش یک افسونگر را بازی کنید و کاری کنید که عاشق شما باشد.</P>
<P><BR>دلفریب باشید<BR>نقش یک پری دریایی را بازی کنید. یک پری دریایی با اینکه بسیار زیباست خود را در معرض دید قرار نمی دهد. در رابطه خود کمی رمز راز به عنوان چاشنی وارد کنید. مقدار کمی طفره رفتن اشتیاق او را برای بدست آوردن شما بیشتر می کند. هیچگاه بدن خود را بیش از حد درمقابل همسر خود به نمایش نگذارید. اگر در روابط خود غیر قابل پیش بینی باشید این کار باعث می شود شور و اشتیاق او را بیشتر کنید. پیام های متناقض و گیج کننده برایش بفرستید می توانید سرکش و سپس رام باشید معصومانه رفتار کنید آنگاه مانند افراد شرور رفتار کنید. این گونه رفتارها سبب می شود همسر شما سعی کند بیشتر متوجه شما شود و بیشتر شما را کشف کند.</P>
<P></P>
<P>از خوب بودن زیادی پرهیز کنید<BR>اگر تمام سعی خود را برای بسیار خوب و فرمانبردار بودن بکار گیرید احتمالاً در پایان روز بسیار از رفتار خود راضی خواهید بود اما با محبت بیش از حد در عمل از جاذبه و شدت اغواگری خود کاسته اید و حتی ممکن است پس از مدتی باعث دلزدگی همسر خود شوید. وقتی یک تقاضای طبیعی دارید همسرتان به عنوان فردی پر توقع به شما نگاه می کند. نیکی بیش از اندازه به ندرت کسی را شیفته می کند.<BR>بعضی اوقات قسمت های کوچکی از سیاهی های شخصیت خود را نشان دهید. گاه کمی بی رحمی از خود نشان دهید یا حتی اگر لازم دیدید کمی هم کارهای زشت انجام دهید ولی مراقب باشید کارهای مبتذل و بی ارزش انجام ندهید.<BR></P>
<P>جاذبه ظاهری داشته باشید.<BR>آنچه مردان می بینند برایشان بسیار مهم است. و در آنها کشش یا دافعه ایجاد می کند در حالیکه خانم ها با مغز خود عشق می ورزند مردان از طریق آنچه می بینند مجذوب می شوند. بسیار مهم است که خود را برای همسر خود سرحال و جذاب نگه دارید. بعد از ازدواج شما یک مسئولیت مهم داریدکه نباید با خود خواهی از زیر آن شانه خالی کنید. باید خود را آراسته کنید، باید از نظر بدنی متناسب باشید از پوست و موی خود مراقبت کنید و از نظر روحی فردی پرانرژی باشید.</P>
<P>همه این کارها نه تنها به دوام زندگی زناشویی شما کمک می کند بلکه سبب اعتماد به نفس بالای شما می شود.<BR></P>
<P>اگر چه بهتر است در اجتماع با سلیقه همسر خود رفتار کنید ولی شما به عنوان زنی جذاب، خوش تیپ، باوقار، باعزت نفس بالا، شیک و مرتب سبب اعتماد به نفس بالای شوهر خود خواهید شد. و در این میان زنان دیگر کمتر می توانند در مقابل چشمان همسر شما دلربایی کنند. و البته فراموش نکنید به گونه ای لباس بپوشید که نظر مردان دیگر به سمت شما جلب نشود چون در رابطه شما تأثیر منفی خواهد گذاشت.<BR></P>
<P>نیازهای مزاجی و ذهنی همسر خود را فراموش نکنید<BR>در حالی که برای حفظ همسر خود تلاش می کنید نباید از نیازهای احساسی و فکری همسر خود غافل شوید. رنگ مورد علاقه او، خواندنی های مورد علاقه اش، فیلم ها و کتاب هایی که دوست دارد همه را باید بدانید و هر از چند گاهی او را غافلگیر کنید و یکی از آن چیزهایی که به آن علاقه دارد به او هدیه بدهید. طرز تهیه خوراک، دسر و یا نوشیدنی مورد علاقه او را پیدا کنید و آن را برای وقتی که از سر کار به خانه بر می گردد حاضر کنید. خود را با آنچه دوست دارد و دوست ندارد و حوصله او مطابقت دهید.</P>
<P>همه انسان ها تمایل دارند خود را در ظاهر خویشتندار و فردی که به فکر دیگران است نشان دهند ولی در عمل همه ما در نهایت افرادی خود خواه هستیم و قبل از هر کسی به خود اهمیت می دهیم بنابراین اگر همسر خود را به اندازه کافی (نه بیش از حد) نوازش کنید او را به خود وابسته کرده اید.</P>
<P>به همسر خود احترام بگذارید<BR>بسیاری از خانم ها فکر می کنند بزرگترین نیاز مردان به آنها نیاز جنسی است ولی در حقیقت این است که آنها بیش از هر چیزی احتیاج به احترام آن هم از شریک زندگی خود دارند. با او به گونه ای صحبت کنید و همینطور به گونه ای رفتار کنید که شوهرتان احساس کند برایش ارزش زیادی قائل هستید.<BR></P>
<P>اعتماد به نفس او را تقویت کنید.<BR>مردها برخلاف ظاهرشان همانند کودکان هستند که می خواهند از آنها تعریف و تمجید شود. اعتماد به نفس او را با تایید تصوراتش نسبت به خودش تقویت کنید. این کار شما سبب می شود او همه چیز را با شما در میان بگذارد. با صداقت و گاه با زیرکی همه رفتارهای خوبش را به او بگویید. اگر روزی یک بار به او بگویید که دوستش دارید سبب می شود احساس خوبی در او ایجاد کنید.<BR></P>
<P>او راتشویق کنید<BR>وقتی همسر شما تلاش می کند مشوق او باشید. و بگویید که به او کاملاً ایمان دارید. حتی اگر همسرتان خرابکاری کرد به جای اینکه در مقابل او قرار گیرید و او را سرزنش کنید بگویید دفعه بعد حتماً موفق می شوی. از همسر خود به خاطر تلاشی که کرده است قدردانی کنید. این کار باعث می شود عصبانیت او تخلیه شود و رفتار بدی که احتمالاً با شما خواهد داشت خنثی شود. مردها وقتی که از همسر خود احساس برتری می کنند امنیت را حس می کنند بنابراین سعی کنید این گونه تظاهر کنید.</P>
<P>حتی اگر با همسر خود اختلاف نظر اساسی دارید هیچگاه از کلمات بد و خشن استفاده نکنید چون این کار صدمات جبران ناپذیری به روابط شما می زند.<BR></P>
<P>حساس باشید<BR>در خلوتتان نسبت به همسر خود بسیار حساس باشید. وقتی مربوط به مسائل زناشویی می شود مردان بسیار حساس می شوند. اینکه مردی نتواند همسر خود را راضی نگه دارد بسیار او را دلسرد می کند. اگر ناتوانی او را در روابط زناشویی آشکارا به نمایش بگذارید مانند این است که بدترین ناسزاها را به همسر خودنسبت داده اید. نتیجه این کار کاهش قدرت و اعتماد به نفس همسر شماست و روابط شما از این هم بدتر خواهد شد.</P>
<P>از قدرت و عملکرد همسر خود تعریف کنید و به او بگویید که وقتی با او هستید احساس خوبی دارید. بدین ترتیب او را تقویت کرده اید و روحیه ای خوبی خواهد داشت و شما هم از این رابطه راضی تر خواهید بود.<BR></P>
<P>تجربه کنید و از آنها استفاده کنید<BR>لباس جذاب و زیبا بخرید تا توجه همسرتان را جلب کنید. آنگاه نسبت به او بی تفاوت باشید اگر همسرتان ابراز تمایل کرد به او اجازه دهید. اگر از بعضی کارها او خوشتان نمی آید یا بعضی کارها را به خوبی نمی داند با زیرکی به او بفهمانید حتی می توانید با اشاره یا با دست خود به او بفهمانید که چه بکند یا می توانید بگویید اگر اینکار را بکند بهتر است و در عین حال از او تعریف کنید و بگویید که به خوبی این کار را انجام می دهد.</P>
<P><BR>پیشقدم شوید<BR>اجازه ندهید برای محبت همیشه او پیش قدم شود. با همه حرف هایی که زدیم بد نیست که گاهی شما پیش قدم شوید. این کار باعث می شود شوهر شما احساس کند او را می خواهید. این را در مغز خود فرو کنید هیچگاه خود را از رابطه ای که دارید بیش از حد هیجان زده نشان ندهید. مردان به زنانی که به آنها کم توجهی می کنند بیشتر متمایل می شوند.<BR>مردها برای ایجاد رابطه به زمان نیاز دارند. آنها را درک کنید و صبور باشید و با هم همکاری کنید به این ترتیب روی رابطه ای عمیق و قوی سرمایه گذاری کرده اید که به این راحتی شکسته نمی شود.</P>
<P>سیمرغ<BR>منبع:pezeshkan.org</P></SPAN>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-6259.html</comments>
<pubDate>Sun, 15 Aug 2010 10:57:06 am</pubDate>
</item>

<item>
<title>احساس گناه می کنم چگونه آن را از خودم دور کنم </title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-5961.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-5961.html</link>
<description><![CDATA[<BR><SPAN style="COLOR: #000000">
<P><IMG height=100 alt="چگونه احساس گناه را از خودم دور کنم" src="http://www.niksalehi.com/public/khabar/212771055.jpg" width=150 align=right border=0>آیا اخیراً به خاطر کاری که نکرده اید احساس گناه می کنید؟ احساس گناه به خاطر جواب ندادن به ایمیل ها؟ احساس گناه به خاطر نرسیدن به اهداف روزانه تان؟ احساس گناه به خاطر گشت و گذار بی هدف</P>
<P>در اینترنت و اختصاص ندادن وقت کافی برای کارهای مهم؟ احساس گناه به خاطر زنگ نزدن به دوستان و نزدیکان؟ آیا این احساس گناه اذیتتان می کند؟</P>
<P>این افکار قدرت ناراحت کردنتان را دارند. شما انرژی با خود دارید که روی فکر و ذهنتان می افتد چون بخشی از شما بطور مداوم به آن فکر می کند. این احساس گناه در هر کاری که می کنید خود را نشان می دهد.</P>
<P>تجربه چنین احساسی یک نعمت خدایی است چون به شما فرصت می دهد نگاهی عمیق تر به احساسات خود داشته باشید. در این مقاله می خواهیم شما را با ادراکات مختلف مربوط به احساس گناه آشنا کنیم و یک تکنیک شش مرحله ای برای غلبه بر آن را معرفی کنیم.</P>
<P>ادراکات مربوط به احساس گناه</P>
<P>خودآزاری – همه گناه ها نوعی خودآزاری هستند و توسط ذهن خود فرد ساخته می شوند. تقصیر و گناه احساسی است که خودمان انتخاب می کنیم که تجربه اش کنیم. این احساس از نفس ما ریشه می گیرد؛ ترس از مورد قبول گروه دوستان و همسالان قرار نگرفتن.</P>
<P>مشکلات – گناه معمولاً با مشکلاتی ایجاد می شوند که مورد توجه قرار نگرفته اند. من متوجه شده ام که اگر برای حل آن مشکل برنامه ای داشته باشیم این احساس از بین می رود یا حداقل کمتر می شود.</P>
<P>تردید – گاهی اوقات به این خاطر احساس گناه می کنیم که در زندگی خود دچار یک تردید هستیم. این تردید می تواند تردیدی اجتماعی یا اقتصادی باشد یا به مسئولیت هایی برگردد که انجام نداده اید. گاهی اوقات، احساس می کنید که باید برای کسی کاری می کردید که نکرده اید. یک نمونه آن می تواند زنگ زدن به دوستی باشد که به او قول داده بودید.</P>
<P>بیش از آنچه در ظاهر وجود دارد – مشکلی که موجب این احساس گناه شده است فقط در ظاهر امر است. معمولاً مسائل و مشکلات حل نشده یا چیز دیگری در پشت آنچه در ظاهر می بینیم هم وجود دراد. از خودتان سوال کنید: این مسائل چه هستند؟ توجه به ظاهر امر باعث می شود این حس گناه از بین برود اما دوباره برخواهد گشت. مشکل دوباره به شکلی دیگر پدیدار می شود اما ریشه در همان مشکلات قدیمی دارد.</P>
<P>بهترین راه این است که آن مسائل و مشکلات پنهان را پیدا کنید. باایجاد اعتماد به نفس و قبول خود در این راه موفق خواهید بود.</P>
<P>کنار آمدن با احساس گناه</P>
<P>· تجربه آن احساس به طور کامل – درست مثل غلبه بر هر احساس دیگری، بهترین راه این است که آن احساس را به طور کامل تجربه کنید. چند دقیقه در فضایی که کسی مزاحمتان نشود بنشینید، چشمانتان را ببندید و عمیقاً آن را احساس کنید. مثل یک شخص ثالث شاهد آن باشید. مطمئناً اذیتتان خواهد کرد اما این تجربه ا ی است که برای غلبه به آن مشکل کمکتان خواهد کرد. وقتی کاملاً آن را حس کنید، خواهید دید که کم کم ناپدید می شود.</P>
<P>· بفهمید که چرا – می دانیم که احساس گناه ما به خاطر چیزی بیشتر از آنی است که در ظاهر می بینیم. از خودتان بپرسید چرا؟ چرا اجازه داده اید احساس گناه وارد زندگیتان شود؟</P>
<P>· ببینید چه می توانید بکنید – باید ببینید در حال حاضر و با وضعیت کنونی چه کاری از دستتان برمی آید. احساس گناه معمولاً با احساس پشیمانی از کارهایی که در گذشته می توانستید بکنید می آید، پس باید بفهمید که ما قادر به تغییر زمان نیستیم. اگر نمی توانیم به زمان گذشته برگردیم، پس چرا باید همه زندگیمان را صرف افسوس خوردن به گذشته تلف کنیم؟</P>
<P>· افکارتان را روی کاغذ بیاورید – برای از بین بردن این احساس گناه چه کارهایی می توانید انجام دهید؟ آنها را روی یک کاغذ یادداشت کنید.</P>
<P>· اولویت بندی کنید – وقتی لیستی از کارهایی که می توانید انجام دهید را درست کردید، به درجه اهمیت آنها را اولویت بندی کنید. چه کاری باعث می شود بیشتر از هر جیز این درد ناشی از احساس گناهتان از بین برود؟ کنار هر آیتم شماره بزنید.</P>
<P>· برنامه ریزی – وقتی لیست کارهایی که از دستتان برمی آید را به ترتیب اولویت آماده کردید، آنها را وارد برنامه تان کنید. طوری برنامه ریزی کنید که هرکدام از این کارها را به ترتیب اولویت انجام دهید.</P>
<P>· واقع بین باشید – بدانید که هر روز یک محدوده زمانی معین دارید. درمورد برنامه ای که باید انجام دهید واقع بین باشید. با خودتان مهربان باشید. طوری برنامه ریزی کنید که به خودتان بیش از اندازه فشار نیاورید. اول روی کارهایی تمرکز کنید که اولویت بالاتری دارند.</P>
<P>فرآیند 6 مرحله ای برای غلبه بر احساس گناهِ خودساخته</P>
<P>در زیر به تکنیکی بسیار ساده برای غلبه بر این احساستان اشاره می کنیم.</P>
<P>قدم اول: لیستی از گناهان خود تهیه کنید.</P>
<P>یک کاغذ سفید بردارید و بالای صفحه بنویسید: "کارهایی که درمورد آن احساس گناه می کنم" و زیر آن لیستی از تمام کارهایی که درمورد آن این احساس را دارید یادداشت کنید. هر آیتم را روی یک خط جداگانه یادداشت کنید و فضایی خالی (بین 3 تا 4 خط) را زیر هرکدام باقی بگذارید.</P>
<P>نوشتن را ادامه دهید تا جایی که دیگر فکری به ذهنتان نرسد. افکارتان راویرایش نکنید. هرچه به فکرتان می رسد را یادداشت کنید. درصورت نیاز از چند ورق کاغذ استفاده کنید. فقط از یک روی کاغذ استفاده کنید تا مرور برگه ها راحت تر باشد.</P>
<P>هدف این است که این افکار را از سرتان بیرون بریزید. این افکار خیلی وقت است که در ذهنتان مانده اند و جاخوش کرده اند. این تمرین به شما کم می کند بعضی از این افکار را از بین ببرید. با روی کاغذ آوردن آنها می توانید آنها را به وضوح و روشنی ببینید و با آنها رودررو شوید.</P>
<P>وقتی من خودم اینکار را کردم از طولانی بودن لیستم متعجب شدم. اینها نمونه هایی از لیست من هستند:</P>
<P>· اختصاص ندادن وقت کافی برای انجام کارهایی که دوست دارم در روز.</P>
<P>· اختصاص ندادن زمان برای مطالعه و تفکر. من خودم را گم کرده ام.</P>
<P>· ننوشتن مقاله های کافی. مقاله های نوشته نشده بسیار.</P>
<P>· شب بیداری و دیر خوابیدن.</P>
<P>قدم دوم: برای غلبه بر احساس گناه برنامه ریزی کنید.</P>
<P>برای هر گناه از خودتان بپرسید، "چه کار میتوانم بکنم؟"</P>
<P>در فضایی که زیر هر آیتم اختصاص داده اید، کارهایی که برای رفع یا کاهش این حس گناه می توانید انجام دهید را بنویسید. شاید لازم باشد که هر عمل را به مراحل کوچکتر تقسیم کنید.</P>
<P>بعنوان مثال، لیست کارهایی که برای آیتم " اختصاص ندادن زمان برای مطالعه و تفکر" تهیه کردم از این قرار بود:</P>
<P>· برنامه ریزی برای مطالعه روزانه، حداقل 30 دقیقه.</P>
<P>· هر روز صبح حداقل 15-5 دقیقه را صرف تفکر و تعمق کنم.</P>
<P>· زودتر از خواب بیدار شوم.</P>
<P>· شبها زودتر بخوابم.</P>
<P>اگر تلاش کردید اما هیچ راهی به ذهنتان نرسید، می توانید جملات مثبت و واقعبینانه ای که می تواند این حس گناه را توجیه کند، یادداشت کنید. مثلاً جملاتی که برای آیتم "ننوشتن مقاله های کافی" یادداشت کردم از این قرار بود:</P>
<P>· من نهایت تلاشم را می کنم.</P>
<P>· وقتی حس و حال و هوای نوشتن داشته باشم، می نویسم. اگر در نوشتن مقاله هایم تداوم داشته باشم و مقاله هایم هم کیفیت لازم را داشته باشند هیچ اشکالی ندارد اگر فقط هفته ای دو مقاله نوشتم.</P>
<P>قدم سوم: لیستی از ارزش های خودتان تهیه کنید.</P>
<P>یک کاغذ سفید دیگر برداشته و بالای صفحه بنویسید: "جنبه های مهم زندگی من" یا "به چه چیزهایی بیشتر ارزش می گذارم". لیستی از چیزهایی که بیشترین اهمیت را در زندگی برایتان دارند تهیه کنید و لیست را با مهمترینشان شروع کنید. این چیزها می تواند افراد، احساسات، فرصت ها، اعمال و تعهدهایی باشد که ارزش زیادی برایتان دارند. باز هم هر آیتم را روی خطی جداگانه بنویسید و فضایی خالی را زیر آن اختصاص دهید.</P>
<P>تصور کنید اگر در زندگی می توانستید فقط یک چیز داشته باشید، آن چیز چه خواهد بود؟ اولین چیزی که به ذهنتان می رسد را یادداشت کنید. افکارتان را ویرایش نکنید. حالا، سوال را اینطور تکرار کنید، "اگر می توانستید دو چیز داشته باشید، آن چیزها چه خواهند بود؟". خیلی مهم است که افکارتان را بدون ویرایش همانطور که به ذهنتان می رسند یادداشت کنید.</P>
<P>این لیستی از چند چیزی است که برای من ارزش بالایی دارند:</P>
<P>· احساس آرامش، سلامت، انرژی و تمرکز.</P>
<P>· خانواده ام: پدر و مادرم و همسرم.</P>
<P>· وبلاگم: خواننده های نوشته هایم، ارتباط با آنها.</P>
<P>· شغلم و کارم.</P>
<P>· دوستانم.</P>
<P>قدم چهارم: چطور ارزشهایتان را تقویت کنید</P>
<P>برای هر آیتم در لیست ارزشها، کارها و اعمالی که دوست دارید در جهت آن ارزش انجام دهید را یادداشت کنید.</P>
<P>بعنوان مثال، برای مهمترین ارزش زندگیم، "احساس آرامش، انرژی و تمرکز" بعضی اعمال و کارهایی که می توانم انجام دهم می تواند اینطور باشد:</P>
<P>· زمانی آرام برای مدیتیشن و تفکر عمیق</P>
<P>· برنامه ریزی</P>
<P>· زمان مطالعه</P>
<P>· ورزش: دویدن</P>
<P>· نوشیدن آب</P>
<P>قدم پنجم: برنامه عملی برای کاهش احساس گناه تنظیم کنید.</P>
<P>یک کاغذ سفید جدید برداشته و در بالای آن بنویسید، :کارهایی که برای آن برنامه ریزی می کنم" یا "کارهایی که دوست دارم به طور مرتب انجام دهم".</P>
<P>روی آیتم های عملی هر دو لیست تمرکز کنید. مطمئناً چند آیتم مشترک در هر دو لیست پیدا می کنید. این آیتم ها را روی یک کاغذ جداگانه یادداشت کنید. اینها مهمترین کارهایی است که بیشترین نتیجه را به شما خواهد داد چون مربوط به مسائلی است که بیشترین اهمیت را برای شما دارد. همچنین می توانید خیلی از آیتم هایی که فقط در یکی از لیست ها هست را هم البته با اولویت پایینتر یادداشت کنید.</P>
<P>بعنوان مثال، بعضی از آیتم های مشترک لیست های من از این قرار بود:</P>
<P>· شب ها زود خوابیدن و صبحها زود بیدار شدن.</P>
<P>· زمان مطالعه</P>
<P>· تفکر عمیق</P>
<P>· کاهش زمان گشت و گذار در اینترنت و ایمیلم.</P>
<P>برای من مشخص شد که اگر فقط به این آیتم ها توجه کنم، کیفیت زندگیم به طور قابل توجهی بالا می رود. بااینکار نه تنها آن احساس گناه خودساخته از بین می رود بلکه به جوانبی از زندگیم که اهمیت بیشتری برایم دارند هم توجه بیشتری خواهم کرد.</P>
<P>قدم ششم: اعمال و کارهای کاهش احساس گناه را به صورت یک عادت دربیاورید.</P>
<P>برای هرکدام از آیتم هایی که در قدم پنجم یادداشت کردید، یک برنامه هفتگی تنظیم کنید. حتی اگر آنرا دنبال نکنید، این در آگاهی شما فضایی ایجاد می کند که موجب تغییرات مثبت می شود.</P>
<P>مثال:</P>
<P>· مدیتیشن و تفکر عمیق: اختصاص دادن حداقل 15-5 دقیقه در روز به خودتان از مکانی آرام. انجام مدیتیشن هفته ای دوبار (یکشنبه ها و چهارشنبه ها).</P>
<P>· مطالعه: 30 دقیقه تا یک ساعت مطالعه در روز.</P>
<P>· خواب: رفتن به رختخواب قبل از ساعت یک شب.</P>
<P>ما معمولاً کارهایی که دوست داریم را انجام نمی دهیم چون وقت کافی به آنها اختصاص نمی دهیم.</P>
<P>باید کارها و اقداماتی را پیش بگیرید که سلامتتان را بهبود بهشند. این را باید بالاترین اولویت زندگیتان قرار دهید و خودتان را یک هفته به انجام آنها متعهد کنید.</P>
<P>خیلی مهم است که در هر زمان روی یک عمل متمرکز شوید تا بتوانید قبل ازاینکه سراغ کار بعدی بروید، آنرا به صورت یک عادت درآورید.</P>
<P>با آرزوی موفقیت شما.</P>
<P>و آخر اینکه ....</P>
<P>صرفنظر از مسائل و موقعیت خارجی، علت اصلی احساس گناه ما به درون خودمان برمی گردد. ما قدرت این را داریم که انتخاب کنیم که به چه چیز توجه کنیم اما معمولاً از روی غریزه واکنش میدهیم و یادمان می رود دیدگاهمان را تغییر دهیم. و در الگوی واکنش هایمان، ناخودآگاه به این احساس گناه توجه می کنیم و تصادفاً آن را وارد فضای فکریمان می کنیم.</P>
<P>شما می توانید جلوی این واکنش ها را بگیرید و موقع واکنش هایتان، فضای درونیتان را ببینید. با تمرین و خودآگاهی می توان شرطی سازی برای واکنش های فوری را بی اثر کرد و درآخر این احساس گناه را به طور کامل از بین برد.</P>
<P>شما اخیراً درمورد چه چیزی احساس گناه کرده اید؟ برای رها کردن خودتان از این حس چه کارهایی می توانید انجام دهید؟ افکار و احساساتتان را با ما درمیان بگذارید.<BR>مردمان </P></SPAN>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-5961.html</comments>
<pubDate>Fri, 13 Aug 2010 06:09:26 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>يك ماهه عقدیم همسرم نمی گذاردبا او تماس جسمى برقرار كنم </title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-5252.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-5252.html</link>
<description><![CDATA[<DIV align=justify>نمایش پاسخ ... <BR>با اين فرض كه ازدواجتان تحميلى نبوده )ر.ك:ص 25 و 26(، مقدارى شرم و حيا و اضطراب به سبب ارتباط، تا چند روزى در برخى خانم‏ها طبيعى است و از بين مى‏رود.<BR>به آقايان توصيه مى‏شود كه از عجله براى ايجاد ارتباط بپرهيزند و مدتى را با گفت‏وگو، ناز و نوازش و اميد دادن به آينده، درهمسرشان آرامش ايجاد كنند. در صورت استمرار اين حالت تا مدتى غيرعادى و طولانى، مراجعه به مشاورى آگاه و باتجربه لازم است تا ريشه‏يابى و به شما كمك كند.<BR>احتمال دارد اين حالت به علت نياموختن مهارت‏هاى ارتباطى، تصورى ناخوشايند از مرد به سبب شنيدن يا ديدن خشونت و زورگويى در او، مشكلات روحى - روانى موجود در دوران كودكى، و عدم ترشح هورمون‏هاى خاصى باشد كه تمايل به جنس مخالف را در فرد ايجاد مى‏كند. <BR><A href="http://www.rasekhoon.net/">www.rasekhoon.net</A></DIV>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-5252.html</comments>
<pubDate>Sun, 08 Aug 2010 02:28:06 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>می خواهم آرامش را به زندگیم برگردانم </title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-5156.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-5156.html</link>
<description><![CDATA[هیچگاه جلوی گریه خود را نگیرید و گهگاهی گریه كنید این كار باعث تخلیه تنش‌هایتان شده و به شما آرامش می‌دهد. وقتی احساس می‌كنید كه سرتان پر از فكرهای جورواجور منفی است با قدم زدن آنها را پاك كنید.
<P><BR>جامعه ی ما آكنده از بار اطلاعاتی سنگین است و ابزاری چون تلویزیون، رادیو، اینترنت، تبلیغات، پست الكترونیك و تلفن همراه همگی بر این سنگینی می‌افزایند. از سوی دیگر شكل زندگی در عصر حاضر بویژه در جوامع شهری ناگزیر توام با سر و صداها، ترافیك، ‌شلوغی‌ها و انبوهی از كارهای الزام‌آور روزمره است كه قطعا تمام این فاكتورها افزایش استرس و سلب آرامش انسانها را موجب می شود.</P>
<P>محققان و روانشناسان در سالهای اخیر تلاش كرده‌اند به شیوه‌های مختلف كه متداول‌ ترین آنها انتشار اخبار، مقالات و توصیه‌های بهداشتی است به مردم در حفظ آرامش در میان این همهمه و آشفتگی یاری برسانند. به اعتقاد آنها دسترسی و مطالعه این منابع هرازگاهی می‌تواند ما را به یاد نیاز اصلی مان به آرامش بیاندازد و حتی دقایقی از این زندگی پرمشغله جدا سازد. در این رابطه "استیو موریل" كارشناس و نویسنده مقاله ای در روزنامه "دیلی مدیتیشن و دیلی لایف" روش‌هایی را برای كسب آرامش در زندگی عنوان كرده كه به شرح زیر آنها را ذكر می كنیم :</P>
<P>حداقل روزی 15 دقیقه را در سكوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و چیزهایی كه دارید فكر كنید. سكوت عصاره آرامش است. البته با اجبار نمی‌توان سكوت كرد. بلكه باید زمانی كه فرا رسید آن را بپذیرید. روزی یك ساعت در اتاقی تنها بمانید و حتی اگر لازم شد در را روی خود ببندید.</P>
<P>هیچگاه جلوی گریه خود را نگیرید و گهگاهی گریه كنید این كار باعث تخلیه تنش‌هایتان شده و به شما آرامش می‌دهد.</P>
<P>وقتی احساس می‌كنید كه سرتان پر از فكرهای جورواجور منفی است با قدم زدن آنها را پاك كنید.</P>
<P>افراد آرام به خود می‌گویند كه برای تغییر گذشته كاری نمی‌توان كرد، آنگاه از تفكر به آینده و ادامه زندگی لذت می‌برند.</P>
<P>آرامش را از كودكان بیاموزید. آنها در همان لحظه‌ای هستند كه زندگی می‌كنند و لذت می‌برند.</P>
<P>اگر نمی‌توانید دیگران را ببخشید بدانید كه افكار خشمگین همواره شما را با این افراد مرتبط خواهد كرد. اما شاد كردن دیگران باعث آرامش می‌شود.</P>
<P>هر چه اكسیژن بیشتری به شما برسد آرام‌تر خواهید شد. بنابراین خوب است كه در محل كار یا خانه خود گیاهانی را نگهداری كنید.</P>
<P>سعی كنید از چیزی كه هستید راضی باشید در این صورت احساس آرامش بیشتری می‌كنید.</P>
<P>با حركات آرام و صحبت كردن شمرده احساس آرامش را به جمع منتقل كنید.</P>
<P>با شوخ طبعی به آرامش خود كمك كنید.</P>
<P>مهم نیست كه با شما مودبانه برخورد شود یا نه بلكه برخورد محترمانه شما باعث ایجاد آرامش و احساس خوبی در شما خواهد شد.</P>
<P>سرعت حركت شما با احساستان رابطه مستقیمی دارد. آرام راه بروید و حركات بدن خود را آرام كنید. طولی نمی‌كشد كه آرام خواهید شد.</P>
<P>گاهی می‌توانید برای رسیدن به آرامش دراز بكشید، عضلات خود را شل كنید و به هیچ چیز فكر نكنید.</P>
<P>لحظه های زیبای زندگیتان را بنویسید و از آنها عكس و فیلم بگیرید. سپس بیشتر وقت آنها را به یاد آورید و درباره ‌شان فكر كنید و لذت ببرید.</P>
<P>آهسته غذا خوردن و جویدن باعث تجدید توان فكری و احساس آرامش خواهد شد.</P>
<P>هرچند وقت یكبار ساعت خود را باز كنید تا خود را از فشار زمان نجات دهید. همچنین درآوردن كفش‌ها به كاهش فشار عصبی كمك می‌كند.</P>
<P>برای تاثیر بیشتر و رسیدن به آرامش در خود متمركز شوید و آرام نفس بكشید.</P>
<P>تمرین كنید كه آرامتر از حد معمول صحبت كنید. اینكار به خودی خود ضربان قلب و تنفس را آرام می‌كند.</P>
<P>احساسات و مشكلات خود را به دیگران بگویید و آرامش بیشتری احساس كنید.</P>
<P>یكی از مهم ترین مهارت‌ها در آرام بودن، فكر نكردن به مسایل كوچك است. دومین مهارت، كوچك شمردن تمام مسایل است.</P>
<P>شاد كردن دیگران، ‌موجب آرامش می‌شود. نمی‌دانید چه لذتی دارد پول رستوران امشب را با توافق سایرین به یك كارتن خواب هدیه بدهید. قدردانی كنید. دیگران را برای لطف كردن به خود تحت فشار قرار ندهید، لطف كه وظیفه نیست.</P>
<P>اگر می‌دانستید كه: "سیگار كشیدن + ورزش نكردن‌ = استرس، اضطراب و حذف آرامش"، هرگز سیگار نمی‌كشیدید و ورزش كردن را به تعویق نمی‌انداخت</P>
<P>http://www.sat2m.org/</P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-5156.html</comments>
<pubDate>Fri, 06 Aug 2010 10:56:37 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>بارداری میل جنسی را کم می‌کند یا زیاد؟</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-4867.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-4867.html</link>
<description><![CDATA[<P align=center><IMG title="بارداری میل جنسی را کم می‌کند یا زیاد؟" height=150 alt="بارداری میل جنسی را کم می‌کند یا زیاد؟" src="http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/67530.jpg" width=225></P>
<DIV>فعالیت جنسی در حاملگی می‌تواند تحت تاثیر عواملی قرار گیرد که از آن جمله می‌توان به این موارد اشاره&nbsp;</DIV>
<DIV>کرد: شیوه جنسی زوج‌ها پیش از بارداری، مفهوم روابط زناشویی در نظر همسران، وضعیت سلامت جسمی و روانی و عوارض دوران بارداری، باورها و ویژگی‌های فرهنگی زوج‌ها، نحوه برخورد آنها به تغییرات فیزیکی زنان طی حاملگی و در ضمن ترس از صدمه به جنین در زمان نزدیکی.....</DIV>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma" align=justify><SPAN style="FONT-WEIGHT: bold">در بارداری محدودیت‌هایی برای روابط زناشویی وجود دارد که عبارت‌اند از:</SPAN></P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma" align=justify>• سابقه سقط یا تهدید به سقط یا زایمان زودرس</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma" align=justify>• سابقه <SPAN style="COLOR: #800000">انقباضات خود به خودی رحمی، خون‌ریزی و یا پارگی زودرس پرده دور جنین</SPAN></P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma" align=justify>• نارسایی دهانه رحم و همچنین تعداد زایمان‌های متعدد</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma" align=justify>• 4 تا 6 هفته آخر بارداری</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma" align=justify>• سابقه فشارخون حاملگی</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma" align=justify>• برخی موارد دیگر که به وسیله پزشک یا ماما عنوان شود.</P>
<P dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma" align=justify>با وجود موارد بالا، <SPAN style="FONT-WEIGHT: bold">اگر حاملگی طبیعی باشد و پزشک یا ماما مانعی برای نزدیکی زوج‌ها عنوان نکند روابط بلامانع است و در سه ماهه سوم با نظر پزشکی که حاملگی را پیگیری می‌کند نیز می‌تواند ادامه یابد. هرچند در حاملگی به خصوص ماه‌های آخر باید پوزیشن و وضعیت مناسبی در حین نزدیکی در نظر گرفته شود که به شکم زن حامله فشاری وارد نیاید.</SPAN></P>
<DIV dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma" align=justify>پیش از این گفته بودم شاید بعضی خانم‌ها در حین بارداری به‌خصوص سه ماهه اول با کاهش میل جنسی روبه‌رو شوند که در برخی متون این مساله را به خستگی و تهوع ناشی از مراحل اولیه رشد جنین و جفت نسبت می‌دهند. در برخی از خانم‌ها این مساله درست به عکس اتفاق می‌افتد و منجر به افزایش تمایلات جنسی زن در سه ماهه اول می‌شود. <BR>به‌طور کلی اگر منعی برای رابطه جنسی در بارداری نیست تعامل و تماس لازم است و نوازش کردن خانم‌ها در دوران بارداری به آرامش فکری و روانی آنها کمک می‌کند و موجب می‌شود فرزند شادتری به دنیا بیاورند و پس از زایمان نیز زودتر به زندگی زناشویی خود بازگردند. پس از تولد فرزند نیز عموما چند هفته (6-4 هفته) طول می‌کشد تا مادران بتوانند در کنار رسیدگی به نوزاد خود را برای رابطه جنسی آماده کنند. به‌خصوص در اوایل رشد بچه، ممکن است زوج‌ها حریم خصوصی نداشته باشند تا احساسات جنسی خود را بروز دهند. توصیه می‌کنم حتما به حفظ این حریم خصوصی در هر مرحله از زندگی بپردازید تا زندگی جنسی و به دنبال آ‌ن سایر ابعاد زندگی مشترک را با نشاط در کنار هم طی کنید.</DIV>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-4867.html</comments>
<pubDate>Mon, 02 Aug 2010 11:03:24 am</pubDate>
</item>

<item>
<title>ضررهاي جسمي دوران عقد </title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-4615.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-4615.html</link>
<description><![CDATA[چون دو جوان هستند از احساسات جنسي بالايي برخوردارند و نمي شود كه خود را كنترل كنند. لذا تحريك جنسي صورت ميگيرد ولي ارضاي جنسي كامل صورت نگرفته است. به همين خاطر عوارضي را در 
<P>جسم هر دو وارد ميكند و گاهي بخاطر رسيدن به اوج شهوت جنسي مجبور مي شود از راههاي غير عقلي و غير عرفي و غير طبيعي خود را ارضاء كند. اين هم نوعي آفت براي عضلات جنسي مرد دارد هم براي زن كه گاهي در شرايطي منجر به عقيمي زن و يا منجر به يك سري بيماريهاي سخت مي شود.<BR>براي مطالعه بيشتر به كتابهاي پزشكي در ارتباط با اعمال نامشروع و يا نامعقول و غير طبيعي مي توان مراجعه كرد.</P>
<P>تذكر يك نكته<BR>اما يك مطلب را بايد متذكر شد كه متأسفانه اكنون جامعه به سمتي رفته كه اولاً: نمي شود زود ازدواج كرد. ثانياً: نمي تواد بدون شغل به كسي زن داد. ثالثاً: بدون امكانات و بدون سروسامان دادن اقتصادي به كسي جواب نمي دهند و از اين مسائل گريبان گير جوانان است. و اين شرايط حاصل سنتها، شرايط جامعه و ... مي باشد. به هر دليلي جوان مجبور است كه اين دست انداز ها را متأسفانه طي كند و زندگي خود را و حتي خود را در خيلي از اين منجالبها رها كند. اين موضوع از باب قانون اَهم و مهم اشكالي ندارد ولي دليل نمي شود مثل اينكه چون آب نيست نوشابه براي بدن از آب بهتر است! ما استاندارد صد در صد خوشبختي را با نود در صد عوض نمي كنيم. در عقد گذاردن ناچاري است نه ضرورت. كسي كه مي خواهد زن بگيرد و ازدواج كند و زندگي تشكيل دهد چه ضرورتي دارد زندگي خود را جدا نگه دارد در واقع نه زندگي است و نه زن داري و نه همسر داري. ولي اسماً هر دو است. اين يعني ضدّ و نقيض- اگر ضدّ و نقيض نباشد اشكالي ندارد.</P>
<P>کدامین انتخاب - ابوالقاسم عوامی<BR></P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-4615.html</comments>
<pubDate>Thu, 29 Jul 2010 10:36:14 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>یک اتفاق شرم آور زناشویی</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-4614.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-4614.html</link>
<description><![CDATA[<P>شرمندگی</P>
<P>وقتی متوجه این مساله شدم، احساس کردم دنیا بر سرم خراب شده و هیچ راه چاره ای را نمی توانم پیدا کنم. احساس ارزشمندی و محبوبیت خود نزد شوهرم را تباه شده تصور می کردم. این مشکل را با هیچکس نمی توانستم بازگو کنم حتی نزد یک مشاور. چون فکر می کردم به محض توضیح مشکل، انگشت اتهام به سمت خودم، بی کفایتی ها، بی توجهی و... نشانه می رود. اما باور کنید این طور نبود. من همیشه سعی می کردم برای همسرم بهترین باشم، بهترین لباس ها را بپوشم، به ظاهر خودم اهمیت دهم، به نیازهایش توجه کنم و...</P>
<P>حتی مطمئن هستم او هم از من راضی بود چون هیچگاه زبان به اعتراض نگشود حتی همیشه از من، از حسن انتخاب خودش و از رضایت زناشویی اش صحبت می کرد. ما هیچ مشکل خاصی با هم نداشتیم تا اینکه من به طور اتفاقی متوجه این واقعه دردناک شدم... .<BR>این مشکل را با هیچکس نمی توانستم بازگو کنم حتی نزد یک مشاور</P>
<P>فکر می کنید خانم ماجرای ما، از چه مشکلی رنج می برد؟ خیانت همسر، تجدید فراش، دروغگویی و یا...</P>
<P>نه هیچکدام از حدس های شما درست نبود. شاید اکثر شما، نتوانید مشکل این خانم را حدس زده و یا حتی درک کنید مگر آنهایی که خودشان این مساله را از نزدیک لمس کرده و با آن مواجه شده باشند.</P>
<P>بله ما در این مقاله سعی داریم مساله خودارضایی در مردان متاهل را مورد بررسی قرار دهیم.</P>
<P>همیشه وقتی سخن از خودارضایی به بیان می آید، اکثر افراد به یاد دوران نوجوانی و بلوغ جنسی و یا دوران جوانی و تاخیر در ازدواج می افتند. اما اشتباه نکنید همیشه اینگونه نیست. در برخی از موارد مردان با وجود ازدواج و قرارگرفتن در وضعیت تاهل، یا مطابق با عادات قبلی خود به خودارضایی می پردازند و یا بنا به دلایل مختلف این رفتار را آغاز می کنند. هرچند که رابطه جنسی بخشی از زندگی افراد متاهل را تشکیل داده و تمام آن نیست و در صورتی که این ارتباط در شرایط طبیعی خود قرار داشته باشد، مشکل خاصی ایجاد نشده و زوجین به اهمیت وجود آن واقف نیستند اما به محض ایجاد یک اختلال کوچک در این رابطه، زن و مرد متوجه ارزش و نقش سلامت این رابطه گشته و از اینجاست که اختلافات و مشکلات شکل می گیرد و شاید تمام جنبه های زندگی زن و مرد را تحت تاثیر قرار می دهد.</P>
<P>عموماً خودارضایی در افراد متاهل، بنابر دلایل زیر ایجاد می گردد:</P>
<P>1- مردانی که قبل از ازدواج خود اقدام به خودارضایی کرده و این رفتار برای آنها تبدیل به عادت گشته است.</P>
<P>2- استفاده دائم و مکرر از کانالهای غیر اخلاقی ماهواره و تصاویر نامناسب</P>
<P>3- مردانی که از ارتباط جنسی خود با همسرشان راضی نیستند</P>
<P>درباره دلیل اول، مقالات بسیاری ارائه شده است یعنی در طی سری مقالاتی که به ارائه دادیم در مورد مضرات و آسیبهای خودارضایی در دوره ی تجرد و لزوم و اهمیت ترک این عادات نادرست، صحبت کردیم. تنها ذکر این مساله ضروری به نظر می رسد که در برخی از افراد خودارضایی آن چنان تبدیل به عادت و یا حتی اعتیاد می گردد که حتی بعد از ازدواج نیز به این رفتار خود ادامه داده به طوری که در برخی از موارد مشاهده می شود که اصلاً توجهی به نیازهای همسرشان ندارند و به این ترتیب زمینه های اختلافات زناشویی را دامن می زنند.</P>
<P>علت بعدی در مورد استفاده از فیلم ها و تصاویر غیر اخلاقی است. این تصاویر و فیلم ها برای مردان بسیار تحریک کننده است و در عین حال وقتی که در دام این دنیای خیالی می افتند، دائماً در حال فکر کردن به این دنیای خیالی هستند. حتی اگر آنها نسبت به همسر خود متعهد بوده و نسبت به این عمل احساس گناه داشته باشند، هنگامی که همسرشان به اندازه کافی شاداب نباشد و یا با خیال پردازی های آنها هماهنگی نداشته باشد، امکان دارد که به این عمل ناشایست اقدام کنند.</P>
<P>و علت آخر فقدان رضایت از ارتباط با همسر است. گاهی اوقات این عدم رضایت مقطعی است مانند مردانی که همسرشان در دوران بارداری به سر می برد و به خاطر شرایط خاص این دوران و برخی از محدودیتها، عده ای کم از مردان به این رفتار روی می آورند و در موارد دیگر فقدان مهارت زن و مرد در برقراری رابطه ی مطلوب و یا نادیده گرفتن نیازهای یکدیگر، باعث بروز این مشکل می گردد.</P>
<P>برای درمان این مشکل تمرین هایی به زوجین داده می شود که می تواند به تناسب ارزیابی نیازها، نیرومندی ها و کاستی ها، به انجام آنها بپردازد</P>
<P>در هر حال خودارضایی در مردان متاهل، هر علتی که داشته باشد، بنظر بسیار آسیب زاتر از خودارضایی در افراد مجرد است. چرا که در دوران تجرد آسیبهای این رفتار تنها متوجه خود فرد است اما در خودارضایی در دوران تاهل نه تنها باعث بروز آسیب های متعدد در خود فرد است بلکه ارتباط زن و مرد را دچار مشکل و اختلال می کند. لذا در ادامه این یادداشت چند توصیه کلی برای شما زوجینی داریم که از چنین مشکلی رنج می برند.</P>
<P>خودارضایی در مردان متاهل، هر علتی که داشته باشد، بنظر بسیار آسیب زاتر از خودارضایی در افراد مجرد است</P>
<P><BR>فراموش نکنید که:</P>
<P>خانم های عزیز! اگر همسرتان فکر می کند که شما از این رفتار او اطلاعی نداشته و شما نیز خودتان را به بی اطلاعی می زنید باید بدانید که با انکار واقعیت مشکلی از شما حل نخواهد شد لذا اگر می خواهید همسرتان دست از خودارضایی بردارد و بر رفتار خود تجدید نظر کند، خیلی مهم است که ابتدا با ایشان وارد گفتگو شوید اما مراقب باشید که این پیام را به شوهر تان منتقل نکنید که «تو نیاز به اصلاح رفتارت داری» یا طوری رفتار کنید که بنظر رسد که می خواهید او اصلاح شود. این وضعیت ممکن است برای مرد بسیار سنگین باشد. او ممکن است این پیام را دریافت کند که در حال حاضر "به اندازه کافی خوب نیست" و یا اینکه "او باید نیازهایش را اصلاح کند" در این حالت؛ ممکن است مرد احساس کند که به او توهین شده است. به جای اینها، شما می توانید این چنین جمله ای بگویید: «بهتر است در رابطه زناشویی خود تجدید نظر کنیم. فکر می کنم مشکلی پیش آمده و لازم است که هر دو ما به فکر رفع آن باشیم.» اگر همسرتان احساس کند که شما تمایل به تجربه یک تغییر در این زمینه هستید، احتمال بیشتری وجود دارد که به این درخواست پاسخ دهد.<BR>دریافت کمک</P>
<P>از دگر سو، از طریق کاربرد مبادله ی رفتار، آموزش ارتباط و مهارتهای حل مساله، در زمینه های صمیمیت رفتار جنسی و ابراز عشق و علاقه به زوج، می توان برای درمان این اختلال اقدام کرد. با توجه به اینکه بحث درباره این موضوعات دشوار و دارای بار عاطفی است، لذا روان شناسان متخصص در درمانهای جنسی متوجه ترسهای فرد(به خصوص مردان) از طرح این مسائل و احتمال تمایل آنها برای اجتناب از این موضوعات هستند. از طرف دیگر تمرین هایی به زوجین داده می شود که می تواند به تناسب ارزیابی نیازها، نیرومندی ها و کاستی ها، به انجام آنها بپردازد. بنابر این از تلاش برای دریافت خدمات مشاوره ای دست بر نداشته و گمان نکنید مساله ای که برای شما ایجاد شده تنها مختص به شما بوده و راه علاج ندارد و یا مشاور و روان شناس از شنیدن مشکل شما تعجب کرده و یا متهم تان می کند فراموش نکنید که شاید این اتفاق برای شما و همسرتان شرم آور جلوه کند اما در نزد متخصصین این امر، تنها یک مشکل رفتاری قابل درمان است. لذا در این یادداشت ما به طور جزیی در مورد روشهای درمانی توصیه هایی را ارائه نمی دهیم چرا که این گونه درمان ها تخصصی بوده و از طرف دیگر وابسته به فرد است بنابراین در دریافت خدمات مشاوره جنسی کوتاهی نکنید.</P>
<P>اما به طور کلی روند درمان برای شما عزیزان توضیح داده می شود تا گمان نکنید مشکل شما خیلی خاص است و یا درمان خارق العاده ای در انتظارتان است:</P>
<P>این تمرینات عموماً به شما ارائه خواهد شد (البته با مشارکت درمانگر):</P>
<P>1- در میان گذاشتن خاطره ای از یک تجربه عاطفی مثبت</P>
<P>2- تمرین خیال پردازی هدایت شده در مورد رابطه زناشویی مطلوب</P>
<P>3- تمرین ارتباط کلامی در مورد ارائه بازخورد در حین روابط زناشویی</P>
<P>4- کسب توانایی تمرکز بر اندامها</P>
<P>5- تمرین حل مساله در مورد رابطه زناشویی</P>
<P>6- مهار گسلی ذهنی درباره رفتار خودارضایی و منظور کردن رفتارهای زناشویی جدید.</P>
<P>تبیان</P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-4614.html</comments>
<pubDate>Thu, 29 Jul 2010 10:35:22 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>چه میزان رابطه زناشویی طبیعی است؟</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-4613.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-4613.html</link>
<description><![CDATA[<P>بد نیست که بدانید به عقیده کارشناسان یک پنجم زوج ها ازدواج هایی بدون رابطه زناشویی دارند<BR>بسیاری از زوجهای جوان به دلیل عدم آشنایی و در پاره ای از موارد نبود آگاهی کافی درباره نحوه برخورد با روابط عاطفی و زناشویی بین همسران ، با مشکلاتی مواجه هستند، که متاسفانه این مشکلات در برخی از موارد تبدیل به بحران های خانوادگی می گرد که آثار آن در معضلاتی همچون افزایش آمار طلاق در جامعه ، تنوع طلبی جنسی و.... قابل مشاهده می باشد . سیمرغ با هدف پیش گیری از ایجاد این گونه مشکلات و با احترام به حریم خانواده ، جهت افزایش دانایی زوجهای جوان و کمک به بهبود واستحکام روابط همسران اقدام به تهیه و ارائه مطلب زیر نموده است .</P>
<P>اخیراً زیاد با همسرتان رابطه زناشویی نداشته اید؟ بد نیست که بدانید به عقیده کارشناسان یک پنجم زوج ها ازدواج هایی بدون رابطه زناشویی دارند این یعنی کمتر از 10 مرتبه در سال رابطه زناشویی برقرار می کنند. و یک سوم زوج ها همیشه سر این مسئله مشکل دارند که امیال و خواسته های جنسیشان همخوانی ندارند و این یکی از اصلی ترین دلایل مراجعه زوج ها به مشاور است.</P>
<P>اینجا ایران است، جایی که مردم مجبورند ساعت های زیادی در روز کار کنند تا بتوانند از پس اجاره خانه و هزینه های زندگی بربیایند و این خستگی و استرس همه چیز را بدتر می کند.</P>
<P>یک کارمند 33 ساله که علاقه ای به ذکر نامش در اینجا نداشت، می گوید: "من 10 سال است که ازدواج کرده ام. خیلی وقت ها بوده که اگر سه ماه یکبار رابطه زناشویی داشتیم برایمان نعمتی بود. من مجبورم بعد از یک روز طولانی سر کار شام را آماده کنم و بعد بچه ها را بخوابانم چون حقوق شوهرم کفاف زندگیمان را نمی دهد و من هم مجبورم پا به پای او کار کنم. به خاطر همین قانونی که برای شوهرم گذاشتم این است که بعد از 10 شب خسته و کوفته می خواهم به رختخواب رفته و فقط بخوابم."</P>
<P>متخصصین اعتقاد دارند که پایین بودن سطح میل جنسی هم یکی از متداولترین مسائل و مشکلات جنسی خانواده ها در قرن حاضر است.</P>
<P>اینکه میل جنسی در حال حاضر نسبت به سالهای قبل کمتر شده است یا نه، مشخص نیست اما یک چیز قطعی است و آن اینکه شکایت خانم ها بیشتر است! وقتی زوج ها برای مشاوره می روند، این خانم ها هستند که مردها را به زور سمت دفتر کار روانشناسان می کشانند. و برخلاف عقیده عموم، میل جنسی مردهاست که پایین آمده است. در جامعه ما قابل قبولتر این است که زن میل جنسی نداشته باشد تا مرد. وقتی این مرد است که میل جنسی پایینی دارد، برای هر دو طرف ناامید کننده تر خواهد بود.</P>
<P>ازدواج های فاقد رابطه زناشویی این روزها بحث عموم شده است. به همین خاطر تصمیم گرفتیم به این موضوع بپردازیم که واقعاً چه میزان رابطه زناشویی طبیعی به حساب می آید؟</P>
<P>کارشناسان مسائل جنسی تمایل چندانی برای تعیین حد کفایت رابطه زناشویی ندارند چون باعث می شود خیلی زوج ها فکر کنند رابطه جنسیشان کافی نیست یا خیلی های دیگر تصور کنند که بیش از حد رابطه زناشویی دارند.</P>
<P>درحالیکه کمتر از 10 مرتبه رابطه زناشویی در سال، ازدواج بدون رابطه زناشویی به حساب می آید، یک تا دو مرتبه رابطه زناشویی در هفته متوسط میزان رابطه زناشویی به شمار می رود.</P>
<P>رابطه زناشویی برخلاف ویتامین ها حداقل نیاز روزانه ندارد. اگر هر دو طرف طوری کنار بیایند که مشکلی با ازدواج بدون رابطه جنسیشان نداشته باشند عالی است! اما معمولاً این مشکل وجود دارد که یکی از دو طرف از کیفیت یا کمیت رابطه زناشویی رضایت ندارد و دیگر حاضر به کنار آمدن نیست.</P>
<P>فقط 40 درصد از زوج ها می گویند که از رابطه زناشویی در ازدواجشان رضایت دارند. بااینکه خیلی از مشکلات پزشکی یا برخی داروها در پایین آوردن میل جنسی نقش دارد، مثل برخی قرص های ضدافسردگی یا برخی قرص های ضدحاملگی، اکثر مشکلات به خاطر تفاوت در انتظارات و توقعات دو طرف است.</P>
<P>زوجی که 5 سال است با هم ازدواج کرده اند یک دختر 6 ماهه دارند می گویند در این زندگی پرمشغله امروز خیلی سخت است که برای رابطه زناشویی وقت خالی کنند. آنها می گویند خیلی خوش شانس هستند که می توانند 2 یا 3 بار در ماه رابطه زناشویی داشته باشند. اینکار را معمولاً وقتی بچه خوابیده است انجام می دهند اما بیشتر وقت ها وقتی یکی از آنها می خواهد دیگری میل ندارد.</P>
<P>تغییرات فاحشی که نقش مردان و زنان در دهه های اخیر داشته است انتظارات ازدواج و به دنبال آن احساسات مربوط به رابطه زناشویی را تغییر داده است.</P>
<P>وقتی به نسل پدرانتان نگاه کنید می بینید که برای آنها اینقدر سخت نبود. اما در روابط امروز بااینکه آزادی بیشتری وجود دارد اما همه چیز مشکل تر شده چون دو طرف همیشه برای هم تعیین وظیفه می کنند. کی زباله ها را بیرون می برد؟ کی با گریه بچه بیدار شود؟ و امثال آن. درواقع به خاطر همین آزادی بیشتر است که تضاد و ناسازگاری به وجود می آید.</P>
<P>کارشناسان عقیده دارند که علاوه بر استرس و خستگی، عصبانیت و خشم هم می تواند موجب از بین رفتن رابطه زناشویی بین دو طرف شود. از عوامل دیگر در ازدواج های فاقد رابطه زناشویی می تواند برآورده کردن امیال جنسی با پرنوگرافی (سایت های اینترنتی) یا رابطه زناشویی با افرادی غیر از همسر باشد.</P>
<P>به طور کل، مشکلات یک زوج بیشتر مربوط به تمایلات جنسی است تا انجام رابطه جنسی. میل هیچ زوجی برای رابطه زناشویی هیچوقت همزمان و کامل نیست. رمز کار این است که دو طرف بتوانند این موضوع را بین خود حل کنند.</P>
<P>خیلی وقت ها طرفی که میل کمتری به رابطه زناشویی دارد احساس می کند که در هر بار رابطه زناشویی مورد سوءاستفاده قرار گرفته است و طرفی که میل بالاتری دارند همیشه از رابطه زناشویی محروم است و همین مسئله دعواها و جدال های بین آنها درمورد رابطه زناشویی را بیشتر و بیشتر می کند. و اینجاست که رابطه زناشویی بین آنها کم کم از بین می رود و وقتی دیگر رابطه زناشویی در کار نباشد، محبت و عاطفه معمولی بین آنها هم از بین می رود: آن گرفتن دست ها، خندیدن به لطیفه های یکدیگر، نشستن کنار هم روی یک نیمکت و ... وقتی روابط تا این حد خشک می شوند، بی وفایی و سرانجام طلاق پدید می آید.</P>
<P>تقریباً نیمی از جمعیت باید برای برانگیختن میل جنسی در خود تلاش کند. زوج هایی که میل جنسی پایینی دارند باید تصمیم بگیرند که این میل را بیشتر کنند. اگر صبر کنید و منتظر بمانید که رابطه زناشویی خودش پیش بیاید و همه موقعیت ها برای آن مناسب باشد، یعنی بچه تان خوابیده باشد، تلفن زنگ نزند، و ... رابطه زناشویی هیچوقت پیش نخواهد آمد.</P>
<P>زوج ها باید به همان اندازه که برای کارشان یا تربیت بچه هایشان وقت و انرژی می گذارند برای زندگی جنسی خود هم وقت بگذارند. یکی از بهترین راه ها برای داشتن یک زندگی جنسی خوب با همسرتان این است که واکنش خوبی به پیشقدم شدن همسرتان بدهید.</P>
<P>باشگاه دانشجویان پیام نور</P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-4613.html</comments>
<pubDate>Thu, 29 Jul 2010 10:34:11 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>تاثير بارداري بر رابطه زناشويي</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-4612.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-4612.html</link>
<description><![CDATA[<P>بارداري با تغييرهاي جسمي و رواني متعددي همراه است؛ از جمله اينکه تمايل‌‌هاي جنسي زن و مرد در طي اين دوره تغيير مي‌کند.....<BR>همسر يک خانم باردار به دليل نگراني از مضر بودن رابطه زناشويي براي همسرش و جنين و همچنين به دليل بزرگ شدن شکم همسرش ممکن است نسبت به برقراري رابطه زناشويي، تمايل کمتري داشته باشد. در مقابل، ممکن است در يک خانم باردار به دليل افزايش هورمون‌هاي جنسي و افزايش جريان خون لگني، تمايل به برقراري رابطه جنسي بيشتر شود و يا برعکس، به دليل تهوع، استفراغ، تغيير شکل بدن، دردناک شدن سينه‌ها، بي‌حوصلگي و نگراني، اين تمايل کمتر شود.</P>
<P>به‌طور کلي، مقاربت در بارداري طبيعي و بدون خطر، از نظر طبي، ممنوعيتي ندارد و از موقع تشخيص بارداري تا پايان آن، زوجين مي‌توانند روابط زناشويي متعارف خود را داشته باشند. بديهي است که در تمام اين دوران بايد به راحت بودن زن باردار و خواست وي توجه شود. در مواردي که اين عمل به دليل طبي ممنوعيت دارد، حتما رابطه عاطفي، حمايتي و نوازشي از زن باردار بايد ادامه پيدا کند زيرا نياز عاطفي در اين دوران شديدا افزايش مي‌يابد.<BR>در سه ماهه اول بارداري</P>
<P>اگر خانمي حين رابطه زناشويي دچار درد شديد يا خون‌ريزي شود، بايد رابطه قطع شود.</P>
<P>اگر خانمي سابقه سقط دارد يا در معرض سقط است، از نظر تئوريک بهتر است نزديکي کم شود ولي در مطالعه‌هاي علمي، تاثيري بر کم کردن ميزان سقط ديده نشده است.</P>
<P>اگر هر يک از زوجين عفونت فعال تناسلي يا تب‌خال تناسلي داشته باشند، برقراري رابطه زناشويي (به‌ويژه، بدون کاندوم) تا بهبود کامل ممنوع است.</P>
<P>موقعيت قرار گرفتن زن باردار در 3 ماهه اول بارداري مانند قبل از بارداري است و مي‌تواند به هر نحوي که احساس راحتي بيشتري مي‌کند قرار گيرد چون جنين هنوز در لگن قرار دارد و وارد شکم نشده است.</P>
<P>بهتر است از شست‌وشوي واژن و پرينه با صابون‌هاي عطري و ژل‌هاي خوشبوکننده و ضدعفوني‌کننده اجتناب شود. تنها قبل و بعد از مقاربت، تخليه مثانه و شست‌‌وشو با آب ولرم متمايل به سرد کافي است.</P>
<P>اگر خانمي به دنبال مقاربت در 3 ماهه اول بارداري دچار سقط شد، نبايد خودش يا همسرش را سرزنش کند چون معمولا مرگ جنين قبل از برقراري رابطه زناشويي صورت گرفته است. جنين در حال رشد به وسيله مايع آمنيوتيک موجود در رحم حفاظت مي‌شود و بنابراين اين عمل نمي‌تواند جنين را تحت تاثير قرار دهد.</P>
<P>بعضي معتقدند ارگاسم در زنان سبب سقط جنين مي‌شود اما در مطالعه‌هاي باليني اين نظر که مايع مني حاوي پروستاگلاندين است و ارگاسم در زن، پروستاگلاندين آزاد مي‌کند و همين امر ممکن است باعث سقط شود، ثابت نشده است.<BR>در سه ماهه دوم بارداري</P>
<P>در 3 ماهه دوم بارداري چون رحم و جنين داخل آن وارد محوطه شکم مي‌شوند، زن باردار در حالت خوابيده به پشت احساس ناراحتي ‌مي‌کند و بايد از قرار گرفتن در اين حالت پرهيز کند.</P>
<P>در زناني که خون‌ريزي رحمي دارند، پارگي کيسه‌ آب پيدا کرده‌اند و عفونت فعال تناسلي در خود يا همسر دارند، مقاربت در بارداري ممنوع است.</P>
<P>در مورد زناني که سابقه زايمان زودرس دارند يا در بارداري اخير در معرض زايمان زودرس هستند (مثل کساني که نارسايي دهانه رحم، ناهنجاري رحم، ميوم رحم، بارداري چندقلويي، زياد بودن حجم مايع آمنيوتيک و بيماري قلبي‌پيشرفته دارند)از لحاظ تئوريک، توصيه به کم شدن رابطه زناشويي مي‌شود.</P>
<P>شما ممکن است حرکات جنين را در حين مقاربت احساس کنيد ولي اين حرکات در مواقع ديگر نيز وجود دارند. نگران نباشيد! حرکات او نشان دهنده ناراحتي و خطر براي او نيست.<BR>در سه‌ماهه سوم بارداري</P>
<P>معمولا با پيشرفت حاملگي وضعيت عادي رابطه زناشويي براي زوجين سخت‌تر مي‌شود. علاوه بر اين، با بزرگ شدن رحم و جنين، خوابيدن مادر به پشت براي جنين خطرناک‌تر مي‌شود. نکته مهم ديگر در اين دوران آن است که حتماً بايد برقراري رابطه زناشويي با ملايمت انجام شود و همچنين نوک سينه مادر تحريک نشود چرا که تحريک آن مي‌تواند باعث ترشح نوعي هورمون شود که مي‌تواند باعث انقباضات زايماني شود.<BR>... و اما بعد از زايمان</P>
<P>بعد از زايمان، چه به‌صورت طبيعي چه به‌صورت سزارين، بدن نياز به زماني براي التيام و بازسازي دارد. بنابراين به عقيده اکثر متخصصان بهتر است 4 تا 6 هفته بعد از زايمان اقدام به مقاربت کنيد. در اين مدت، گردن رحم جمع شده و به اندازه طبيعي خود مي‌رسد. ضمن اينکه هر گونه زخم وشکاف ناشي از جراحي براي زايمان التيام مي‌يابد. اگر به دليل زخم شديد يا هر وضعيت ديگري زمان بيشتري لازم است، بهتر است روابط خود را به گونه‌اي ديگر حفظ کنيد؛ مانند خوابيدن در کنار هم يا داشتن گفتگوي صميمانه و... زماني که آمادگي لازم را براي مقاربت به دست آورديد، بهتر است به آرامي و با استفاده از وسايل ضدبارداري مطمئن اقدام کنيد.<BR></P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-4612.html</comments>
<pubDate>Thu, 29 Jul 2010 10:31:15 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>احساس میکنم همسرم مرا فریب میدهد </title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-2796.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-2796.html</link>
<description><![CDATA[<P>می دانم <BR>چرا ... به نظر زنان دیگر، او جذاب است.</P>
<P>او قد بلند و خوش هیکل است، موهای مشکی و چشمانی سبز رنگ دارد. اول اینکه، آنها حتی در حضور من با او خوش و بش می کنند، مرا کلافه ساخته است. ماه گذشته، در یک مهمانی، یکی از مهمانها یواشکی به من گفت: همسر شما جذاب ترین مردی است که تا به حال دیده ام. این موارد باعث آزار من می شوند، و تنها جوابی که می توانم بدهم اینه که، بسه دیگه. عکس العمل بهزاد هم تبسم است و در پاسخ می گوید: خیلی ممنون. اگر چه او انکار می کند، اما از این همه جلب توجه لذت می برد.</P>
<P>او مثل آهنربا است، اوایل ازدواجمان خیلی جدی نمی گرفتم، اما حالا با 35 سال سن، زیباتر از 25 سالگی اش شده است، تو کارش هم که موفق است.</P>
<P>متاسفانه، پیامد آن حسادت و بدگمانی من نسبت به وی است و زندگی زناشویی ما دچار مشکل گردیده. او اصرار دارد که تا حالا به من خیانت نکرده و با کسی رابطه عشقی نداشته است، اما پدرم، زمانی که من در دبیرستان درس می خواندم، مادرم را ترک کرد و پیش زنی دیگر رفت. و باعث شده اند که بگویم همه مردان ذاتا بی وفا و خیانتکار هستند. وقتی افراد غریبه خوشگل این قدر خودشان را به بهزاد نزدیک می کنند، چگونه باور کنم که او گمراه نشده است.</P>
<P>من در منطقه ای نسبتا کلاس بالا بزرگ شده ام، محل زندگیمان خیلی از آنجا دور نیست. پدر و مادرم با هم جنگ نداشتند، اما نسبت به یکدیگر مهربان هم نبودند. مادرم خوب بود، اما پدرم با من و خواهرم بسیار سرد بود . وقتی 14 ساله بودم،پدرم به بهانه مامورین مدت زیادی را از ما دور بود. مادرم که خیره مانده بود و به او مشکوک شده بود، وکیلی گرفت. وکیل کشف کرد که پدرم با زن دیگری زندگی می کند. وقتی مادرم خبر را به من داد، داشتم از هوش می رفتم. من که با کار پدرم خراب شده بودم، تا چند سال اصلا با او حرف نمی زدم. بعد از 20 سال هنوز او را نبخشیده ام، و رابطه ام با او سرد است.</P>
<P>ادامه صحبت های اکرم:<BR>22 ساله بودم که با بهزاد توی مغازه شیرینی فروشی آشنا شدم، من به خاطر شهریه دانشگاه در آن مغازه کار می کردم. در آن زمان همسرم کارهای ساختمانی انجام می داد و 21 ساله بود، هر روز به مغازه ما می آمد. شبی در یک سفره خانه سنتی با هم قرار گذاشتیم. ساعت ها با هم حرف زدیم، گفتگوهای ما به سهولت انجام می شد و وجوه مشترکی داشتیم، هر دو توی یک منطقه بزرگ شده بودیم، از چیزهای مشترکی لذت می بردیم. قبل از ترک آن جا بهزاد شماره تلفنش را روی یک دستمال کاغذی نوشت و به من داد و مرا برای شام دعوت کرد، از من خواست در صورت تمایل به او زنگ بزنم. روز بعد به او زنگ زدم و دعوتش را پذیرفتم. بعد از چند هفته مایل بودم با او ازدواج کنم. وی مهربان، سخت کوش و فردی حمایتی بود- همه صفاتی که در همسر ایده آلم جستجو می کردم.</P>
<P>سالهای اول ازدواج ما بدون کشمکش بود. شغلم را به عنوان پرستار دوست داشتم . زمانی که بهزاد 30 ساله بود از کارهای ساختمانی خسته شده بود، و کارش را در یک شرکت خاکبرداری شروع کرد. به نظر می آمد که استعداد باغبانی و طراحی فضای شهری دارد، به همراه مهارت و قدرت ساخت پاسیو، استخر و دیوارهای محافظ. با تشویق من کار طراحی خانه های تجملی را شروع کرد. هر سال هم موفق تر از سال قبل می شد.</P>
<P>وقتی فرزند اولم را حامله شدم، حس کردم که همسرم حتی بیشتر از قبل نظر دیگران را نسبت به خود جلب می کند. هر کجا می رفتیم، زنان دیگر با نگاهشان تیر به قلب من می زدند و من در سکوت خود متلاطم می شدم. احساس خیلی بدی داشتم، من آن همه وزن اضافه را حمل می کردم، بد قیافه و حسود شده بودم، وقتی در آن لحظات به خانه برمی گشتیم چند لحظه فقط به بهزاد خیره می شدم و هیچ حرفی نمی زدم. خیلی بد، این شرایط خیلی تکرار شده است.</P>
<P>مدام با هم بگومگو داشته ایم. مدت زیادی است که اصلا با هم بیرون نرفته ایم، به ندرت با هم روابط زناشویی داریم. از آنجا که مراقبت از پسرانم، انجام کارهای منزل، سفارش دادن برای شرکت بهزاد بر عهده من است، علاوه بر همه اینها به عنوان پرستار در بیمارستان کار می کنم، بیشتر مواقع خسته و عصبانی هستم. گاهی اوقات، بدگمانی من باعث رفتارهای عصبانی کننده گردیده است. وقتی فرزند دومم را شش ماهه باردار بودم، ،آنقدر خسته و ملول بودم که نتوانستم در جشن عروسی دوستان خانوادگی بهزاد شرکت کنم، لذا بهزاد خواهرش را با خود برد. از جو مهمانی که بهزاد رفته بود و برخوردهای راحت صاحبان آن مجلس خوشم نمی آمد و میترسیدم او را از دست بدهم . وقتی او دیر کرد سوار ماشین شدم و با عصبانیت به محل مهمانی رفتم دم در بهزاد و خواهرش را دیدم که با چند خانم خوش و بش میکردند ، وقتی او آنها هم مرا دیدند از چهره بر افروخته من عصبانیت می بارید . من خیلی حس حقارت میکردم. خیلی بد بود . در مقابل خواهر شوهرم نیز حس میکردم تحقیر شده بودم. بهزاد عذرخواهی کرد، اما از رفتار من هم کفری شده بود.<BR>اخیرا نسبت به بهزاد بدگمان شده ام، یک روز صبح او ساعت 7 برای رفتن به باشگاه خانه را ترک می کرد، در حالیکه باشگاه زودتر از 30/7 باز نمی شود. وقتی به موبایل او زنگ زدم، گوشی او روی پیام گیر رفت. این کار چندین بار تکرار شد، تا بالاخره با او رودررو شدم. وی گفت: قبل از باز شدن باشگاه در پارک جلوی آن روزنامه می خوانم، موبایل خود را روی پیغام گیر می گذارم، چرا که هیچ آدم عاقلی در آن ساعت به من زنگ نمی زند.<BR>بعد از آن واقعه، من و بهزاد از هم دوری می کردیم. تنش بین ما غیر قابل تحمل است. همیشه برای کارهای یکدیگر دعوا و منازعه داریم. او حتی تلفن های کاری خود را موقع شام انجام می دهد. من بیچاره هم مجبورم نظافت و کارهای بچه ها را به تنهایی انجام بدهم. در ضمن، او از دست من ناراحت است که در بیمارستان شیفت اضافه بر می دارم. چرا که می گوید در آمد او خوب است و نیازی به کار کردن من نیست. اما من کارم رو دوست دارم. وقتی هم رئیس بیمارستان پیشنهاد شیفت اضافه می داد، سریع پاسخ مثبت می دادم.<BR>هفته پیش، خانم فروشنده ای با بهزاد خوش و بش می کرد، که این قضیه باعث رنجش من شد، وقتی به همسرم گفتم، گفت آن خانم داشته به من خوراکی ها را می داده است و این مشکل توست.<BR>منبع : www.senatorha.com</P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-2796.html</comments>
<pubDate>Fri, 02 Jul 2010 01:26:26 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>آموزش جنسی، چگونه؟ </title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-2624.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-2624.html</link>
<description><![CDATA[غریزه جنسی از غرایز اصلی انسان و از مهم ترین جنبه های شخصیت است که بر دیگر جنبه های شاکله وجودی و خصوصیات شخصیتی انسان تاثیر می گذارد. ارضا تنظیم و تعدیل غریزه جنسی ضروری است و غفلت از این جنبه فرایند تربیت را ناکارا و ابتر می سازد. تربیت جنسی جنبه ای
<P>غیر قابل انکار در تربیت بر می شمارد و ارائه آموزش ها و اطلاعات ضروری در رابطه با مسائل جنسی در ذیل پیشنهادات واقع گرایانه و نیز بهره جویی از توصیه های دینی در ایجاد تعدیل این غریزه ضرورتی غیر قابل انکار است. عنایت ویژه به تربیت جنسی در عصر حاضر ضرورت مضاعف بوده و فوریت پیدا می کند زیرا که گسترش شبکه های اطلاع رسانی و وسایل ارتباطی را تهدیدی است که به تشدید و تحریک شهوت منجر می گردد. </P>
<P>دکتر بهشتی در بخش معنا و مفهوم تربیت جنسی بیان می نماید نباید تربیت جنسی را تنها به انتقال اطلاعات، آموزش مسائل جنسی، ایجاد زمینه رشد غریزه جنسی یا آشنایی با روش های ارتباط جنسی و بیان عوامل ضعف های جنسی منحصر نمود. او در ادامه با اتکا به نظریات اساتید رشته علوم تربیتی و علمای دین از قبیل مرحوم کاشانی تر بیت جنسی را از نظر ایشان این گونه تعریف می نماید که تربیت جنسی تنها در ارائه اطلاعات و آموزش های جنسی و یا پرورش و تحریک مضاعف این غریزه محدود نمی شود بلکه مقصود از این تربیت ایجاد موقعیت هایی است که متربی را با ارضاء مشروع غریزه و رفتار معتدل و هماهنگ با قاموس خلقت آشنا سازد و بهداشت روانی و جسمانی وی را امنیت بخشد. او را از انحراف و خطا در مسایل جنسی مصون دارد و در عین کام یابی دنیوی، عافیت و عاقبت به خیری متربی را دنبال نماید.</P>
<P>بهشتی در این بخش به نقل قولی تامل برانگیز از مرحوم کاشانی می پردازد که عبارت است از: «شهوت و تمایل جنسی برای ایفای لذت جنسی و بقای نسل در انسان به ودیعت نهاده شده اما بدون تردید این تمایل نیرومند و سرکش نیاز به هدایت و تعدیل دارد و در صورتی که مهار نگردد و به افراط کشیده شود یا مغفول ماند و به تفریط گراید و به اعتدال نباشد قطعا دین و دنیای انسان را تباه می سازد.» </P>
<P>تمایل سرکش جنسی نیاز به هدایت و تعدیل دارد و در صورتی که مهار نگردد و به افراط کشیده شود یا مغفول ماند و به تفریط گراید و به اعتدال نباشد قطعا دین و دنیای انسان را تباه می سازد.</P>
<P>پیامدهای خطرناک افراط و تفریط در ارضاء این غریزه</P>
<P>نکته قابل تامل در نظرات مرحوم کاشانی نوع نگاه ایشان به شهوت و تمایلات جنسی است. ایشان در عین تاکید بر تعدیل ارضاء غریزه و توصیه به تنظیم روابط، کارکرد شهوت را برای دو منظور ایفای لذت و بقای نسل مد نظر می گیرد. که این خود نشان گر تجویز نگاه لذت جویانه ایشان (درجایگاه یک فقیه) به روابط زن و مرد است منوط به این که در حیطه ضوابط و شرایط شرع ایجاد گردد. و این دیدگاه بیان گر این است که خلاف تصور مردم از فقه کام جویی در روابط مشروع زن مرد نه تنها حرمت ندارد که از جایگاه بی بدیل و منحصر به فردی نیز برخوردار است.</P>
<P>بهشتی در بخش تفاوت تربیت جنسی و اخلاق جنسی این گونه نظر می دهد که اگر چه این دو مقوله هر دو به مسایل جنسی می پردازند اما اخلاق جنسی به صدور حکم در رابطه با ارزش رفتارها، صفات و خصلت های جنسی می پردازد از این رو تنها مواردی را به بحث می گذارد که قابلیت نگرش ارزشی یا غیر ارزشی داشته باشند و در مقابل تربیت جنسی در رابطه با کلیه رفتارها صفات و خصلت های مرتبط با این غریزه بحث می کند و ما را با روش های اجرایی و کاربردی کنترل، اعتدال و ارضاء مشروع غریزه جنسی آشنا می سازد.</P>
<P>اصل ایجاد اعتدال در ارضای غریزه بر پرهیز از افراط تاکید می کند . کاشانی می گوید تفریط در این مقوله نیز خروج از اعتدال و عدل و انحراف از تقید به سیره نبوی است و علاوه بر این آنان که از رابطه زناشویی گریز دارند در برقراری ارتباط اجتماعی ناتوانند و تهذیب باطن نیز بدون ازدواج ابتر می ماند. (نقل به مضمون) </P>
<P>بهشتی روابط مشروع زن و مرد (رابطه زناشویی) را کانون مهر توصیف می نماید و متذکر می شود که اگر زن و مرد عشق و عاطفه خود را برای کانون خانواده ذخیره و مصرف نمایند به مرتبه ای از آسایش و آرامش نایل می گردند . </P>
<P>آموزش مسایل جنسی</P>
<P>در آموزش های جنسی باید اصل ابتلا رعایت گردد به این معنا که تنها به آموزش مسایلی باید پرداخته شود که فرد مبتلای به آن مسایل است و مسایل مربوط به هر مرحله ای همگام با رشد فرد و ورود به آن مرحله بیان می شود<BR>.«تربیت جنسی به ما شیوه انتخاب همسر، همسرداری و چگونه زندگی کردن در خانه و خانواده را می آموزد.»</P>
<P>پاره ای از ضرورت های آموزش های جنسی مرحوم کاشانی</P>
<P>تاکید بر پوشش بدن به ویژه پوشش اندام های جنسی</P>
<P>دریافت اجازه برای ورود به حریم خصوصی دیگران</P>
<P>تفکیک محیط خواب کودکان از یک دیگر: بهشتی تاکید می کند یکی از روش های پیش گیری از انحرافات جنسی کنترل روابط و ارتباطات است که از جمله این کنترل ها تفکیک محیط خواب کودکان به ویژه کودکان غیرهم جنس از 6 سالگی است. </P>
<P>تاکید بر پرورش روحیه عفت و رعایت اصل عفاف</P>
<P>این مولفه در نگاه بهشتی از چنان تاکید و حساسیتی برخوردار است که وی با تکیه بر تعالیم دینی بیان می کند به دختران سوره مبارکه نور را بیاموزید و از آموزش سوره مبارکه یوسف خودداری نمایید. «پیام سوره نور حیا و عفاف است و به این جهت فرمان رسیده که این سوره را به دختران بیاموزید تا بنیان های عفاف و حیا در آنان مستحکم گردد. اما در سوره یوسف سخن از عشق زن به مرد رفتهاست.<BR>آموزش جنسی</P>
<P>ارائه اطلاعات ضروری در رابطه با بلوغ و آشنایی نوجوان با تکالیف شرعی اعم از فردی و اجتماعی</P>
<P>رعایت حریم خصوصی و داشتن روابط رضایت بخش زناشویی</P>
<P>او پرده دری در رابطه با مسایل و روابط جنسی را موجب ناهنجاری های روانی و پیامدهای منفی می داند و تاکید می کند که والدین نباید گمان برند که کودک از درک این مسایل عاجز است یا عنایتی به این جنبه ها نمی کند. اگر در مکانی کودکی حضور دارد نباید مردی با همسر خود رابطه برقرار کند زیرا نهایتِ این عمل بی عفتی و زناکاری است. (به نقل از کاشانی ) </P>
<P>«هر چند نظر غالب فقیهان استحباب ازدواج است اما با توجه به آیات و روایات فراوان در این زمینه و نیز با توجه به لسان آن ها و نحوه برخورد ائمه با این مساله احتمال وجوب آن بعید نیست.» (به نقل ازکاشانی ) ارضاء و تامین غریزه جنسی تا بدان میزان اهمیت دارد که اگر پیوند زناشویی انجام گرفت اما پس از آن زن یا شوهر با عیوب و نواقصی برخورد کردند که ناتوانی جنسی را به دنبال داشت بی تردید این عیوب موجب فسخ عقد نکاح است.»</P>
<P>بهشتی رابطه زناشویی موقت را نیز از دیگر روش های مشروع معرفی می کند </P>
<P>کاشانی در بخش دیگری از نظرات خود بحث تعدد زوجات را مطمح نظر قرار می دهد و بیان می دارد تعدد زوجات با قیود و حدود ویژه و در شرایط و موقعیت های خاصی پذیرفته شده است که ایشان از جمله این شرایط را پرداخت نفقه و اقامه عدالت و ایفای عادلانه حقوق گوناگون همسر معرفی می کند.</P>
<P>روش های کنترل غریزه جنسی</P>
<P>در نظر کاشانی عفت توان باطنی و درونی است که از طغیان شهوت جلوگیری می کند. اصل این توان در زن و مرد نهاده شده اما باید با ممارست پرورش یابد و پرورش این جنبه میسر نمی شود مگر با تکیه بر کنترل مصرف غذاهای شهوت زا، کاهش کمیت غذا و پرهیز از روابط و فضاهای برانگیزاننده شهوت از قبیل خلوت با نامحرم و نگاه حرام.</P>
<P>چگونه باید انگیزش دینی را تقویت نمود :دو روش برای تحقق این شرایط وجود دارد که عبارتند از: معرفت و بصیرت و دیگری تهذیب نفس و مقاومت در پیشگاه گناه.</P>
<P></P>
<P>سخنان دکتر بهشتی "استاد دانشگاه" در مقاله تربیت جنسی ار منظر فیض کاشانی<BR>تبیان</P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-2624.html</comments>
<pubDate>Tue, 29 Jun 2010 01:52:31 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>چرا خانم های زیبا با مردهای بدقیافه ازدواج می کنند؟</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-2458.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-2458.html</link>
<description><![CDATA[<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center"><IMG height=192 alt="" src="http://www.mardoman.net/files/articles/27854383.jpg" width=460 border=0></P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify">&nbsp;</P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: medium">از آنجا که خانم ها دنبال مردی برای زندگی هستند ممکن است کسی را انتخاب کنند که از نظر ظاهری پایینتر&nbsp; از آنها باشد. تحقیقات جدید نشان می دهد که ازدواج هایی که در آن زن از نظر ظاهری بهتر از مرد است، بسیار پردوام تر و مثبت تر است.</SPAN></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: medium"> </SPAN></P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify">&nbsp;</P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: medium">تصور محققان از دلیل آن این است که مردها اهمیت زیادی به زیبایی می دهند درحالیکه خانم ها بیشتر می خواهند همسری داشته باشند که به خوبی از آنها حمایت کند.</SPAN></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: medium"> </SPAN></P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify">&nbsp;</P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: medium">محققان قبول دارند که مسئله زیبایی بسیار شخصی و نسبی است اما تحقیقات نشان می دهد که استانداردهای عمومی برای زیبایی وجود دارد مثل چشمان درشت، داشتن صورت متقارن، و بیبی فیس بودن و یک نسبت خاص برای دورسینه و دور لگن.</SPAN></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: medium"> </SPAN></P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify">&nbsp;</P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: medium">تحقیقات گذشته نشان داده است که افراد با ظاهر بسیار زیبا به سمت هم جذب می شوند و وقتی با هم رابطه برقرار می کنند، رابطه شان بسیار عالی خواهد شد. اما این تحقیقات عموماً مبنی بر زوج های جوان است و نشان می دهد که زیبایی مطلق در مراحل اولیه رابطه اهمیت دارد. اما نقش جذابیت ظاهری در ارتباطات رسمی تر و باقاعده تر مثل ازدواج تقریباً یک راز است.</SPAN></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: medium"> </SPAN></P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify">&nbsp;</P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: medium">یک تحقیق جدید نشان می دهد که ظاهر بعد از آن جذب شدن اولیه هم همچنان دارای اهمیت است اما به طریقی متفاوت.</SPAN></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: medium"> </SPAN></P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify">&nbsp;</P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="FONT-WEIGHT: bold; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: medium">زوج های ...</SPAN></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: medium"> </SPAN></P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: medium">این تیم تحقیقاتی 82 زوج که طی شش ماه قبل ازدواج کرده بودند و حدود 3 سال قبل از ازدواج با هم رابطه داشتند را ارزیابی کرد. شرکت کننده های تحقیق بین 20 تا 25 سال سن داشتند.</SPAN></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: medium"> </SPAN></P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify">&nbsp;</P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: medium">محققان گفتگوی هر زوج درمورد یک مشکل شخصی را به مدت 10 دقیقه فیلمبرداری کردند. فیلم ها بعداً از این جهت ارزیابی شد که آیا زوج ها درمورد مشکلشان یکدیگر را حمایت می کردند و پشت هم را داشتند یا نه. این مشکلات مسائلی از قبیل تصمیم به داشتن تغذیه سالمتر، شروع یک کار جدید و ورزش بیشتر را شامل می شد.</SPAN></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: medium"> </SPAN></P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify">&nbsp;</P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: medium">یک شوهر منفی احتمالاً در چنین موقعیتی می گوید، "این مشکل توست و خودت باید حلش کنی". اما یک شوهر مثبت خواهد گفت، "من با توام، کاری از دستم برمیاد برات انجام بدم؟"</SPAN></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: medium"> </SPAN></P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: medium">یک گروه از محققان جذابیت های ظاهری هر زوج را بین 1 تا 10 کدگذاری کردند که عدد 10 بهترین و کامل ترین ظاهر را نشان می داد. تقریباً در یک سوم زوج ها، زیبایی زن ها بیشتر بوده، در یک سوم جذابیت مرد بیشتر بوده و سایر زو ج ها ظاهری تقریباً هم ردیف داشتند.</SPAN></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: medium"> </SPAN></P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify">&nbsp;</P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: medium">به طور کل، در مواردی که زن ظاهر بهتری نسبت به مرد داشت، زن و مرد مثبت تر رفتار می کردند.</SPAN></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: medium"> </SPAN></P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: medium">نتیجه این تحقیق بسیار منطقی به نظر می رسد. مردها حساسیت زیادی به زیبایی خانم ها دارند. زن ها بیشتر به قد و درآمد مردها اهمیت می دهند. </SPAN></SPAN></P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify">&nbsp;</P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: medium">در زوج هایی که مرد ظاهر بهتری نسبت به زن داشت، هر دو طرف چندان حمایت کننده نبودند. یکی از محققان این تحقیق می گوید که زن ها معمولاً درجه حمایتی که از طرف مرد دریافت می کنند را به خود او منعکس می کنند. مردی که ظاهر پایینتری نسبت به زن خود دارد، چیزی بیشتر از آنچه که انتظارش را داشته در اختیار دارد به همین خاطر همه تلاشش را می کند تا آن رابطه را پابرجا نگه دارد.</SPAN></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: medium"> </SPAN></P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify">&nbsp;</P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: medium">مردهایی که ظاهر بهتری نسبت به همسران خود دارد، طبیعتاً به زن هایی زیباتر از همسر کنونیشان دسترسی دارند و ایده مرغ همسایه غازه ممکن است باعث کمتر کردن تعهد آنها نسبت به ازدواجشان شود.</SPAN></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: medium"> </SPAN></P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify">&nbsp;</P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: medium">محققان عقیده دارند که جذابیت ظاهری شوهرها برای خانم ها اهمیت چندانی ندارد، درعوض زن ها به دنبال مردهایی هستند که بتوانند به خوبی از آنها حمایت کنند.</SPAN></SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: medium"> </SPAN></P>
<P class=" " dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="FONT-SIZE: medium">پس به نظر می رسد که آن ازدواج ناجور و نابرابر ازدواج عالی باشد. </SPAN></SPAN></P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-2458.html</comments>
<pubDate>Sun, 27 Jun 2010 05:33:16 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>نكاتي مهم درباره كوتاه آمدن در بحثهاي زناشويي!</title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-1957.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-1957.html</link>
<description><![CDATA[تا به حال چندبار اين عبارت را شنيده ايد؟ اين جمله معمولا در پايان يک بحث مي آيد وقتي که يک شخص، عصباني و نااميد از اينکه نتوانسته نظرش را تحميل کند اين جمله را مي گويد: موافقي که بحث را تمام کنيم؟<BR><BR>اين جمله به اين معني نيست که ما فقط از بحث هاي مهم دست برداريم و سپس خشم، ناراحتي، و نااميدي حاصل از آن را با خود همراه کنيم. همچنين به معني تسليم و متاسف شدن نيست يا حتي به معني اين نيست که ما مرتکب اشتباهي شده ايم.<BR><BR>بلکه به اين معني است که ما به اين نتيجه رسيده ايم که نمي توانيم چشم در چشم همديگر بحث کنيم و بهتر است که در بعضي مسائل کوتاه بياييم. نکته جالب اين است که ما مي توانيم اين جمله را درمورد دوستان، معلم، غريبه ها و حتي رئيسمان به کار بريم اما به ندرت مي شود اين جمله را درمورد خانواده و همسرمان به کار بريم. بعضي از ما به دليل اينکه با هم ازدواج کرده ايم يا فاميل هستيم بايد نسبت به همه چيز موافقت کنيم.<BR><BR>به همين شکل، وقتي ما نمي توانيم چشم در چشم کسي نظر مخالفمان را بگوييم، به اين معني نيست که يک نفر درست و نفر ديگر اشتباه مي گويد. بحث کردن در چنين مواردي مثل اين است که از چندنفر بپرسيم زيباترين رنگ رنگين کمان کدام است؟ مسلم است که بعضي ها آبي را ترجيح مي دهند درصورتي که بقيه قرمز را مي پسندند. اين موضوع بستگي به نوع افراد دارد. همه ما نظرات مختلفي در مورد پيرامون مان داريم.<BR><BR>خاتمه داده به بحث به معني پايان بخشيدن به يک بحث يا دور شدن از بحث براي متقاعد کردن طرف مقابل نيست. بلکه با اين کار به ديگران مي گوييد که شما از احترام خاصي برخورداريد و با احترام به طرف مقابل اجازه ادامه دادن به صحبت هايش را مي دهيد.<BR><BR>حتي دونفر که همديگر را دوست دارند نسبت به موارد گوناگون نظرات مختلفي دارند و با هم اختلاف نظر دارند که حتي بعضي از اين موارد را نمي توان تغيير داد. خاتمه دادن بحث و کوتاه آمدن به اين معني است که طبيعي است که ما با هم اختلاف نظر داشته باشيم و هميشه اين اختلاف نظرهاست که پيشنهادات جديدي را در زندگي به افراد مي دهد.<BR><BR>کوتاه آمدن در بحث همچنين به معني اين است که ناراحت و عصباني شدن بي فايده است مخصوصا درمورد نظراتي که شما نمي توانيد آنها را تغيير دهيد. وقتي ما تصميم مي گيريم که کوتاه بياييم و بحث را رها کنيم، اين حقيقت را پذيرفته ايم که نگرش و ديدگاه ما متفاوت از ديگران است و به سمت جلو درحال پيشرفت هستيم. رها کردن بحث نشاندهنده اين است که ما براي سلامتي مان ارزش قائل هستيم علاوه بر اين اجازه نمي دهيم چيزهاي کوچک ذهن ما را درگير کند و با اين کار براي خودمان و طرف مقابل احترام قائل مي شويم.<BR><BR>رها کردن بعضي از بحث ها و پافشاري روي بعضي اختلاف نظرها از مهارتهاي ارتباطي مهم است. اگر ما بعضي از بحث ها را رها کنيم فقط به خاطر اينکه بهتر به نظر برسيم، آزادي بيان و اعتماد به نفسمان را از بين برده ايم و درمورد رابطه مان با طرف مقابل مردد و خشمگين مي شويم. در زندگي مسائلي وجود دارد که بايد به خاطرش مبارزه کرد و بعضي مسائل هم ارزش بحث کردن و انرژي گذاشتن ندارد. کشف کردن تفاوت اين دو باعث مي شود که ما يک شريک زندگي خوبي براي همسرمان و دوست خوبي براي اطرافيانمان باشيم.<BR><BR><BR><BR>
<P>&nbsp;</P>
<P>&nbsp;</P>
<P>&nbsp;</P>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><IMG alt="" src="http://www.irupload.ir/images/s9lpku5bkn70m6vyo.jpg"><BR></SPAN></P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-1957.html</comments>
<pubDate>Wed, 09 Jun 2010 08:52:31 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>چگونگی یک رابطه موفق بعد از یک شکست عشقی! </title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-902.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-902.html</link>
<description><![CDATA[وقتی یک رابطه خیلی مهم بر هم می خورد، چه از طریق طلاق باشد یا طرق دیگر، قبل از اینکه یک رابطه جدید را شروع کنید باید خودتان را برای موفقیت آماده کنید.روابط می تواند هم بهترین و بالاترین لذت زندگی و هم بزرگترین چالش آن باشد. اما معمولاً ترکیبی از هر دوی اینهاست.
<P><BR></P>
<P>در دنیایی که بی وقفه به سمت بازسازی و تحول پیش می رود، خیلی از افراد مشغول بازنگری روی اولویت های زندگی خود هستند.</P>
<P></P>
<P>از این گذشته، آیا ما زندگیمان را با این سوال که "موجودی بانکم چطور پیش می رود؟" ارزیابی می کنیم؟ مطمئناً خیر. مهمترین سوالی که باید پاسخ دهیم این است که "آیا کسانی هستند که دوستم داشته باشند؟" یا "کسی هست که من دوستش داشته باشم؟"</P>
<P></P>
<P>وقتی یک رابطه خیلی مهم بر هم می خورد، چه از طریق طلاق باشد یا طرق دیگر، قبل از اینکه یک رابطه جدید را شروع کنید باید خودتان را برای موفقیت آماده کنید.</P>
<P></P>
<P>در زیر 5 تصمیم مهم را عنوان می کنیم که برای ایجاد یک رابطه عاشقانه و موفق باید اتخاذ کنید و به آن پایبند باشید.</P>
<P><BR>1. "اول باید با خودم قرارملاقات داشته باشم."</P>
<P>بهترین نشانه نوع رابطه ای که با افراد خواهید داشت، نوع رابطه ای است که با خودتان برقرار می کنید. پس اولین قرار ملاقات ها را با خودتان بگذارید تا دوباره جای پایتان را روی زمین محکم کنید. همان عشق و محبتی که می خواهید به شریک زندگیتان در آینده داشته باشید اول به خودتان ارزانی کنید. برای شامتان شمعی روشن کنید، برای خودتان چند شاخه گل بخرید، و صبحها که از خواب بیدار می شوید، جلوی آینه زیبایی خود را تحسین کنید.</P>
<P></P>
<P></P>
<P>2. "خصوصیاتی که از شریک زندگی آینده خود انتظار دارم را مشخص می کنم."</P>
<P>از روابط گذشته تان که شکست خورده اند، الان دیگر خصوصیات، ویژگی ها و رفتارهایی که به دردتان نمی خورند را شناخته اید. این خصوصیات را یادداشت کنید و بعد از خودتان بپرسید که می خواهید طرف مقابلتان چه صفاتی داشته باشد. مثلاً به جای صفات خود محور یا بی وفا، می توانید صفات بامحبت و وفادار را بنویسید. روی نقاط و صفات مثبت متمرکز شوید و از آنها بعنوان معیاری برای انتخاب استفاده کنید.</P>
<P></P>
<P></P>
<P>3. "رابطه قبلیم را کاملاً از آینده ام بیرون می کنم."</P>
<P>اگر می بینید که مداوم درحال حرف زدن از رابطه قبلیتان هستید یا سعی دارید که مدام فرد کنونی را با قبلی مقایسه کنید، دست نگه دارید و ببینید آیا واقعاً برای آشنا شدن با یک فرد جدید آمادگی دارید یا نه. صحبت درمورد تجارب قبلی بعنوان مطلع کردن طرف مقابل اشکالی ندارد اما صحبت کردن مداوم و گله و شکایت فقط طرفتان را دورتر می کند. اگر طلاق گرفته اید، چرا اجازه می دهید که آن فرد قبلی هنوز هم این همه زمان و توجه شما را در زندگیتان از آنِ خود کند؟ چنین احساساتی را می توانید با دوستان دیگر یا یک روانشناس درمیان بگذارید.</P>
<P></P>
<P>4. "با کسی رابطه برقرار می کنم که از نظر احساسی سالم باشد."</P>
<P>با خودتان قرار بگذارید که با کسی که وارد رابطه می شوید حتماً فردی مسئولیت پذیر، خودکفا، و از نظر احساسی کاملاً سلامت باشد. ببینید روابط او با خانواده اش چگونه است؟ به چیز خاصی اعتیاد ندارد؟ ساختن دوباره زندگی بعد از طلاق خیلی انرژی می برد پس اجازه ندهید هر مجنونی آنرا دوباره بر هم بریزد.</P>
<P></P>
<P></P>
<P>5. "به دنبال علایقم می روم."</P>
<P>آیا سرگرمی یا علاقه خاصی دارید؟ دیگر آنها را کنار نگذارید و درعوض هرچه زودتر خودتان را به آن مشغول کنید. کمی تفریح کنید. تازه این احتمال هم وجود دارد که در همین حین و بین با فرد جدیدی آشنا شوید که علایق و احساساتی شبیه به شما داشته باشد و بتوانید رابطه خوبی با او شروع کنید.<BR>www.rahenarafteh.com</P>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-902.html</comments>
<pubDate>Wed, 26 May 2010 07:11:27 pm</pubDate>
</item>

<item>
<title>مشکلات یک زناشویی سرد و راه حل آن </title>
<guid isPermaLink='true'>http://bia2dg.ir/post-328.html</guid>
<link>http://bia2dg.ir/post-328.html</link>
<description><![CDATA[<BR><SPAN style="COLOR: #000000">
<P><IMG height=100 alt=" مشکلات یک زناشویی سرد و راه حل آن" src="http://www.niksalehi.com/public/khabar/24197.jpg" width=150 align=right border=0>آیا با وجود مشکلات زناشویی مریم و دلسردی و نارضایتی محسن، این زندگی دوام خواهد داشت؟7 سال است که ازدواج کرده‌ایم، ولی تا کنون ارتباط زناشویی نداشته‌ایم!آیا با وجود مشکلات دردناک زناشویی مریم و دلسردی و نارضایتی محسن، این زندگی دوام خواهد داشت؟</P>
<P>زن :</P>
<P>" ما هرگز روابط زناشویی نداشته‌ایم"</P>
<P>مریم ، 33 ساله، مدیر حسابداری یک شرکت تبلیغاتی است. او می‌گوید : " همه فکر می‌کنند من زندگی ایده آلی دارم... البته از خیلی جهات همینطور هم هست. من و همسرم " محسن"، هر دو شغل‌های خوبی داریم و از کارمان لذت می‌بریم. به تازگی خانه خریده‌ایم. تعطیلات تابستان با گروه بزرگی از دوستان به مسافرت رفتیم. به هر دوی ما خیلی خوش گذشت. ولی ما یک مشکل خیلی بزرگ داریم، و آنهم این است که ما هرگز ارتباط زناشویی نداشته‌ایم و من هنوز هم یک دوشیزه هستم".</P>
<P>" دست خودم نیست، بنظر می‌رسد که بدنم اجازه نمی‌دهد که ارتباط زناشویی داشته باشم. نمی‌دانم مشکل چیست. این مشکل نمی‌تواند مشکل جسمی و فیزیکی باشد چون در معاینات پزشک زنان،دچار مشکل نمی‌شوم. مسئلۀ عدم تمایل من به همسرم یا به روابط زناشویی نیز مطرح نیست. چون به محسن متمایل می‌شوم و میل به رابطه پیدا می‌کنم ."<BR>" تا آنجاییکه به یاد دارم، هیچ پیشینه‌ای نداشته‌ام که این مشکل مرا توجیه کند. من در خانواده‌ای در سطح متوسط بدنیا آمدم و تنها یک خواهر بزرگتر از خودم داشتم. پدرم مدیر یک فروشگاه بزرگ بود و مادرم نیز یکی از فروشنده‌های همان فروشگاه بود. هرگز به هیچ کدام از آنها خیلی نزدیک نبودم. پدرم از نظر احساسی و عاطفی آدم سردی بود و مادرم بیش از حد احساساتی و گرم بود. وجود من همیشه تحت الشعاع خواهرم بود. پدر و مادرم تمام توجه و عواطف خود را روی خواهرم متمرکز می‌کردند. خواهرم از ابتدای تولد فلج بود و مدام تحت درمان بود. همۀ وقت آزاد پدر و مادرم به مشکلات خواهرم می گذشت. من عمدتا" روی پای خودم بزرگ شدم. هر وقت از این وضعیت گلایه‌ای می‌کردم، مادرم می‌گفت مثل بچه‌ها نق نزن و خدا را شکر کن که سالمی؛ تو باید درک کنی، خواهرت مشکلات زیادی دارد.</P>
<P>یک مرد خوب<BR>11 سال پیش با محسن آشنا شدم. ما هر دو در یک شرکت تبلیغاتی کار می‌کردیم. من 22 ساله بودم و محسن 25 ساله. خیلی سریع به او علاقمند شدم. او پسری زیبا و پر انرژی بود. ما علائق مشترک متعددی داشتیم - ورزش ، فیلم تماشا کردن، کوهنوردی و دوچرخه سواری. محسن یک عاشق پیشۀ واقعی بود. او یادداشتهای عاشقانۀ بی نظیری می‌نوشت و روی میز من می‌گذاشت و مرا حسابی غافلگیر و شگفت زده می‌کرد.</P>
<P><BR>زن ادامه می‌دهد:</P>
<P>4 سال بود که ازدواج کرده بودیم ولی بارها سعی کرده بودیم ارتباط زناشویی داشته باشیم ولی من نمی‌توانستم. محسن مدام زیر گوشم نجواهای آرامش‌بخش و عاشقانه می‌کرد تا به من کمک کند. اما هربار به محض آنکه محسن می‌خواست کاری فراتر از نوازش و لمس کردن انجام دهد دوباره همان حالت تکرار می‌شد."<BR>طولی نکشید که دعواها و مشاجرات ما بر سر همین موضوع آغاز شد. طبیعی بود که او از این بابت عصبی و کلافه بود. وقتی به او می‌گفتم بگذار در یک فرصت مناسب امتحان کنیم و بعد برای آنکه چشمم به چشمهای آزردۀ او نیفتد پشتم را می‌کردم و وانمود می‌کردم که خوابیده‌ام او بیش از پیش متلاطم و خشمناک می‌شد. من نمی‌خواستم او را اذیت کنم. واقعا" دوست داشتم در اختیارش باشم اما نمی‌توانستم. در همان اوایل محسن از من خواست برای معالجه نزد پزشک برویم اما من از اینکه راز خود را با هر کس دیگری در میان بگذارم خجالت می‌کشیدم حتی با پزشک زنان. من فقط امیدوار بودم و به محسن هم امیدواری می دادم که بزودی این مشکل حل خواهد شد.</P>
<P>" در ماه عسل هم من همان وضعیت را داشتم. این مساله سالها ادامه داشت .محسن مثل بمبی شده بود که هر لحظه مترصد انفجار بود."</P>
<P><BR>" فکر می‌کنم این آخرین فرصت من است و در غیر اینصورت او را از دست خواهم داد"</P>
<P>" سه سال پیش، اوضاع خیلی وخیم شده بود. هر بار که سعی می‌کردیم تجربه‌ای ناموفق به تجربیات قبلی ما اضافه می‌شد. محسن من را همخونه صدا می‌کرد و کم کم عادت کرده بود در اتاق پذیرایی بخوابد. او به بن بست رسیده بود و به من هشدار داده بود اگر در سالگرد ازدواجمان یا روز تولد من به من تمکین نکنی، از تو جدا خواهم شد. وقتی آن روزها هم آمد و گذشت محسن من را دروغگو خطاب می‌کرد و من از ته دل گریه می‌کردم تا به هق هق می‌افتادم."</P>
<P>"حالا دیگر در یک دور باطل افتاده‌ایم. هرقدر محسن تلخ تر و عصبانی تر می‌شود، بیشتر از خودم نا امید می‌شوم و وقتی مثل کلاف به هم پیچیده در هم گره می‌خوریم ناتوان تر می‌شوم. این روزها تصور آنکه او ممکن است به من خیانت بکند مشکلات مرا پیچیده تر نیز کرده است. مدام وحشت دارم که مبادا مرا فریب بدهد و سراغ کس دیگری برود. البته من او را سرزنش نمی‌کنم چون این من هستم که نمی‌توانم نیاز زناشویی او را برآورده کنم. گاهی همۀ زندگی و روزهایم به تفکر در مورد این قضیه می‌گذرد. حالا به بیماریهای متعددی مبتلا شده ام مثل میگرن شدید، حالت تهوع و دل آشوب دائمی و بی خوابی‌های غیر عادی."</P>
<P>" دیروز محسن مرا تهدید کرد که اگر پیش روانشناس نروم مرا طلاق خواهد داد. احساس کردم این آخرین فرصت است و برای همین هم الآن اینجا هستم."</P>
<P><BR>مرد : "من واقعا" صبوری کردم"</P>
<P>محسن، 36 ساله ، مدیر برجسته و خلاق یکی از شرکت‌های تبلیغاتی می گوید: " من نمی‌خواهم او را طلاق بدهم، اما دیگر تحمل ازدواج ناقص هم برایم مشکل است. 7 سال است که با صبوری تحمل کرده ام. هر بار که مریم قول می‌دهد تمکین کند به او اطمینان می‌کنم. من در اینترنت جستجو کرده ام و هر اطلاعاتی که در مورد حالتهای مریم پیدا کرده ام را دانلود کرده‌ام ؛ به این امید که او ببیند زنان دیگری که مشکل او را داشته‌اند اقدام به معالجه کرده‌اند و موفق نیز شده‌اند و اکنون زندگی عادی خود را دارند. اما او حتی حاضر نیست به این مقاله‌ها و اطلاعات نگاه کند. از ملاقات با روانشناس هم امتناع می‌کند. دیگر باید چه می‌کردم؟"</P>
<P>" گاهی احساس می‌کنم مثل یک تنۀ درخت، بی خاصیت هستم. من عاشق مریم هستم، ما با هم دوستان بسیار خوبی بودیم. تنها مورد اختلاف بین ما مسئلۀ ارتباط زناشویی است و همۀ مشکلات و دعواهای ما در مورد همین قضیه است. با وجودیکه هنوز هم او را به شدت دوست دارم ولی پذیرفته‌ام اگر او نخواهد مشکلش را حل کند باید از او جدا شوم. از سرکوب نیاز‌های طبیعی‌ام خسته شده‌ام. از اینکه مدام وانمود کنم مشکلی نیست و این موضوع اهمیت چندانی برایم ندارد خسته شده‌ام. مریم همسر من است و من حق دارم از او بخواهم به من تمکین کند."</P>
<P>" دوران بچگی من دوران آرام و معمولی بوده است. یک خواهر بزرگتر از خودم و یک برادر کوچکتر داشتم. اما ارتباط چندان نزدیک و صمیمی ای با پدر و مادرم نداشتم. پدرم رانندۀ کامیون بود. او مرد شوخ و بذله گویی بود و برای ما بیشتر شبیه یکی از دوستان معمولی بود تا یک پدر. مادرم خانه دار بود و نوع روابط ما با او بیشتر به حال و هوای او بستگی داشت. به عنوان مثال حتی یک بار به دبیرستان ما سر نزده بود چون خارج از منطقۀ محل سکونتمان رانندگی نمی‌کرد. وقتی ازدواج کردم نیز به نوعی من را به خود واگذاشت. من همیشه آرزو می‌کردم مادرم به زندگی من بیشتر اهمیت می‌داد ولی او از نظر احساسی از من دور بود."</P>
<P>" ازهمان لحظۀ اول که چشمم به مریم افتاد از او خوشم آمد. او دختری ریز نقش و زیبا باهوش و با نشاط بود و روابط عمومی خوبی داشت. علاقه ای که بین ما بوجود آمده بود پایۀ یک دوستی محکم و عاشقانه شد. اولین باری که در این مورد با او صحبت کردم و عکس العمل منطقی و با وقار او را دیدم، احساس کردم به شدت عاشقش شده ام."</P>
<P></P>
<P>مرد ادامه می دهد:</P>
<P>" عصبانیت من فقط به این خاطر نیست که هرگز رابطه زناشویی نداشته‌ایم، بیشتر از این ناراحتم که مریم هر بار زیر قولش می‌زند. او ادعا می‌کند از این که مشکل خود را نتوانسته حل کند متنفر است اما هیچ اقدامی برای رهایی از این وضعیت نمی‌کند. من مدام از نظر زناشویی و احساسی خودم را کنترل می‌کنم و از این وضعیت خسته شده ام. مدتهاست بعد از تمام شدن کارم وقتم را با دوستانم می‌گذرانم چون نمی‌خواهم با او تنها باشم و انگیزه ای برای خانه آمدن ندارم."</P>
<P>" آخرین باری که به مریم اولتیماتوم دادم ، قبول کرد که کار درمانی را آغاز کنیم. از تعجب دهانم باز مانده بود، جدا" می‌گویم تا چند دقیقه آنچه را که شنیده بودم را باور نمی‌کردم."</P>
<P><BR>مشاور می‌گوید:</P>
<P>درمان دونفره</P>
<P>مشاور می‌گوید: " حق با محسن بود، مریم نمی‌توانست به تنهایی مشکلش را حل کند. او از یک بیماری روان تنی به نام Vaginismus رنج می‌برد. برای درمان این بیماری مریم باید به یک پزشک متخصص بیماری‌های زنان مراجعه می‌کرد. اما قبل از آن، آنها نیاز داشتند که با هم به یک روانشناس مراجعه کنند تا ابتدا روابط آسیب دیدۀ میان آنها ترمیم شود."</P>
<P>تحقیقات نشان داده است که حدود %17 از زنانی که برای درمان مشکل آمیزشی خود به پزشک مراجعه می‌کنند به این بیماری مبتلا هستند. افراد مبتلا بر دو دسته‌اند: دستۀ اول افرادی هستند که از بدو تولد مبتلا بوده‌اند و دستۀ دوم کسانی هستند که مثل مریم در اثر بوجود آمدن شرایطی خاص به این بیماری مبتلا می‌شوند ؛ و رابطه زناشویی برای آنها غیر ممکن است. علل بروز این بیماری متفاوت است: محیط رشد مذهبی سخت گیرانه ( این افراد در دوران کودکی همیشه دیده اند که با روابط زناشویی به شدت مقابله می‌شود و ذهنیت مناسبی از آمیزش ندارند)؛ تجاوز یا سوء استفاده‌های زناشویی؛ اختلال در روابط زناشویی مثلا" در اثر خیانت؛ تنش‌های عصبی یا خویشتن داری از دوران بچگی. در بعضی موارد علت بیماری هیچ یک از موارد مذکور نیست و هنوز ناشناخته مانده است.</P>
<P><BR>Vaginismus در اکثریت قریب به اتفاق موارد قابل درمان است</P>
<P>" من بیماران زیادی داشته‌ام که از این بیماری رنج می‌برده‌اند اما علل بیماری همۀ آنها یا سخت گیری‌های خودشان بوده و یا ذهنیت بدی که در مورد روابط زناشویی دارند در مواردی تجاوز و سوء استفاده‌های جسمی؛ ولی مریم یک مورد استثنایی بود. خشم او نسبت به والدینی که همۀ وقت و توجه خود را معطوف خواهر بیمارش می‌کرده اند و نادیده گرفته شدن او توسط والدینش مرا متوجه این فرضیه کرد که بروز این بیماری نتیجۀ برخوردها، نابرابری‌ها و مشکلات عاطفی در خانوادۀ وی بوده است. علاوه بر آن ذهنیت او برای رابطه زناشویی تجربه ای منفی و دردناک بوده است و احتمالا" همین امر موجب تشدید این بیماری در وجود مریم شده است."</P>
<P>" بی‌اعتنایی علنی مادر به مریم احساس رها شدگی را در مریم بوجود آورده و همین امر موجب شده که او برای محافظت از خود و آسیب ندیدن در اثر تنهایی، احساسات خود را کنترل کند و با درون گرایی افراطی احساس گناه کاذب خود را مخفی کند (عکس العمل طبیعی بچۀ سالمی که خواهر یا برادری با معلولیت حاد دارد). از آنجاییکه مریم در خانه هیچ تاثیرگذاری نداشت، نمی‌توانست والدین خود را متوجه نیاز خودش کند. او می‌خواسته که پدر و مادرش مشکلات، زندگی و حضور او را جدی تر بگیرند تا احساس کند که برای خانواده مهم است و به او توجه می‌شود؛ ولی وقتی نمی‌توانسته خانواده اش را هدایت و کنترل کند پس وجود و بدن خودش را کنترل کرده است. حتی اگر مریم می‌خواسته که با محسن ارتباط زناشویی داشته باشد، مجبور بوده که جسم خود را رها کند و به بدنش اجازه دهد که لذت ببرد در حالیکه فکر کردن به روابط زناشویی برای او اضطراب آور است و همین مسئله باعث واکنش بدن می‌شود."</P>
<P>" Vaginismus در اکثریت قریب به اتفاق موارد قابل درمان است. اما طبق تجربیات من روابط آسیب دیدۀ مریم و محسن می‌توانست زمان درمان را طولانی تر کند."</P>
<P></P>
<P>مشاور ادامه می‌دهد:</P>
<P>”درمان مریم در 3 مرحله انجام شد :</P>
<P>- تمرینات جسمی برای آماده کردن بدن مریم برای روابط زناشویی</P>
<P>- جلسات معالجۀ فردی برای درمان روحی و روانی</P>
<P>- جلسات معالجۀ دونفره باحضور محسن برای ترمیم روابط فی مابین آنها"</P>
<P><BR>" درمان جسمی _ که آن را دورۀ حساسیت زدایی می‌نامند _ برای نتیجه گیری از این مرحله هیچ محدودیت زمانی تعیین نشد. من به محسن گفتم :" باید اجازه دهیم مریم با میل خود و به هر شکلی که راحت تر است این مرحله را طی کند. اگر او را مجبور کنی که عجله کند ، ممکن است به روند درمان او آسیب بزنی."</P>
<P>" مریم به شدت وحشت داشت که موفق نشود ؛ بعد از مدتی بالاخره توانست با اتکا به نفس موفق شود. اضطراب او فروکش کرد و متعاقب آن سایر علائمی که او را آزار می‌داد مثل بی خوابی، میگرن و حالت تهوع از بین رفت و به طور کلی در وضعیت آرامی قرار گرفت. علاوه بر این مراحل درمانی، مریم از طریق اینترنت اطلاعات خود را درباره این بیماری کامل کرد و توانست بر این بیماری فائق آیند. او متوجه شد که تنها نیست و افراد دیگری نیز به این بیماری مبتلا هستند."</P>
<P>" در جلسات مشاوره به مریم کمک کردم که از بروز احساسات خود نهراسد و خود را گناهکار نداند. به او گفتم :" تو باید از زندگی خودت لذت ببری. بیماری خواهرت تقصیر تو نیست. تو وظیفۀ خودت را انجام داده ای و حالا وقت آن است که به خودت، زندگی خودت و همسرت فکر کنی."</P>
<P></P>
<P>" من همیشه عاشق او بوده‌ام اما حالا دوباره عشقی جدید را تجربه می‌کنم"</P>
<P>" درضمن محسن نیز می‌بایست اهمیت نقش خود را در حل مشکلات زناشویی خود می‌دانست. برخلاف بسیاری از مردانی که زندگی زناشویی بدون رابطۀ زناشویی دارند، محسن صبوری و ماندن را انتخاب کرده بود ؛ اما در عین حال اشتباهاتی نیز کرده بود که مشکل را حادتر می‌کرد مثل دعوا کردن با مریم که شبیه مشاجرات دوران مجردی اش با مادرش بود. گاه بعضی افراد با تکرار و ادامۀ جنگ و دعواهای گذشته اشان در مشکلات خود درجا می‌زنند و گاه دعواها و مشاجرات دوران مجردی خود را به زندگی بعد از ازدواج نیز می‌کشانند. محسن در تمام طول زندگی خود با دعوا و مشاجره سرو کار داشته است. در دوران تجرد علت این مشاجرات این بوده که او نمی‌توانسته مادرش را قانع کند که با او مهربانانه تر رفتار کند و در زندگی کنونی او نیز علت مشاجرات، عدم موفقیت او در برقراری یک ارتباط کامل زناشویی با همسرش بوده است ؛ اما در عین حال روشها و تاکتیک‌های او صحیح نبوده است."</P>
<P>من بی پرده به او گفتم : " اگر به تشنج در زندگی خود ادامه دهی، نه تنها مشکلات حل نخواهد شد بلکه احتمال طلاق و جدایی بیشتر نیز خواهد شد. هر چقدر بیشتر او را مضطرب و عصبی کنی، احتمال امتناع از رابطه زناشویی از طرف او بیشتر خواهد شد."</P>
<P>" به این ترتیب آزار و اذیت‌های محسن متوقف شد و حتی وقتی گاه به گاه در طول درمان پیشرفتی در کار مریم دیده نمی‌شد نیز محسن با بردباری تحمل می‌کرد و امیدوار بود و این صبوری و آرامش، اتکا به نفس مریم را بالا می‌برد. با پیشرفت روند درمانی مریم ، محسن مرتب امیدوارتر می‌شد. به تدریج محسن مثل سابق به مریم ابراز علاقه می‌کرد. دستهای او را می‌گرفت و به او محبت می‌کرد. در یکی از جلسات مشاوره محسن گفت : زندگی ما قطعا" شیرین و لذت بخش تر از قبل خواهد شد چون مریم با انگیزه و مصمم در جادۀ سلامتی پیش می‌رود. من همیشه عاشق او بوده ام اما حالا عشقی دوباره را تجربه می‌کنم."<BR>بعد از 18 ماه، معالجات مریم به پایان رسید. سه روز قبل از نهمین سالگرد ازدواجشان این زن و شوهر توانستند مشکل خود را حل کنند. روابط زناشویی آنها به مرور بهتر و بهتر شد و تا امروز که چند سال از آن دوران می‌گذرد هرگز مشکلی نداشته‌اند. اکنون آنها تصمیم گرفته‌اند که برای بچه دار شدن برنامه‌ریزی کنند. مریم همین چند روز پیش به من می‌گفت: " من عمیقا" اعتقاد پیدا کرده‌ام که رابطۀ زناشویی بنیان خانواده را مستحکم تر می‌کند و ازدواج را معنی دار می‌کند. حالا می‌توانم بفهمم که چرا محسن اینقدر برای معالجه اصرار داشت." مریم اکنون به شدت تاسف می‌خورد که چرا زودتر به متخصصین مراجعه نکرده و سالها باعث آزار و اذیت خود و همسرش شده است. مریم صادقانه افزود: " با این وجود مطمئنم آینده ای روشن در انتظار ما است و سعی می‌کنم هرگز حسرت گذشته را نخورم. حالا دیگر ما منتظر فرزندمان هستیم و با بدنیا آمدن او خوشبختی ما دو چندان خواهد شد."<BR>forum.iransalamat.com</P></SPAN>]]></description>
<category></category>
<dc:creator>محمد بخشی</dc:creator>
<comments>http://bia2dg.ir/post-328.html</comments>
<pubDate>Thu, 20 May 2010 08:07:55 pm</pubDate>
</item>

</channel>
</rss>
